English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
English Persian
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
Other Matches
toledo شهر تولدو
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
spurtle شمشیر
swords شمشیر
sword شمشیر
swordsman شمشیر زن
bilbo شمشیر
bilboa شمشیر
spit شمشیر
spits شمشیر
blade شمشیر
bolo شمشیر
claymore شمشیر دودمه
baldric بند شمشیر
scabbards غلاف شمشیر
at the point of the sword بدم شمشیر
scabbard غلاف شمشیر
swordplay فن شمشیر بازی
rapiers شمشیر دودم
rapier شمشیر دودم
blade تیغه شمشیر
daito شمشیر بزرگ
fencer شمشیر باز
swordsmanship شمشیر بازی
to carry sword شمشیر جستن
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
swordsman شمشیر باز
swordlike شمشیر مانند
sword knot شرابه شمشیر
foilsman شمشیر باز
gladiate شمشیر مانند
sabre cut زخم شمشیر
sword cut زخم شمشیر
sword cutter شمشیر ساز
sword dance رقص شمشیر
sword fish شمشیر ماهی
swordfishes شمشیر ماهی.
steeled شمشیر پولادی
steeling شمشیر پولادی
steels شمشیر پولادی
swordfish شمشیر ماهی.
tucker شمشیر ساز
fences شمشیر بازی
hilt دسته شمشیر
foible تیغه شمشیر
steel شمشیر پولادی
foibles تیغه شمشیر
fence شمشیر بازی
handles قبضه شمشیر
hilts دسته شمشیر
pommel قبه شمشیر
pommels قبه شمشیر
handle قبضه شمشیر
academic assault شمشیر بازی نمایشی
scimitar شمشیر هلالی شکل
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
action on the blade تماس با شمشیر حریف
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
falchion شمشیر کوتاه و پهن
in line شمشیر در وضع حمله
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
backsword شمشیر یک لبهء برنده
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
fences شمشیر بازی کردن
fence شمشیر بازی کردن
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
tuck درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
pommels قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
tucks درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tucking درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
dubbed باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
dub باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com