English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (8 milliseconds)
English Persian
scimitar شمشیر هلالی شکل
Other Matches
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
falcated هلالی
half moon هلالی
lunate هلالی
lunular هلالی
arciform هلالی
toric هلالی
sigmoid هلالی
semilunar هلالی
mooned هلالی
embowed هلالی
meniscus هلالی
meniscus نگارنده هلالی
meniscus lens عدسی هلالی
mikazuki دروی هلالی
lunette هلالی شکل
crescent هلالی شکل
crescents هلالی شکل
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
moon knife چاقوی هلالی
squinch طاق هلالی
synodic period دوره تناوب هلالی
lunule هر عضو هلالی هلال
half-moon سنگر نیم هلالی
lunulate شبیه هلال هلالی
diverging meniscus lens عدسی هلالی واگرا
convergent meniscus lens عدسی هلالی همگرا
ravelin نیم هلالی سنگر
engrailed دارای کنگرههای هلالی
eyebrow گچ بری هلالی بالای پنجره
croissants نان شیرینی هلالی شکل
eyebrows گچ بری هلالی بالای پنجره
lunulate دارای اجزاء هلالی شکل
torus گچ بری بزرگ هلالی ته ستون
lunar month ماه هلالی ,priod synodic lunation :syn
blade شمشیر
spits شمشیر
spit شمشیر
bilboa شمشیر
bilbo شمشیر
bolo شمشیر
swordsman شمشیر زن
sword شمشیر
swords شمشیر
spurtle شمشیر
baldric بند شمشیر
daito شمشیر بزرگ
claymore شمشیر دودمه
rapier شمشیر دودم
at the point of the sword بدم شمشیر
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
sabre cut زخم شمشیر
sword cutter شمشیر ساز
sword dance رقص شمشیر
sword fish شمشیر ماهی
sword cut زخم شمشیر
sword knot شرابه شمشیر
swordlike شمشیر مانند
swordsman شمشیر باز
gladiate شمشیر مانند
swordsmanship شمشیر بازی
foilsman شمشیر باز
fencer شمشیر باز
to carry sword شمشیر جستن
scabbards غلاف شمشیر
fences شمشیر بازی
hilt دسته شمشیر
handles قبضه شمشیر
hilts دسته شمشیر
tucker شمشیر ساز
foible تیغه شمشیر
foibles تیغه شمشیر
pommel قبه شمشیر
blade تیغه شمشیر
pommels قبه شمشیر
handle قبضه شمشیر
fence شمشیر بازی
steels شمشیر پولادی
steeling شمشیر پولادی
scabbard غلاف شمشیر
swordfish شمشیر ماهی.
swordplay فن شمشیر بازی
swordfishes شمشیر ماهی.
steel شمشیر پولادی
rapiers شمشیر دودم
steeled شمشیر پولادی
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
academic assault شمشیر بازی نمایشی
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
in line شمشیر در وضع حمله
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
fence شمشیر بازی کردن
falchion شمشیر کوتاه و پهن
action on the blade تماس با شمشیر حریف
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
backsword شمشیر یک لبهء برنده
fences شمشیر بازی کردن
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
tuck درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
pommels قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
tucks درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
tucking درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
dubbed باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dub باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com