English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English Persian
agency of communications شعبه ارتباطات
Other Matches
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
voice grade channel ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
members شعبه
member شعبه
filial شعبه
chapters شعبه
chapter شعبه
sections شعبه
substation شعبه
succursal شعبه
end office شعبه جز
embranchment شعبه
branch office شعبه
apparatus شعبه
offshoots شعبه
offshoot شعبه
section شعبه
prongs شعبه
prong شعبه
line شعبه
lines شعبه
branch شعبه
branches شعبه
telecommunication ارتباطات
communication ارتباطات
comms ارتباطات
communications ارتباطات
apparatus شعبه حزب
headquarters شعبه اصلی
dichotomy انشعاب به دو شعبه
dichotomies انشعاب به دو شعبه
annexing شعبه فرعی
annexes شعبه فرعی
annex شعبه فرعی
department قسمت شعبه
departments قسمت شعبه
branch of a company شعبه شرکت
major activity شعبه اصلی
subclass شعبه فرعی
frith شعبه رود
executive agent شعبه اجرایی
executing agency شعبه اجرایی
dichotomization دو شعبه کردن
wing شاخه شعبه
operating agency شعبه عامل
branch office دفتر شعبه
winging شاخه شعبه
branch شعبه رشته
members شعبه بخش
member شعبه بخش
lodge شعبه فراماسون ها
lodged شعبه فراماسون ها
lodges شعبه فراماسون ها
agency اژانس شعبه
branches شعبه زدن
branch شعبه زدن
agencies اژانس شعبه
branches شعبه رشته
telecommunications ارتباطات از دور
telecommunication tower برج ارتباطات
avionics ارتباطات فضایی
avionics ارتباطات هوایی
telecommunication traffic ترافیک ارتباطات
communication ارتباطات مواصلات
telecommunication installation تاسیسات ارتباطات
comunications parameters پارامترهای ارتباطات
telecommunication engineer مهندس ارتباطات
telecommunication technique تکنیک ارتباطات
digital communications ارتباطات دیجیتالی
communication theory نظریه ارتباطات
communications program برنامه ارتباطات
communications protocol پروتکل ارتباطات
voice communications ارتباطات صوتی
optical communications ارتباطات نوری
signal communications ارتباطات مخابراتی
electrical communications ارتباطات الکترونیکی
telecommunication network پبکه ارتباطات
communication chief رئیس ارتباطات
arm شعبه جنگ افزار
subhome office شعبه دفتر اصلی
distributary انشعابی شعبه رود
departmentalize چند شعبه کردن
subhome office شعبه اصلی یک اداره
telecommunication ارتباطات از راه دور
binary synchronous communication ارتباطات همزمان دودویی
communications controller کنترل کننده ارتباطات
data communications processor پردازنده ارتباطات داده ها
data communication system سیستم ارتباطات داده
telecommunications ارتباطات راه دور
main center office مرکز اصلی ارتباطات
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
logic مراحل و تصمیمات و ارتباطات
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
logical مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
dce CommunicationsEquipment Dataتجهیزات ارتباطات داده
tcam TelecommunicationsAccessروش دستیابی ارتباطات دورethod
telemedicine استفاده از ارتباطات راه دور
telecommunications specialist متخصص ارتباطات راه دور
signal security حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
troche قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
coordinated procurement assigness شعبه مسئول خرید کلی اماد
adccp پروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات داده
combined communication board هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
tariffs شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
We are living in the age of mass communication. ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
tariff شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
micros طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
micro طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
basic telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی
microcomputer طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
advanced Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
EDAC سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
ack علامتی در ارتباطات و بی سیم و تلفن که بجای حرف A بکارمیرود
Ergonomics [مطالعه در ارتباطات بین کارهای انسانی، کار پژوهی]
framework صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
frameworks صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
fcc CommunicationCommision Federalسازمان امریکایی مسئول منظم کردن ارتباطات
Manchester coding روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
charts نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charted نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charting نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
chart نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
transborder ارتباطات میان سیستمهای کامپیوتری که در کنارمرزهای ملی قرار دارند
btam BasicTelecommunicationsAccess روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی ethod
integral controller واحد ارتباطات که درون یک کامپیوتر قرار داده شده است
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
pacts نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
pact نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
basics بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basic بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
ccitt v. در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
architecture فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
byte پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
bytes پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
down line processor پردازندهای که در ترمینال یک شبکه ارتباطات قرار دارد وانتقال داده را اسان میکند
coalitions در ارتباطات بین المللی این کلمه به تجمع چنددولت به منظور وصول به هدف مشترک
coalition در ارتباطات بین المللی این کلمه به تجمع چنددولت به منظور وصول به هدف مشترک
cluster bombs کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
clusters کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
multimedia قطعه پردازنده که حاوی قط عاتی است که برای بهبود کارایی چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
sna روشهای طراحی IBM که نحوه ارتباطات در شبکه را بیان میکند ونیز سخت افزارهای مختلف برای ارتباط
internal telecommunications unions یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
dual حافظه با دو مجموعه از داده و خط وط حافظه که ارتباطات بین CPU ها را ممکن می سازد
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
db/dc DataCommunication/Base Data پایگاه داده- ارتباطات داده
MMX قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
criminal investigation شعبه بازجویی جنایی تحقیقات جنایی
data scope یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
systems network architecture روشهای طراحی IBM که نحوه ارتباطات در شبکه را بیان میکند و امکان ارتباط سخت افزارهای مختلف را فراهم میکند
regenerator وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
Intel محدوده پردازنده ها ساخت intel که حاوی قط عاتی هستند که برای افزایش کارایی به کار می روند در صورت کار با چند رسانهای و ارتباطات
headquarters شعبه مرکزی اداره مرکزی
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
aux در DOS اختصار پورت یادرگاه کمکی است که پورت ارتباطات را در DOS به عنوان پیش فرض استفاده میکند
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
paching central سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
eco-branch شعبه زیست بوم [شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
rs c استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com