English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (10 milliseconds)
English Persian
whip شلاق زدن تازیانه زدن
whipped شلاق زدن تازیانه زدن
whips شلاق زدن تازیانه زدن
Search result with all words
lambast شلاق تازیانه زدن
lambaste شلاق تازیانه زدن
Other Matches
scourger تازیانه زن
whips تازیانه
scourage تازیانه
scotcher تازیانه زن
strapper تازیانه زن
knout تازیانه
lambast تازیانه
lambaste تازیانه
chabup تازیانه
rawhides تازیانه
lashes تازیانه
whip تازیانه
lash تازیانه
lashed تازیانه
flagellum تازیانه
whipper تازیانه زن
scutcher تازیانه زن
whipped تازیانه
scourge تازیانه
rawhide تازیانه
flogger تازیانه زننده
whiplike تازیانه وار
rawhides تازیانه زدن
flagellator تازیانه زننده
knout تازیانه زدن
flagelliform تازیانه مانند
rawhide تازیانه زدن
flagellating تازیانه زدن
flogs تازیانه زدن
scourge تازیانه زدن
to kiss the gunners daughter تازیانه خوردن
flogged تازیانه زدن
flog تازیانه زدن
flagellates تازیانه زدن
flagellate تازیانه زدن
flagellated تازیانه زدن
cat o nine tails تازیانه نه تسمهای
cat o'nine tails تازیانه 9 تسمهای
taws تازیانه چرمی
strap فیش تازیانه زنی
straps فیش تازیانه زنی
quirt تازیانه دسته کوتاه
licked تازیانه زدن مغلوب کردن
licks تازیانه زدن مغلوب کردن
lick تازیانه زدن مغلوب کردن
whipping نخ تابیده مخصوص تازیانه پیچی
swished صدای ضربت تازیانه باهوش
swishes صدای ضربت تازیانه باهوش
swishing صدای ضربت تازیانه باهوش
swish صدای ضربت تازیانه باهوش
A blood horse needs only one stroke of the whip . <proverb> اسب نجیب را یک تازیانه بس است .
whipping boy بچه تازیانه خور بجای شاهزاده در مدرسه
lashed شلاق
lash شلاق
the lash شلاق
gad شلاق
horsewhipped شلاق
horsewhipping شلاق
horsewhips شلاق
lashes شلاق
horsewhip شلاق
scourge شلاق
whiplash شلاق
whips شلاق
whiplashes شلاق
flagellum شلاق
whip شلاق
scourage شلاق
whipped شلاق
knout شلاق
lash ضربه شلاق
flagellation شلاق زنی
lashed ضربه شلاق
lash شلاق خوردن
whippy شبیه شلاق
lash vt شلاق زدن
flogger زننده شلاق
flagellator شلاق زننده
lashed شلاق خوردن
scourage شلاق زدن
whipped شلاق زدن
lashes شلاق خوردن
bullwhip شلاق چرمی
belabour شلاق زدن
belabor شلاق زدن
lashing شلاق زنی
taws شلاق زدن
cartwhip شلاق کاری
to touch up شلاق زدن
lasher n سد شلاق زننده
gad شلاق سیخی
lashes ضربه شلاق
flagellation شلاق زدن
cow hide شلاق زدن
vapulation شلاق زنی
whipstock دسته شلاق
welt شلاق زدن
flogged شلاق زدن
welts شلاق زدن
whiplashes شلاق زدن
whiplash شلاق زدن
leather شلاق زدن
whipping شلاق زدن
whipping شلاق زنی
flogging شلاق زدن
whips شلاق زدن
horse شلاق زدن
cat شلاق زدن
whip شلاق زدن
cats شلاق زدن
flog شلاق زدن
flagellate شلاق زدن
bastes شلاق زدن
flogs شلاق زدن
flagellated شلاق زدن
basted شلاق زدن
flagellating شلاق زدن
baste شلاق زدن
flagellates شلاق زدن
cat قی کردن شلاق لنگربرداشتن
yerk شلاق زدن کوبیدن
knack صدای شلاق استعداد
belt بندچرمی شلاق زدن
belted بندچرمی شلاق زدن
cats قی کردن شلاق لنگربرداشتن
eighty lashes هشتاد ضربه شلاق
sentenced to the lash محکوم به خوردن شلاق
hides سخت شلاق زدن
blackjack چماق یا شلاق چرمی
hide سخت شلاق زدن
beat شلاق زدن کوبیدن
beats شلاق زدن کوبیدن
belts بندچرمی شلاق زدن
to whipped on بضرب شلاق بردن
lick son عیبی را با شلاق از کسی دورکردن
stick تخته موج سواری شلاق
flailed شلاق زدن خرمن کوب
wheal ورم جای شلاق و غیره
smacks صدای سیلی یا شلاق مزه
flailing شلاق زدن خرمن کوب
smacked صدای سیلی یا شلاق مزه
flails شلاق زدن خرمن کوب
smack صدای سیلی یا شلاق مزه
wealŠwale شلاق زدن متحری گذاشتن
flick ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicked ضربت اهسته و سبک با شلاق
horsewhipped شلاق زدن تنبیه کردن
horsewhip شلاق زدن تنبیه کردن
cartwhip شلاق زدن تنبیه کردن
horsewhips شلاق زدن تنبیه کردن
licking شلاق زنی بشکل دراوری
whips شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
whipped شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
flail شلاق زدن خرمن کوب
whip شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
flicking ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicks ضربت اهسته و سبک با شلاق
thong شلاق زدن باتسمه بستن
lickings شلاق زنی بشکل دراوری
thongs شلاق زدن باتسمه بستن
he was given 0 lashes بیست ضربه شلاق خورد
horsewhipping شلاق زدن تنبیه کردن
whip in با شلاق مانع شراکندگی تازیها شدن
Give him a taste of the whip . بگذار مزه شلاق را یک کمی بچشد
snapping شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snaps شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
whiplashes هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
snap شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
whiplash هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
snapped شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
to pickle a person's back پشت کسیراپس از شلاق زدن نمک و سرکه مالیدن
stripe راه راه کردن تازیانه زدن
stripes راه راه کردن تازیانه زدن
flagellant کسیکه برای بخشودگی ازگناهان بخود شلاق میزند موجود یا انگل تاژک دار
pizzle الت نری گاو شلاق ساخته شده از ذکر گاو
walloper شلاق زدن سخت زدن
wallop شلاق زدن سخت زدن
scutch شلاق زدن کتک زدن
walloped شلاق زدن سخت زدن
wallops شلاق زدن سخت زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com