English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
gladiate شمشیر مانند
swordlike شمشیر مانند
Other Matches
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
swords شمشیر
sword شمشیر
blade شمشیر
spurtle شمشیر
spits شمشیر
swordsman شمشیر زن
bilbo شمشیر
bilboa شمشیر
bolo شمشیر
spit شمشیر
sword cut زخم شمشیر
steeled شمشیر پولادی
steel شمشیر پولادی
scabbard غلاف شمشیر
sword cutter شمشیر ساز
scabbards غلاف شمشیر
swordfishes شمشیر ماهی.
swordfish شمشیر ماهی.
sword fish شمشیر ماهی
rapier شمشیر دودم
sword knot شرابه شمشیر
hilt دسته شمشیر
rapiers شمشیر دودم
foilsman شمشیر باز
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
swordplay فن شمشیر بازی
hilts دسته شمشیر
sword dance رقص شمشیر
claymore شمشیر دودمه
steels شمشیر پولادی
foible تیغه شمشیر
swordsman شمشیر باز
handle قبضه شمشیر
steeling شمشیر پولادی
fences شمشیر بازی
swordsmanship شمشیر بازی
daito شمشیر بزرگ
fencer شمشیر باز
handles قبضه شمشیر
blade تیغه شمشیر
fence شمشیر بازی
pommels قبه شمشیر
to carry sword شمشیر جستن
foibles تیغه شمشیر
sabre cut زخم شمشیر
baldric بند شمشیر
tucker شمشیر ساز
pommel قبه شمشیر
at the point of the sword بدم شمشیر
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
action on the blade تماس با شمشیر حریف
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
academic assault شمشیر بازی نمایشی
in line شمشیر در وضع حمله
fence شمشیر بازی کردن
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
backsword شمشیر یک لبهء برنده
scimitar شمشیر هلالی شکل
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
fences شمشیر بازی کردن
falchion شمشیر کوتاه و پهن
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
tuck درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tucking درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
tucks درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommels قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
dubbed باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
dub باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
toughest پی مانند
womanlike زن مانند
floriform گل مانند
and so on و مانند ان
reedier نی مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
filiform نخ مانند
unique بی مانند
uniquely بی مانند
threadlike نخ مانند
string نخ مانند
unequaled بی مانند
argillaceous گل مانند
blotchy لک مانند
tough پی مانند
thready نخ مانند
analog مانند
argillaceous رس مانند
liplike لب مانند
mammilliform مانند
tendinous بی مانند
analogues مانند
analogous مانند
analogue مانند
unparalleled بی مانند
gypsiferous گچ مانند
impish جن مانند
unequalled بی مانند
after the example of مانند
without an e. بی مانند
fluty نی مانند
arundinaceous نی مانند
inapproachable بی مانند
plumose پر مانند
similar مانند
encephaloid مخ مانند
etcetera و مانند ان
castellated دژ مانند
as مانند
near مانند
near- مانند
nears مانند
incomparable بی مانند
feathery پر مانند
neared مانند
nearer مانند
nearest مانند
nearing مانند
fulidal اب مانند
myrtle formed اس مانند
anthoid گل مانند
mammilary مانند
simulant مانند
unapproachable بی مانند
frothy کف مانند
icily یخ مانند
lambdoid مانند
goatish بز مانند
foggier مانند مه
etc و مانند آن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com