Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
repeat counter
شمارنده تکرار
Other Matches
up/down counter
شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
countering
شمارنده
countered
شمارنده
counter
شمارنده
enumerator
شمارنده
computers
شمارنده
conuter
شمارنده
computer
شمارنده
line counter
شمارنده سطر
loop counter
شمارنده حلقه
modulo n counter
شمارنده به پیمانه
multiplier
بس شمارنده افزاینده
numerator
شمارنده شمارشگر
program counter
شمارنده برنامه
frequency counter
شمارنده فرکانس
ring counter
شمارنده حلقهای
binary counter
شمارنده دودویی
current location counter
شمارنده مکان فعلی
countered
مقابل دستگاه شمارنده
countering
مقابل دستگاه شمارنده
counter
مقابل دستگاه شمارنده
enumerative
وابسته بشمردن شمارنده
reset
تنظیم ثبات یا شمارنده دروضعیت اولیه اش
resets
تنظیم ثبات یا شمارنده دروضعیت اولیه اش
rewind
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinds
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewound
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinding
برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
non operable instruction
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
practising
تکرار
ingemination
تکرار
frequentness
تکرار
recidivism
تکرار
epanalepsis
تکرار
reduplication
تکرار
frequence
تکرار
practicing
تکرار
practise
تکرار
iterance
تکرار
reiteration
تکرار
tautologies
تکرار
tautology
تکرار
renewals
تکرار
renewal
تکرار
frequentation
تکرار
practises
تکرار
iteration
تکرار
repeats
تکرار
rehearsal
تکرار
replication
تکرار
frequency
تکرار
recapitulations
تکرار
recapitulation
تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
frequencies
تکرار
often
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
duplication
تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
repeat
تکرار
rehearsals
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
repetitions
تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
practice
تکرار
repetition
تکرار
do nothing instruction
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
repetitions
باز گو تکرار
repetition
باز گو تکرار
iterative
تکرار شده
iterative
تکرار کننده
rehearsal
تکرار مجدد
circular frequency
تکرار دورانی
auto repeat
خود تکرار
rehearsal
تکرار عملیات
reiterated
تکرار کردن
ingeminate
تکرار کردن
ibidem
تکرار میشود
uses
تکرار ممارست
iterable
تکرار کردنی
rehearsals
تکرار عملیات
recurs
تکرار شدن
iterant
تکرار کننده
frequents
تکرار شونده
frequenting
تکرار شونده
frequented
تکرار شونده
frequent
تکرار شونده
rehearsals
تکرار مجدد
iterate
تکرار کردن
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
use
تکرار ممارست
repetition of position
تکرار وضعیت
recidivism
تکرار جرم
repeats
تکرار تجدید
replication
پاسخگویی تکرار
repeat
تکرار کردن
reptition compulstion
وسواس تکرار
repeat
تکرار کنید
repeat
تکرار تجدید
reiterate
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
repeats
تکرار کنید
repetitous
تکرار کننده
repetition of an act
تکرار کاری
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
repeats
تکرار کردن
repeater
تکرار کننده
repeatable
قابل تکرار
repeatability
قابلیت تکرار
typematic key
کلید تکرار
repeat key
کلید تکرار
reiterating
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
recur
تکرار شدن
merism
تکرار متشابهات
tautologic
بیهوده تکرار کن
to repeat oneself
تکرار شدن
pleonasm
تکرار بیمورد
palilogy
تکرار تاکیدی
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
recurred
تکرار شدن
pulse repetition
تکرار تپش
pulse repetition
تکرار ضربان
replicate
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
replicates
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
overeun error
خطای تکرار شده
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
frequency function
تابع تکرار
[ریاضی]
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
spaced repetition
تکرار فاصله دار
polysyndeton
تکرار حرف ربط
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
to make repeat
وادار به تکرار کردن
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
repeat action key
کلید تکرار عمل
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
recapitulation
تکرار رشدو نمو
recidivist
عامل تکرار جرم
recapitulations
تکرار رشدو نمو
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
recidivist
تکرار کننده جرم
recidivists
عامل تکرار جرم
recidivists
تکرار کننده جرم
duplication check
مقابله از راه تکرار
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
rehashes
تکرار مکررات چیز تکراری
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
rehashed
تکرار مکررات چیز تکراری
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
rehash
تکرار مکررات چیز تکراری
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
cumulative distribution function
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
anaphora
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
cyclic
عملی که مرتب تکرار میشود
monotone
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
that will be the day
<idiom>
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
superfix
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
loops
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
looped
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
let
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
loop
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
iterative process
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
to haunt
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
lets
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
letting
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com