English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
saving and loan associations شرکتهای پس انداز و وام
Search result with all words
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
Other Matches
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
co operative societies شرکتهای تعاونی
co-operative societies شرکتهای تعاونی
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
leasing companies شرکتهای اجاره دهنده
multinational corporations شرکتهای چند ملیتی
conference freight rate نرخ مشترک شرکتهای کشتیرانی
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
auditor حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
auditors حسابرس مفتش یا بازرس در شرکتهای سهامی
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
wordprocessing شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
mutual fund شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
mutual funds شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
ex ante saving پس انداز
saver پس انداز کن
forehanded پس انداز کن
saving پس انداز
savings پس انداز
ex post saving پس انداز
thrift پس انداز
deposit پس انداز
irrigator اب انداز
aggregate saving پس انداز کل
deposits پس انداز
fluter چین انداز
foot cloth پای انداز
footcloth پای انداز
missile man موشک انداز
jack ketch طناب انداز
intriguer پشت هم انداز
intriguant پشت هم انداز
intrigant پشت هم انداز
initiator terminator راه انداز
jaculator نیزه انداز
howitzer خمپاره انداز
hand rail دست انداز
missile launcher موشک انداز
grenadier نارنجک انداز
line starter راه انداز خط
fire teazer سوخت انداز
bank of deposit بانک پس انداز
ballista سنگ انداز
actual saving پس انداز واقعی
abortifacient بچه انداز
parapets دست انداز
parapet دست انداز
divisive تفرقه انداز
outlook چشم انداز
lay-by پس انداز کردن
lay by پس انداز کردن
scenes چشم انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
bumpiness دست انداز
fire teazer اتش انداز
firer سوخت انداز
feller درخت انداز
ejector بیرون انداز
ecbolic جنین انداز
dissaving پس انداز منفی
discobolus دایره انداز
crapshooter طاس انداز
forced saving پس انداز اجباری
compulsory saving پس انداز اجباری
cannoneer توپ انداز
buttonhook دکمه انداز
scene چشم انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
rough <adj.> پر دست انداز
bumpy <adj.> پر دست انداز
save money پس انداز کردن
salt away <idiom> پس انداز کردن
mouth-watering دهان آب انداز
unsaved پس انداز نشده
torpedo tube اژدر انداز
to lay up پس انداز کردن
to lay aside پس انداز کردن
thrift institutions موسسات پس انداز
theory of saving نظریه پس انداز
road hole دست انداز
view چشم انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
penny bank صندوق پس انداز
provident bank صندوق پس انداز
savings bank صندوق پس انداز
the t. صاعقه انداز
stoker سوخت انداز
rate of saving نرخ پس انداز
propensity to save گرایش به پس انداز
procrastinator تعویق انداز
private saving پس انداز خصوصی
postponer تاخیر انداز
personal saving پس انداز شخصی
permanent saving پس انداز دائمی
paysage چشم انداز
paradox of thrift تناقض پس انداز
net saving پس انداز خالص
negative saving پس انداز منفی
national saving پس انداز ملی
lay-bys پس انداز کردن
saving rate نرخ پس انداز
releaser راه انداز
retardant عقب انداز
springer کمند انداز
splitter نفاق انداز
spearman نیزه انداز
savings bank صندوق پس انداز
savings account حساب پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
saving function تابع پس انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
saving account حساب پس انداز
reverberative طنین انداز
mobilization of savings تجهیز پس انداز
bowlers توپ انداز
dustpan خاک انداز
landscaping چشم انداز
hooker قلاب انداز
starters راه انداز
starter راه انداز
trappers تله انداز
dustpans خاک انداز
shovel خاک انداز
trapper تله انداز
bumpy پر از دست انداز
prospecting چشم انداز
landscaped چشم انداز
deposit account حساب پس انداز
bowler توپ انداز
prospects چشم انداز
deposit accounts حساب پس انداز
clearing bank بانک پس انداز
rocket launchers موشک انداز
rocket launcher موشک انداز
clearing banks بانک پس انداز
landscape چشم انداز
overlooks چشم انداز
shoveled خاک انداز
hookers قلاب انداز
perspective چشم انداز
perspectives چشم انداز
shoveling خاک انداز
bumpiest پر از دست انداز
prospect چشم انداز
scope چشم انداز
shovelled خاک انداز
overlooking چشم انداز
overlooked چشم انداز
overlook چشم انداز
prospected چشم انداز
shovels خاک انداز
shovelling خاک انداز
landscapes چشم انداز
traffickers پشت هم انداز
bombers بمب انداز
bomber بمب انداز
ringers طنین انداز
ringer طنین انداز
puddles دست انداز
puddle دست انداز
scoops خاک انداز
save پس انداز کردن
panorama چشم انداز
scooping خاک انداز
sonorous طنین انداز
mortar خمپاره انداز
trafficker پشت هم انداز
thundering صاعقه انداز
scenery چشم انداز
bump دست انداز
panoramas چشم انداز
scoop خاک انداز
scooped خاک انداز
drivers راه انداز
driver راه انداز
mortars خمپاره انداز
catapults سنگ انداز
catapulting سنگ انداز
catapulted سنگ انداز
firemen سوخت انداز
fireman سوخت انداز
lookouts چشم انداز
lookout چشم انداز
saves پس انداز کردن
napkin پیش انداز
napkins پیش انداز
pothole دست انداز
potholes دست انداز
catapult سنگ انداز
bumpier پر از دست انداز
saved پس انداز کردن
pothole گودی یا دست انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com