English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
jointing rule شمشه کرم بندی
Other Matches
bloom شمشه
blooms شمشه
bloomed شمشه
screed شمشه
ingot stick شمشه
straight edge شمشه
blooming shears قیچی شمشه
blooming roll نورد شمشه
blooming pass کالیبر شمشه
floating screed شمشه گچی
longitudinal screed شمشه طولی
longitudinal screed شمشه طولی
screed شمشه جاده
jointing wood شمشه ملات
cogging pass کالیبر شمشه
cogged ingot شمشه فولادی
cogging mill دستگاه نورد شمشه
screed شمشه جمع کننده مواد اضافی در سطح
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
waterproofing اب بندی
hermetic sealing اب بندی
humidity insulation اب بندی
humidity insulation نم بندی
patching سر هم بندی
queing صف بندی
sealing off اب بندی
nailed up سر هم بندی
snacks ته بندی
snack ته بندی
neuration رگ بندی
striation خط بندی
lapping اب بندی
laced بندی
queuing صف بندی
taping ته بندی
mud sill ته بندی
funiculars بندی
commisural بندی
commissural بندی
articular بندی
seals اب بندی
alignments صف بندی
alignment صف بندی
funicular بندی
vanation رگ بندی
seal اب بندی
trimerous سه بندی
packaged بسته بندی
regimentalation گروه بندی
regimentation گروه بندی
packaged عدل بندی
package بسته بندی
venation رگه بندی
packages عدل بندی
packages بسته بندی
package عدل بندی
underpins پی بندی کردن
underpinned پی بندی کردن
underpin پی بندی کردن
scheduling queue صف زمان بندی
grades درجه بندی
rootage ریشه بندی
ring clossure حلقه بندی
rhyme scheme قافیه بندی
reticulation شبکه بندی
paging صفحه بندی
vernation برگ بندی
rank رتبه بندی
formulation صورت بندی
sealing wax موم اب بندی
modularization پیمانه بندی
waterproofing course اندود اب بندی
waterproofing course لایه اب بندی
watertight core هسته اب بندی
wagering شرط بندی
paragraphic بندی فقرهای
tabulate جدول بندی
tabulated جدول بندی
tabulates جدول بندی
patchery سرهم بندی
phantasma چشم بندی
wainscoting تخته بندی
ranked رتبه بندی
ranks رتبه بندی
queuing theory نظریه صف بندی
vertebration مهره بندی
taxonomies طبقه بندی
premunition پیش بندی
taxonomy طبقه بندی
vertebration فقره بندی
totalization جمع بندی
juggle چشم بندی
scheme of colour رنگ بندی
terracing تراس بندی
stratification لایه بندی
stratification قشر بندی
to make a mess of سر هم بندی کردن
steining طوقه بندی
to make a muddle of سر هم بندی کردن
staping مرحله بندی
somatotyping سنخ بندی تن
snow job سرهم بندی
gamble شرط بندی
gambled شرط بندی
tariff classification تعرفه بندی
tabulation جدول بندی
stratification طبقه بندی
subsumption رده بندی
stratification چینه بندی
summation جمع بندی
syllabication هجا بندی
syllabicity هجا بندی
syllabification هجا بندی
systemization طبقه بندی
to mull a mull of سر هم بندی کردن
to nails up سر هم بندی کردن
sealings بتونه اب بندی
sealing اب بندی کردن
sealing screw پیچ اب بندی
trelliswork داربست بندی
sealing liquid مایع اب بندی
sealing joint اتصال اب بندی
seal bars میلههای اب بندی
triangularization مثلث بندی
triangulation مثلث بندی
typification سنخ بندی
typification طبقه بندی
partitioning جزء بندی
segmentation قطعه بندی
to pin up بی بندی کردن
skelton استخوان بندی
gambles شرط بندی
single sling باربردار یک بندی
shuttering تخته بندی
shoring شمع بندی
to take a snack ته بندی کردن
toe protection پاشنه بندی
self dramatization بخود بندی
grade درجه بندی
line graduation تقسیم بندی خط
jerry-built سر هم بندی شده
colonnade ستون بندی
colonnades ستون بندی
gradin پله بندی
gipsyhood غربال بندی
rationing جیره بندی
rationing سهمیه بندی
gemmulation جرثومه بندی
division طبقه بندی
divisions طبقه بندی
formwork قالب بندی
jerry built سر هم بندی شده
granulating دانه بندی
spacing فاصله بندی
quota سهمیه بندی
quotas سهمیه بندی
layering لایه بندی
justification صفحه بندی
justifications صفحه بندی
lattice work شبکه بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com