English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
Other Matches
copyrights حق الامتیاز
royalty حق الامتیاز
royalties حق الامتیاز
royalities حق الامتیاز
copyright حق الامتیاز
bonus حق الامتیاز سودقرضه
bonuses حق الامتیاز سودقرضه
annual patent fee حق الامتیاز سالانه
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
co operative societies شرکتهای تعاونی
co-operative societies شرکتهای تعاونی
multinational corporations شرکتهای چند ملیتی
leasing companies شرکتهای اجاره دهنده
saving and loan associations شرکتهای پس انداز و وام
conference freight rate نرخ مشترک شرکتهای کشتیرانی
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
auditors حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
auditor حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
wordprocessing شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
mutual fund شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual funds شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
owner صاحب
master صاحب
lords صاحب
owners صاحب
padrone صاحب
lord صاحب
ownerless بی صاحب
masters صاحب
mastered صاحب
titlist صاحب سندمالکیت
signatory صاحب امضا
shipowner صاحب کشتی
housemother زن صاحب خانه
lairds صاحب زمین
laird صاحب زمین
restauranteur صاحب رستوران
seignior صاحب تیول
stock holder صاحب سهم
signatories صاحب امضا
innkeeper صاحب مسافرخانه
housemothers زن صاحب خانه
landowners صاحب ملک
slaveholder صاحب برده
shop keeper صاحب دکان
unowned بی صاحب بیمالک
officer صاحب منصب
innkeepers صاحب مسافرخانه
officers صاحب منصب
sharecropper صاحب نسق
official صاحب منصب
monopolist صاحب انحصار
master of the time صاحب الزمان
manufaturer صاحب کارخانه
man of place صاحب مقام
man of place صاحب منصب
feudary صاحب تیول
feudatory صاحب تیول
free ball توپ بی صاحب
grantee صاحب امتیاز
licence owner صاحب امتیاز
lessor صاحب ملک
in power صاحب مقام
landholder صاحب ملک
in the saddle صاحب اختیار
land lady زن صاحب ملک
concessioner صاحب امتیاز
permit holder صاحب جواز
waif مال بی صاحب
planter صاحب مزرعه
manufacturer صاحب کارخانه
manufacturers صاحب کارخانه
liege صاحب تیول
assayer صاحب عیار
owner of a property صاحب ملک
officiary صاحب منصب
of consequence صاحب شان
nursery man صاحب قلمستان
notary public صاحب محضر
no man's land سرزمین بی صاحب
building owner صاحب کار
concessionaire صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
planters صاحب مزرعه
strays جانور بی صاحب
shareholder صاحب سهم
shareholders صاحب سهم
stockholder صاحب سهم
stockholders صاحب سهم
printer صاحب چاپخانه
printers صاحب چاپخانه
clear-sighted صاحب نظر
restaurateurs صاحب رستوران
restaurateur صاحب رستوران
sovereign صاحب سیادت
sovereigns صاحب سیادت
licensee صاحب جواز
licensees صاحب جواز
industrialist صاحب صنعت
industrialists صاحب صنعت
straying جانور بی صاحب
stray جانور بی صاحب
inviolable صاحب حرمت
masters ارباب صاحب
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
office-holders صاحب مقام
beneficent صاحب کرم
employers صاحب کار
office-holder صاحب مقام
employer صاحب کار
homeowners صاحب خانه
homeowner صاحب خانه
resolute صاحب عزم
mastered ارباب صاحب
master ارباب صاحب
titled صاحب لقب
benefactors صاحب خیر
landowner صاحب ملک
benefactor صاحب خیر
landladies زن صاحب ملک
landlady زن صاحب ملک
lord paramount صاحب تیول عمده
mansion house خانه صاحب تیول
title-holder صاحب سند مالکیت
martyologist صاحب تذکره شهدا
to come into a property مالی را صاحب شدن
office-holder صاحب منصب دولت
office-holders صاحب منصب دولت
title-holders صاحب سند مالکیت
res nullius مال بلا صاحب
prosecuting attorney صاحب منصب پارکه
pooh bah صاحب چندین مقام
placeman صاحب منصب اداری
to have something صاحب چیزی بودن
owner's risk ریسک صاحب کالا
to have something at one's disposal صاحب چیزی بودن
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
peer صاحب لقب اشرافی
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
peering صاحب لقب اشرافی
publican بیگانه صاحب میخانه
publicans بیگانه صاحب میخانه
signatories صاحب امضاء امضایی
owns صاحب چیزی بودن
signatory صاحب امضاء امضایی
polygraphs صاحب تالیفات بسیار
polygraph صاحب تالیفات بسیار
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
own صاحب چیزی بودن
owned صاحب چیزی بودن
owning صاحب چیزی بودن
croupiers کمک صاحب بانک
croupier کمک صاحب بانک
proprietors صاحب حق طبق کتاب
proprietor صاحب حق طبق کتاب
peered صاحب لقب اشرافی
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
endowed صاحب مال و مکنت
licensees صاحب جواز یا امتیاز
licensee صاحب جواز یا امتیاز
at owner's risks به هزینه صاحب مال
staff افسران صاحب منصبان
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
staffed افسران صاحب منصبان
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
holding company شرکت صاحب سهم
staffs افسران صاحب منصبان
i own that house من صاحب ان خانه هستم
estray جانوراواره وبی صاحب
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
infeoff صاحب ملک کردن
in the saddle یراق صاحب مقام
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
stockholders صاحب موجودی ذخیره نگهدار
baton عصا یا چوپ صاحب منصبان
batons عصا یا چوپ صاحب منصبان
manor house خانه ارباب یا صاحب تیول
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
manor houses خانه ارباب یا صاحب تیول
he is the owner of this house او صاحب این خانه است
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
play the ball با دریبل صاحب توپ شدن
equites سواره نظام صاحب امتیاز
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
barkeeper باده فروش صاحب میکده
nursery man درخت کار صاحب تلمبار
patentee صاحب اختراع ثبت شده
portreeve صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
barkeep باده فروش صاحب میکده
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com