English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
main beam شعاع اصلی
Other Matches
actinoid دارای شعاع مانند شعاع
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
point of no return نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
radius شعاع
rayless بی شعاع
ray شعاع
beams شعاع
beam شعاع
radius of curvature شعاع خم
radius vector شعاع حامل
atomic radius شعاع اتم
radius شعاع دایره
triradiate دارای سه شعاع
an incident ray شعاع ساقط
stellate شعاع دار
short range با شعاع عمل کم
radius شعاع عملیات
short-range با شعاع عمل کم
short swing پیچهای با شعاع کم
mean radius شعاع میانه
radial of a well شعاع یک چاه
radius of curvature شعاع خمیدگی
radius of curvature شعاع انحناء
radius of curvatupe شعاع انحناء
radius of action شعاع اثر
radius of action شعاع عمل
radius of a well شعاع یک چاه
radius gage شابلون شعاع
radiometer شعاع سنج
radius of extrados شعاع برونسو
radius of giration شعاع چرخش
semidiameter شعاع دایره
nuclear radius شعاع هسته
schwarzschild radius شعاع شوارتزشیلد
radiate شعاع افکندن
radiated شعاع افکندن
radiates شعاع افکندن
radiating شعاع افکندن
radius of intrados شعاع درونسو
radius of influence شعاع تاثیر
radius of giration شعاع ژیراسیون
radially شعاع وار
atomic radius شعاع اتمی
covalent radius شعاع کووالانسی
light beam شعاع نور
bohr radius شعاع بور
ionic ray شعاع یونی
ionic radius شعاع یونی
hydraulic radius شعاع هیدرولیک
radius of gyration شعاع چرخش
gyoradius شعاع چرخش
electron beam شعاع الکترون
image ray شعاع تصویر
casualty radius شعاع تلفات
effective radius شعاع موثر
light ray شعاع نور
average radius شعاع میانگاه
average radius شعاع میانه
within a radius of .kilometre تا شعاع 6 کیلومتر
corner radius شعاع کنج
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
pencilled پرتوی شعاع دار
very long شعاع عمل زیاد
double beam شعاع مضاعف نور
damage radius شعاع منطقه خسارت
van der waals radius شعاع وان در والس
casualty radius شعاع تولید تلفات
effective radius of a well شعاع موثر چاه
destruction radius شعاع تخریب مین
wood ray شعاع اوندی چوبی
light beam recorder ثبات شعاع نور
radiant شعاع گستر درخشان
medium range با شعاع عمل متوسط
very short شعاع عمل خیلی کم
intermediate range با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
searchlight sonar سونار شعاع باریک
sea room شعاع مانور دریایی
damage radius شعاع خطر مین
light ray bending انحراف شعاع نور
radius of convergence شعاع همگرایی [ریاضی]
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
visibility range شعاع عمل دیدبانی یا دید
pencil beam شعاع نور بسیار باریک
pi نسبت پیرامون به شعاع دایره
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
sea room شعاع عمل دریایی ازاد
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
angle of incidence زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
intruder هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
intruders هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
ranges تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
glideslope شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
bend allowance فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
ogive شکل حاصل از منحنی مدارسیارهای که شعاع ان به تدریج زیاد شده تا سرانجام به خط راست تبدیل میگردد
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
radius of integration شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
beams عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
minimum range حداقل شعاع عمل دستگاه یا برد حداقل
beam عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
hydraulic radius شعاع ابی که برابر است باسطح خیس شده به محیط خیس شده
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
line link خط اصلی
mainlining خط اصلی
mainlines خط اصلی
arches اصلی
arch- اصلی
primal اصلی
elementary اصلی
trunk خط اصلی
radical اصلی
isogeny هم اصلی
functional اصلی
trunks خط اصلی
arch اصلی
main attack تک اصلی
main door در اصلی
normative اصلی
principle اصلی
main deck پل اصلی
mainlined اصلی
mainlined خط اصلی
organic اصلی
mainline اصلی
mainline خط اصلی
intrinsic اصلی
text اصلی
texts اصلی
primordial اصلی
inherent اصلی
ingrown اصلی
initialling اصلی
proto اصلی
principal اصلی
initialing اصلی
elementarily اصلی
initials اصلی
primed اصلی
essential <adj.> اصلی
major <adj.> اصلی
quintessential <adj.> اصلی
initialled اصلی
master اصلی
vital <adj.> اصلی
primes اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
primitive اصلی
elemental اصلی
masters اصلی
initial اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com