English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (10 milliseconds)
English Persian
north-east شمال شرق
Search result with all words
north-west شمال غرب
north-west شمال غربی در شمال غرب
Indian summer هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summers هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
bald eagle نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
bald eagles نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
north easterly شمال شرقی
north-easterly شمال شرقی
north westerly شمال غربی
north westerly در شمال باختر
north-westerly شمال غربی
north-westerly در شمال باختر
uptown واقع در محلات شمال شهر
arctic وابسته بقطب شمال سرد
arctic قطب شمال
Arctic Circle مدار قطب شمال
lemming موش صحرایی قطب شمال
lemmings موش صحرایی قطب شمال
North Pole قطب شمال
northerly شمال
northerly به سمت شمال
north شمال
north باد شمال
north روبه شمال
north در شمال
northerner اهل شمال
northerners اهل شمال
northbound عازم شمال
polar وابسته به قطب شمال وجنوب
moor اهل شمال افریقا مسلمان
moored اهل شمال افریقا مسلمان
moors اهل شمال افریقا مسلمان
north-east شمال شرقی در شمال شرق
north western شمال غربی
north-western شمال غربی
northwestern شمال غربی
magnetic north شمال مغناطیسی
Nordic وابسته به شمال اروپا
northward بسوی شمال شمالا
northern ساکن شمال
true north شمال حقیقی
true north شمال جغرافیایی
true north شمال واقعی
arcturus نگهبان شمال
arcturus نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
azimuth نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
baltic دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
barbary کشوران اسلامی شمال افریقا
celestial north pole قطب شمال عالم
compass north شمال مغناطیسی
compass north شمال قطب نما
compass rose شمال نما
declination مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
epsilon bootis رایت شمال
euroclidon بادطوفانی شمال شرقی درمدیترانه
fox grape انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
gadwall اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
grid north شمال شبکه
gyrocompass نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
holarctic وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
ice foot دیواره یخ درنواحی شمال
ina northerly direction سوی شمال
ina northerly direction بطرف شمال شمالا
inkberry درخت خاص شمال شرق امریکا
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lapland ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
laplander اهل در شمال اسکاندیناوی زبان لایلاندی
low dutch زبان شمال المان و هلندی
magnetic north pole قطب شمال مغناطیسی
moorish وابسته به اهالی شمال افریقا
narwal نهنگ دریایی قطب شمال
narwhal نهنگ دریایی قطب شمال
narwhale نهنگ دریایی قطب شمال
new england نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
north by cast میان شمال و شمال شرقی
north east شمال خاور
north east شمال شرق شمال شرقی
north east در شمال خاور
north easter باد شمال خاور
north light roof بام شمال نور
north north east میان شمال و شمال خاور
north west شمال باختر
north west شمال غرب شمال غربی
north wester باد شمال باختر
north wind باد شمال
northeast شمال خاوری
northeast شمال شرقی شمال شرق
northeaster باد شمال خاوری
northeaster نسیم شمال شرقی
northeastern شمال شرقی
northeastern مربوط به شمال شرقی
northeastward بطرف شمال شرقی
northeastward شمال شرقی
norther بیشتر بطرف شمال
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northing عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
northwardly سوی شمال
northwardly بطرف شمال شمالی
northwards بسوی شمال شمالا
northwest شمال باختری
Other Matches
northwest شمال غرب شمال غربی
north <adj.> شمال
NW شمال غربی
north-eastern رو به شمال شرق
north-eastern از شمال خاوری
Libya شمال افریقا
the north pole قطب شمال
upstater اهل شمال استان
northwester طوفان شمال غربی
smew مرغابی شمال اروپاواسیا
rubicon رودی در شمال ایتالیا
northwester باد شمال غربی
north-eastern به سوی شمال شرق
northwestwards بطرف شمال غربی
Flemish Mannerism انقلاب شمال اروپا
NW مخفف شمال غرب
northernmost دورترین محل در شمال
steelhead ماهی ازاد شمال امریکا
piedmont ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
north-eastern وابسته به شمال شرق ایالات متحده
The aircrafts was flying in a northerly direction. هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
white crappie ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
troy شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
trouvere شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
English style [نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
Nahavand شهر نهاوند [در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
Ditterling [تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
true track تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
wimp آدم دست و پا چلفته [شمال آلمان] [خفت آور ] [اصطلاحات نوجوانان]
blue laws قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
Hispano-Moresque [سبک معماری ساختمان های شمال آفریقا در صده هشت تا پانزده میلادی]
blue law قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
rhaeto romanic زبان لاتین سوئیس شرقی وایتالیای شمال شرقی
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
Tianjan شهر تیانجان [شهری در شمال چین که از مراکز اصلی تولید فرش در چین بشمار رفته. زمینه اکثر فرش ها آبی رنگ به همراه طرح های زرد و طلایی می باشد.]
Quchan قوچان [شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com