Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (1 milliseconds)
English
Persian
hexaemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
hexahemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
Other Matches
nature
افرینش
creations
افرینش
creation
افرینش
natures
افرینش
creation date
تاریخ افرینش
creationism
اصول افرینش
creationism
اعتقاد به افرینش
navigating
خوی افرینش
navigates
خوی افرینش
navigated
خوی افرینش
navigate
خوی افرینش
generations
افرینش گسترش
generation
افرینش گسترش
creational
وابسته به افرینش خلقتی
cosmogonal
مربوط باصول افرینش گیتی
antemundane
مربوط به پیش از افرینش جهان
mundane era
تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
to break ones fast
روزه
daylong
یک روزه
fasting
روزه
fast
روزه
fasted
روزه
fastest
روزه
fasts
روزه
ventage
روزه
may fly
حشره یک روزه
quadrages imal
چهل روزه
mayfly
حشرهی یک روزه
the f.month
ماه روزه
the fasting month
ماه روزه
to keep a fast
روزه داشتن
to observe a fast
روزه داشتن
triduum
عبادت سه روزه
mayflies
حشرهی یک روزه
to observe a fast
روزه گرفتن
faster
روزه دار
d. after d.
همه روزه
day fly
مگس یک روزه
daylily
سوسن یک روزه
daylong
همه روزه
eight day
هشت روزه
fasts
روزه گرفتن
fastest
روزه گرفتن
fasted
روزه گرفتن
fast
روزه گرفتن
fasting
روزه داری
ephemerid
حشره یک روزه
fast day
روز روزه
faster
روزه گیر
lent
ماه روزه
set menu
صورت غذای هر روزه
in the next few days
درهمین چند روزه
quadrages ima
یاچله روزه وپرهیزنصارا
pentad
مدت پنج روزه
one day event
مسابقه پرش یک روزه
ember days
روزهای روزه ودعا
days sight draft
برات دیداری 06 روزه
rubella
{sg}
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
German measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
three-day measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
wear out one's welcome
<idiom>
مهمان دو روزه عزیز است
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
every dog has his day
<idiom>
<none>
هرکسی پنج روزه نوبت اوست
simple interest
سود پول بر اساس سال 063 روزه
quadrages imal
وابسته به چله روزه وپرهیزکه درمیان نصارامعمول است
madison
مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
consumables
موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
three-day retreat
گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی
[برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com