English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
unwashed شسته نشده
Search result with all words
ecru رنگ کتان شسته نشده
greasy wool پشم چرب [پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
Other Matches
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
waterworn اب شسته
crushed gravel شن شسته
ballast مصالح شسته
tub شسته شدن
launders شسته شدن
laundered شسته شدن
launder شسته شدن
laundering شسته شدن
cut and dried شسته وروفته
cut and dry شسته وروفته
cut-and-dried شسته وروفته
tubs شسته شدن
neatest شسته و رفته
neater شسته و رفته
neat شسته و رفته
neat شسته و رفته مرتب
neatest شسته و رفته مرتب
neater شسته و رفته مرتب
It is a neat tidy job. کار شسته ورفته ای است
waterworn شسته شده و صیقلی در اثراب
acid leach کانی شسته شده با اسید
rainwash شسته شده بوسیله باران
eluvial horizon طبقه خاک شسته شده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
dish water ابی که دران فرف شسته باشند
I want these clothes washed. من میخواهم این لباس ها شسته شود.
dish wash ابی که دران فرف شسته باشند
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
to spin laundry in the washing machine لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
airing cupboard قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
lanolin لانولین [ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
washed-out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
washed out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
uncut بریده نشده
unsung خوانده نشده
haggard رام نشده
unsung ستایش نشده
unconnected وصل نشده
unclaimed مطالبه نشده
uncut قطع نشده
uncut از هم جدا نشده
unverified <adj.> ممیزی نشده
unverified <adj.> امتحان نشده
wound less زخمی نشده
unsung سروده نشده
unguarded حراست نشده
unearned کسب نشده
unabated کاسته نشده
unfulfilled اجرا نشده
unpaid پرداخت نشده
unpublished نشر نشده
unquestioned استنتاق نشده
unverified <adj.> ارزیابی نشده
unquestioned بررسی نشده
uninvited دعوت نشده
unquestioned بحث نشده
unreconstructed بازسازی نشده
unattached اعزام نشده
unattached توفیق نشده
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
unalloyed الیاژ نشده
unfulfilled انجام نشده
undisturbed مختل نشده
uncommitted تقبل نشده
unguarded حساب نشده
unabridged تلخیص نشده
unbidden دعوت نشده
unabridged کوتاه نشده
unchanged عوض نشده
uncontrolled مهار نشده
uncontrolled کنترل نشده
unpublished چاپ نشده
tenantless اشغال نشده
undisiplined تربیت نشده
unexploded منفجر نشده
roughdry اطو نشده
intemerate بی ناموس نشده
innascible زایده نشده
inextinct نیست نشده
inedited چاپ نشده
inedited منتشر نشده
unleached سفید نشده
unlicked لیسیده نشده
increate افریده نشده
undirected هدایت نشده
undefined تعریف نشده
the date was not specified نشده بود
unaccommodated فراهم نشده
unaccomplished انجام نشده
unbacked رام نشده
unbowed سر کوب نشده
uncircumcised ختنه نشده
uncleared ترخیص نشده
uncoditioned قطعی نشده
uncoditioned شرط نشده
undeeded در سندقید نشده
non switched line خط گزینه نشده
in sheets صحافی نشده
in quires صحافی نشده
imperforate منگنه نشده
unsight دیده نشده
unsocialized اجتماعی نشده
unstudied مطالعه نشده
autochthonous جابجا نشده
unthickened تغلیظ نشده
unpremediated تصور نشده
unasked سوال نشده
unworn کهنه نشده
unworn استعمال نشده
unseen مکشوف نشده
unseen مشاهده نشده
unshod نعل نشده
unset ثابت نشده
unsaved پس انداز نشده
unsought کاوش نشده
unspotted ننگین نشده
unnormalized هنجار نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unpolished پرداخت نشده
unsaturate اشباع نشده
unsaturated اشباع نشده
sightless دیده نشده
unevaluated <adj.> بررسی نشده
untested <adj.> بررسی نشده
unaudited <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
virgins استفاده نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
virgin استفاده نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
unread خوانده نشده
unverified <adj.> آزمایش نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
uncounted شمرده نشده
unexamined <adj.> بررسی نشده
uninspected <adj.> بررسی نشده
unaudited <adj.> تست نشده
unchecked <adj.> تست نشده
unoccupied اشغال نشده
vacant اشغال نشده
unevaluated <adj.> تست نشده
unexamined <adj.> تست نشده
uninspected <adj.> تست نشده
untested <adj.> تست نشده
inexact درست نشده
unverified <adj.> کنترل نشده
unevaluated <adj.> امتحان نشده
unexamined <adj.> امتحان نشده
undetected کشف نشده
unissued <adj.> توزیع نشده
inviolate نقض نشده
untested <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> امتحان نشده
untested <adj.> امتحان نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
unissued <adj.> منتشر نشده
unchecked <adj.> بررسی نشده
unverified <adj.> بازرسی نشده
unverified <adj.> تست نشده
unmitigated کاسته نشده
uncharted اکتشاف نشده
unbleached <adj.> سفیدگری نشده
unbroken رام نشده
undyed <adj.> رنگرزی نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com