English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
breeks شلوار کوتاه
britches شلوار کوتاه
Search result with all words
short شلوار کوتاه تنکه
shorter شلوار کوتاه تنکه
shortest شلوار کوتاه تنکه
bermuda shorts شلوار کوتاه تا زیر زانو
galligaskins ساق پوش شلوار کوتاه
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
pedal pushers شلوار کوتاه زنانه
panties شلوار زیر کوتاه
Other Matches
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
indispensables شلوار
britches شلوار
trousers شلوار
nether garment شلوار
pants شلوار
pantaloon شلوار
inexpressibles شلوار
A pair of old pants ( trousers ) . یک شلوار کهنه
trouser strap رکاب شلوار
brace بند شلوار
inseam درز شلوار
boot blouse گتر شلوار
suit جامه [کت و شلوار]
plus fours شلوار گلف
braced بند شلوار
trouser pocket جیب شلوار
pants pocket [American E] جیب شلوار
trousers pocket [American E] جیب شلوار
sweat pants شلوار ورزش
slopped شلوار گشاد
slop شلوار گشاد
slopping شلوار گشاد
harem skirt شلوار گشادزنانه
hayei شلوار تکواندو
gallus بند شلوار
swimming trunks شلوار شنا
suspender بند شلوار
leg پاچه شلوار
breeches شلوار تنبان
pajamas شلوار گشاد
suspenders بند شلوار
legs پاچه شلوار
leather trousers {pl} شلوار چرمی [پوشاک و مد]
union suit پیراهن و شلوار یکپارچه
leather pants {pl} [American] شلوار چرمی [پوشاک و مد]
oxbags شلوار خیلی گشاد
chaps شلوار بی خشتک گاوداران
gaskin شلوار زیر جامه
jodhpur شلوار چسبان سواری
lederhosen شلوار چرمی [پوشاک و مد]
oxford bags شلوار خیلی گشاد
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
to tuck one's shirt in پیراهن را توی شلوار کردن
blue jeans شلوار کار ابی رنگ
crease خط اطوی شلوار چین دار کردن
jean شلوار فاستونی نخی مخصوص کار
creased خط اطوی شلوار چین دار کردن
trunk hose شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
creasing خط اطوی شلوار چین دار کردن
creases خط اطوی شلوار چین دار کردن
shirt-tail بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
shirt-tails بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
pantaloon پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
bloomer شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
adjustable strap بند شلوار پیش سینه دار که قابل تنظیم است
These pants do not look any different than the others. به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
codpiece روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpieces روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
trews شلوار چسبان یا نیم شلواری جوراب دار چسبان
hurdle step جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
miniature کوتاه
shorter کوتاه
puny قد کوتاه
shortest کوتاه
stockiest کوتاه
miniatures کوتاه
pygmy کوتاه
pygmies قد کوتاه
pygmies کوتاه
little کوتاه
stunts کوتاه
stunting کوتاه
synoptic کوتاه
low کوتاه
pygmy قد کوتاه
stockier کوتاه
stocky کوتاه
pigmy کوتاه
pigmy قد کوتاه
pigmies قد کوتاه
pigmies کوتاه
scut دم کوتاه
concise کوتاه
stunt کوتاه
bas relif کوتاه
dumpy کوتاه
short کوتاه
curt <adj.> کوتاه
liliputian قد کوتاه
of short duration کوتاه
curtal کوتاه
succinct کوتاه
dwarfish کوتاه
concise <adj.> کوتاه
down کوتاه
short <adj.> کوتاه
fleeting <adj.> کوتاه
succinct <adj.> کوتاه
half timber الوار کوتاه
bas relief برجسته کوتاه
hare sighted کوتاه بین
bas-relief برجسته کوتاه
short period دوره کوتاه
short burst رگبار کوتاه
bas-reliefs برجسته کوتاه
short splice پیوند کوتاه
escopette قرابینه کوتاه
epigrammatical کوتاه ونیشدار
short brittle شکننده- کوتاه
idyl چکامه کوتاه
detruncate کوتاه کردن
detruncation کوتاه شدگی
low کوتاه دون
draw in کوتاه شدن
short circuit اتصال کوتاه
short drop دراپ کوتاه
hide bound کوتاه فکر
aphorisms سخن کوتاه
aphorism سخن کوتاه
short precision دقت کوتاه
easy term کوتاه مدت
short return برگشت کوتاه
escopet قرابینه کوتاه
half pint کوتاه تر از مقدارمتوسط
truncating کوتاه کردن
truncates کوتاه کردن
truncated کوتاه کردن
truncate کوتاه کردن
short test bar میله کوتاه
short term دوره کوتاه
clipping کوتاه کردن
scurried مسابقه کوتاه
short run کوتاه مدت
short run مدت کوتاه
abbreviated کوتاه شده
gnomical کوتاه لب نویس
short service line خط سرویس کوتاه
short shunt شنت کوتاه
stags کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
lie-down استراحت کوتاه
lie down استراحت کوتاه
short term کوتاه مدت
fubsy کوتاه وکلفت
scurrying مسابقه کوتاه
scurry مسابقه کوتاه
scurries مسابقه کوتاه
short blast سوت کوتاه
shuffled گام کوتاه
short-wave موج کوتاه
abridge کوتاه کردن
narrow minded کوتاه نظر
morello گیلاس دم کوتاه
short wave موج کوتاه
an incomprehensive report گزارش کوتاه
apophthegm گفتار لب و کوتاه
manikin ادم کوتاه قد
piaffer یورتمه کوتاه
manakin ادم کوتاه قد
mackinaw کت کوتاه و سنگین
shuffle گام کوتاه
low frequency wave موج کوتاه
playlet نمایش کوتاه
novelet داستان کوتاه
novella رمان کوتاه
unabridged کوتاه نشده
shuffles گام کوتاه
shuffling گام کوتاه
short stories داستان کوتاه
short-circuits اتصال کوتاه
short story داستان کوتاه
novelette داستان کوتاه
short-circuit اتصال کوتاه
novelettes داستان کوتاه
short-haul خط سیر کوتاه
term paper رساله کوتاه
short haul خط سیر کوتاه
one track کوتاه فکر
lop sided کوتاه و بلند
idylls قصیده کوتاه
jog trot یورتمه کوتاه
intrim کوتاه مدت
chip shot ضربه کوتاه
chitchat صحبت کوتاه
chiton قبای کوتاه
coatee دامن کوتاه
conte داستان کوتاه
poops صدای کوتاه
poop صدای کوتاه
correption کوتاه کردن
pygmies ادم کوتاه قد
shortening کوتاه شدگی
idyl قصیده کوتاه
pigmies ادم کوتاه قد
knurly کوتاه قد کوتوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com