Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
Other Matches
cut out
وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
active device
دستگاه فعال
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
reticular activating system
دستگاه فعال ساز شبکهای
ascending reticular activating system
دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
claimant agency
شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
mesfet
دستگاه فعال اصلی که مدارهای مجتمع ارسنیک گالیم به منظورتقویت جریان و معکوس نمودن ان بکار می رودEffect SemiconductorField etal
head switching
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
underground
مخفی شبکه مخفی جنگ غیر منظم
integrated circuit
مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
device
دستگاه اسباب وسیله
devices
دستگاه اسباب وسیله
cross hairs
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
instrument
اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
unit assembly
یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
declinator
سمت یاب کشتی وسیله توجیه دستگاه
acr
واسط ی که به وسیله آن دستگاه ضبط به کامپیوتر وصل میشود
controls
وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
controlling
وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control
وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
end item
وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
crt
وسیله نمایش حروف یا طرح ها یا اطلاعات گرافیکی مشابه دستگاه تلویزیون
interlocked
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
asdic
دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
interlocking
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlock
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocks
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
active
هدف فعال خط مشی فعال
minometer
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wands
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wand
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
chains
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chain
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
free form
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
sensor
وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
MIDI sequencer
داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
ground water
اب زیرزمینی
cellar
زیرزمینی
subsurface water
اب زیرزمینی
subsurface ice
یخ زیرزمینی
subterranean
زیرزمینی
cellars
زیرزمینی
underground water
اب زیرزمینی
underground
زیرزمینی
end office
شعبه جز
prong
شعبه
embranchment
شعبه
offshoots
شعبه
filial
شعبه
prongs
شعبه
substation
شعبه
offshoot
شعبه
chapter
شعبه
succursal
شعبه
chapters
شعبه
member
شعبه
branch
شعبه
sections
شعبه
section
شعبه
apparatus
شعبه
line
شعبه
lines
شعبه
members
شعبه
branch office
شعبه
branches
شعبه
under ground survey
برداشت زیرزمینی
underground furnace
کوره زیرزمینی
mined
راه زیرزمینی
mattamore
انبار زیرزمینی
mines
راه زیرزمینی
underground mine
معدم زیرزمینی
subbing
ابیاری زیرزمینی
dug out
پناهگاه زیرزمینی
mine
راه زیرزمینی
underground
شبکه زیرزمینی
caverns
حفره زیرزمینی
earth house
خانه زیرزمینی
under ground working
استخراج زیرزمینی
under ground mining
استخراج زیرزمینی
underdrain
زهکش زیرزمینی
cavern
حفره زیرزمینی
underground cable
کابل زیرزمینی
kobold
غول زیرزمینی
grotto
غار زیرزمینی
grottoes
غار زیرزمینی
ground water trench
بریدگی اب زیرزمینی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
ground water basin
حوزه اب زیرزمینی
ground water storage
اب انباشت زیرزمینی
ground water
ابهای زیرزمینی
ground water table
سفره اب زیرزمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
tunneled
دالان زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
ground water table
سطح اب زیرزمینی
burrow
سوراخ زیرزمینی
ground water runoff
جریان زیرزمینی
grottos
غار زیرزمینی
subsoil drainage
زهکشی زیرزمینی
subsoil irrigation
ابیاری زیرزمینی
camouflet
حفره زیرزمینی
fixed ground water
اب زیرزمینی ماندگار
burrows
سوراخ زیرزمینی
burrowed
سوراخ زیرزمینی
agency of communications
شعبه ارتباطات
annexing
شعبه فرعی
annexes
شعبه فرعی
branches
شعبه رشته
winging
شاخه شعبه
dichotomization
دو شعبه کردن
annex
شعبه فرعی
branches
شعبه زدن
department
قسمت شعبه
branch
شعبه رشته
subclass
شعبه فرعی
branch of a company
شعبه شرکت
agency
اژانس شعبه
agencies
اژانس شعبه
dichotomies
انشعاب به دو شعبه
departments
قسمت شعبه
branch
شعبه زدن
wing
شاخه شعبه
dichotomy
انشعاب به دو شعبه
branch office
دفتر شعبه
apparatus
شعبه حزب
executing agency
شعبه اجرایی
lodged
شعبه فراماسون ها
lodges
شعبه فراماسون ها
lodge
شعبه فراماسون ها
operating agency
شعبه عامل
member
شعبه بخش
major activity
شعبه اصلی
frith
شعبه رود
members
شعبه بخش
executive agent
شعبه اجرایی
headquarters
شعبه اصلی
hydrogeology
بررسی ابهای زیرزمینی
underground
راه اهن زیرزمینی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
kanat
کانالهای زه کشی زیرزمینی
fluctutaion of water table
نوسان سفره اب زیرزمینی
hypogeum
قسمت زیرزمینی بنا
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
metro
راه آهن زیرزمینی
under ground
راه اهن زیرزمینی
rhizmatous
دارای ساقه زیرزمینی
metros
راه آهن زیرزمینی
underground railway
راه اهن زیرزمینی
departmentalize
چند شعبه کردن
distributary
انشعابی شعبه رود
subhome office
شعبه اصلی یک اداره
arm
شعبه جنگ افزار
subhome office
شعبه دفتر اصلی
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
army post office
شعبه پستی نیروی زمینی
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
culvert
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culverts
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
loops
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contentions
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
contention
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
devices
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
device
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
daisy chain
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
simulating
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulate
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com