Total search result: 301 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
temporary duty |
شغل موقت |
|
|
Search result with all words |
|
write |
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود. |
writes |
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود. |
message |
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش . |
messages |
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش . |
foul |
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات |
fouled |
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات |
fouler |
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات |
foulest |
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات |
fouls |
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات |
hard |
خطای موقت در سیستم |
harder |
خطای موقت در سیستم |
hardest |
خطای موقت در سیستم |
compound |
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط |
compounded |
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط |
compounds |
انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط |
list |
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده |
cellar |
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد |
cellars |
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد |
swap |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swap |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swapped |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swapped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swaps |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swaps |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swopped |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swopped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swopping |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swopping |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swops |
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی |
swops |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
save |
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود |
saved |
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود |
saves |
محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود |
staging |
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت |
task |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
tasks |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
clipboard |
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2- |
clipboards |
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2- |
task force |
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی |
task forces |
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی |
shift |
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است |
shifted |
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است |
shifts |
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است |
cooling off period |
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
cooling off period |
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
cooling-off period |
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
cooling-off period |
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
cooling-off periods |
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
cooling-off periods |
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات |
tenancies |
مدت اجاره مالکیت موقت |
tenancy |
مدت اجاره مالکیت موقت |
armistice |
صلح موقت |
armistices |
صلح موقت |
tentative |
ازمایشی موقت |
lean-to |
پناهگاه موقت |
lean-tos |
پناهگاه موقت |
provisional |
موقت |
provisional |
به طور موقت |
temporary |
موقت |
blip |
عقب زدن اتومبیل بطور موقت |
blips |
عقب زدن اتومبیل بطور موقت |
stack |
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی |
stack |
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd |
stacked |
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی |
stacked |
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd |
stacks |
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی |
stacks |
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd |
register |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
register |
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود |
register |
ذخیره موقت دستورات اجرایی |
register |
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش |
register |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
register |
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش |
registering |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
registering |
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود |
registering |
ذخیره موقت دستورات اجرایی |
registering |
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش |
registering |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
registering |
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش |
registers |
تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود |
registers |
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود |
registers |
ذخیره موقت دستورات اجرایی |
registers |
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش |
registers |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
registers |
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش |
station |
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند |
stationed |
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند |
stations |
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند |
comment |
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات |
commented |
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات |
commenting |
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات |
check |
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر |
checked |
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر |
checks |
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر |
truce |
قرارداد متارکه موقت جنگ |
truce |
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت |
truces |
قرارداد متارکه موقت جنگ |
truces |
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت |
modus vivendi |
توافق موقت |
scratch |
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده |
Other Matches |
|
suspension of arms |
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی |
protempore |
موقت شاغل مقامی بطور موقت |
holding area |
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها |
holding anchorage |
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا |
pontoon bridge |
پل موقت |
intrim |
موقت |
adhoc |
موقت |
interim |
موقت |
makeshift |
موقت |
pro tempore |
موقت |
pontoon |
پل موقت |
pontoons |
پل موقت |
buffer |
حافظه موقت |
protem |
موقتا موقت |
dazzle |
کوری موقت |
dazzled |
کوری موقت |
bridging leon |
وام موقت |
false work |
حائل موقت |
coffer dam |
سد انحرافی موقت |
drop tank |
تانک موقت |
detention pending trial |
حبس موقت |
debarkation hospital |
بیمارستان موقت |
stopgaps |
چاره موقت |
stopgap |
چاره موقت |
interim certificates |
گواهی موقت |
interim financing |
پرداخت موقت |
modulus vivendi |
قار موقت |
dazzles |
کوری موقت |
charge d'affaires of the embassy |
کاردار موقت |
kluged |
ترسیم موقت |
dazzling |
کوری موقت |
ischemia |
کم خونی موقت |
interim plan |
برنامههای موقت |
bridging leon |
اعتبار موقت |
cofferdam |
بند موقت |
short time duty |
کار موقت |
bretess |
سنگر موقت |
x site |
انبار موقت |
timbering |
چوبست موقت |
the pro tem chief |
رئیس موقت |
term insurance |
بیمه موقت |
temporary works |
کارهای موقت |
temporary wife |
زوجه موقت |
temporary structures |
ساختمانهای موقت |
bretex |
سنگر موقت |
bretesse |
سنگر موقت |
bretise |
سنگر موقت |
brettys |
سنگر موقت |
temporarily |
بطور موقت |
bretisee |
سنگر موقت |
temporary storage |
حافظه موقت |
temporary storage |
انباره موقت |
suspensions |
اخراج موقت |
suspension |
اخراج موقت |
temporary duty |
ماموریت موقت |
blackouts |
بیهوشی موقت |
suspension of arms |
اتش بس موقت |
tabernacle |
پرستشگاه موقت |
provisional scrip |
تصدیق موقت |
temporal life |
زندگی موقت |
blackout |
بیهوشی موقت |
temporary gauge |
اشل موقت |
temporary road |
راه موقت |
temporalty |
بطور موقت |
temporary marriage |
ازدواج موقت |
temporary hardness |
سختی موقت |
pontoon |
پل موقت نظامی زدن |
convening authority |
فرماندار موقت نظامی |
shells |
برنامه خروج موقت |
kludge |
سخت افزار موقت |
convening authority |
مقام صلاحیتدار موقت |
pontoons |
پل موقت نظامی زدن |
shell |
برنامه خروج موقت |
shelling |
برنامه خروج موقت |
lapses |
برگشت انحراف موقت |
beach dump |
انبار موقت ساحلی |
lapse |
برگشت انحراف موقت |
alternate water terminal |
بارانداز ابی موقت |
air commodore |
سرتیپ موقت هوایی |
lapsing |
برگشت انحراف موقت |
acting sublieutenant |
ناوبان دوم موقت |
cover note |
بیمه نامه موقت |
provisorily |
بطور شرطی یا موقت |
covering note |
بیمه نامه موقت |
provisionally |
بطور موقت عجالتا" |
provisional statement |
صورت وضعیت موقت |
locumtenens |
کفیل جانشین موقت |
provisional scrip |
تصدیق موقت سهام |
pontoneer |
مامور پل موقت سازی |
pontonier |
مامور پل موقت سازی |
provisional order |
دستور موقت اداری |
juryrig |
برپا کردن موقت |
rendezvous area |
منطقه تجمع موقت |
transient ischemia |
کم خونی موضعی موقت |
provisional assignee |
مدیر تصفیه موقت |
shadow memory |
حافظه ثانوی موقت |
drug holiday |
ترک موقت دارو |
scrip |
گواهی نامه موقت |
interim injunction |
حکم توقیف موقت |
parleys |
مذاکره درباره صلح موقت |
quia timet |
قرار تامین دستور موقت |
parley |
مذاکره درباره صلح موقت |
parleyed |
مذاکره درباره صلح موقت |
stopgaps |
وسیله موقت دریچه انسداد |
parleying |
مذاکره درباره صلح موقت |
time charter |
کرایه کردن موقت کشتی |
juryrig |
سوار کردن موقت وسایل |
fifo |
فضای ذخیره سازی موقت |
kludge |
سیستم نرم افزار موقت |
keyboard buffer |
حافظه موقت صفحه کلید |
stopgap |
وسیله موقت دریچه انسداد |
progress payments |
پرداختهای موقت یا علی الحساب |
jumper |
اتصال موقت روی تخته مدار |
suspended animation |
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره |
dazzling |
سوسو زدن کور کردن موقت |
dazzles |
سوسو زدن کور کردن موقت |
dazzled |
سوسو زدن کور کردن موقت |
dazzle |
سوسو زدن کور کردن موقت |
output |
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد |
outputs |
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد |
jumpers |
اتصال موقت روی تخته مدار |
coffer-dam |
[مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها] |
prints |
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ |
transient |
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند |
transient |
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد |
secondary |
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده |
transients |
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند |
print |
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ |
transients |
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد |
printed |
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ |
holding area |
منطقه توقف موقت [هوا فضا] [هوانوردی ] |
yard track |
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها |
workfile |
یک کپی موقت از برنامه یی که در حال ویرایش است |
transients |
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد |
transient |
بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد |
holding station |
محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت |
scratching |
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده |
scratches |
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده |
scratched |
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده |
intermediate |
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند |
supersedeas |
دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری |
softest |
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است |
softer |
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است |
soft |
که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است |
temporary storage |
ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU |
heap |
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد |
receivers |
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش |
heaping |
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد |
receiver |
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش |
short run |
زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد |
heaps |
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد |
input/output |
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد |
false work |
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود |
buffer |
فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است |
working |
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری |
workings |
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری |
text |
ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن |
texts |
ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن |
i/o |
فضای ذخیره سازی موقت داده که به عنوان خروجی یا ورودی استفاده خواهد شد |
scratchpad |
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری |
fall back |
دستورات و توابع دادههای موقت مخصوص که در صورت خطا یا خرابی استفاده میشود |
cycle stealing |
روشی که اجازه میدهد یک دستگاه جانبی بطور موقت کامپیوتر را ازدسترسی به مسیر |
buffer |
فضای ذخیره سازی موقت برای اینکه داده وارد یا خارج شود |
storage |
فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند |
transient |
پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر |
buffer |
استفاده از فضای ذخیره سازی موقت تا وقتی که پردازنده یا رسانه آماده پردازش آن شود |
transients |
پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر |
record |
تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند |
flying shore |
تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود |
input |
فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان |
buffer |
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که در حافظه اصلی خوانده یا نوشته شود |
inputted |
فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان |
bed groins |
بند کوچکی که بطور موقت جهت بالاامدن سطح اب دردهانه خروجی کانال زده میشود |
push up stack |
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد |
pre fetch |
دستورات CPU ذخیره شده در صف کوتاه موقت پیش از پردازش برای افزایش سرعت اجرا |
y site |
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد |
partial carry |
فضای ذخیره سازی موقت تمام ارقام نقلی جمع کننده موازی بجای ارسال مستقیم |
buffer |
فضای ذخیره سازی موقت برای وسیلهای که دادهای دریافت کرده ولی آماده پردازش نیست |
flow diagram |
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند |
flowchart |
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند |
buffer |
استفاده از فضای ذخیره سازی موقت در پورتهای ورودی یا خروجی تا وسایل جانبی آهسته بتوانند با CPU سریع کار کند |
primary |
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند |
first in first out |
صف موقت که در آن اولین عنصر در اولین محل خواندن ذخیره میشود |
cache memory |
یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان |
transient target |
هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد |
check firing |
فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش |
refresh buffer |
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند |
decompress |
ارام ارام بالا امدن با مکثهای موقت |
pioneer heliport |
فرودگاه هلی کوپتر صحرایی فرودگاه موقت |
holdees |
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد |
IRQ |
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه |
softer |
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است |
softest |
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است |
soft |
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است |
air superiority |
برتری موقت هوایی رجحان هوایی |
kludge |
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود |
inputted |
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود |
input |
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود |
backing |
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی |
kluge |
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود |