Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
trindle
شمع مومی دراز ونوک تیز
Other Matches
scimitar
شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
hastate
سه گوش ونوک تیز
cereous
مومی
waxy
مومی
ceraceous
مومی
waxen
مومی
wax candle or taper
شمع مومی
waxiness
حالت مومی
lardaceous a
ماسیده مومی
waxwork
پیکر مومی
waxworks
پیکر مومی
oil paper
کاغذ مومی
waxed paper
کاغذ مومی
wax
شمع مومی
waxed
شمع مومی
waxes
مومی شکل
waxes
شمع مومی
wax
مومی شکل
wax paper
کاغذ مومی
bougie
شمع مومی
taper
شمع مومی
tapered
شمع مومی
tapers
شمع مومی
waxed
مومی شکل
lost wax process
فرایند مدلهای مومی
crayon
مداد رنگی مومی
waxy flexibility
انعطاف پذیری مومی
flexibilitas cerea
انعطاف پذیری مومی
crayons
مداد رنگی مومی
cerate
دارای غشاء یاشامه مومی
lost wax process
ریخته گری با مدلهای مومی
waxen
ساخته شده از موم مومی شکل
suberin
ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
soricine
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
macro
دراز
oblongated
دراز
oblongs
دراز
long
دراز
longish
دراز
longheaded
دراز سر
prolix
دراز
verbose
دراز
long headed
سر دراز
lengthwise
دراز
dolichomorphic
دراز تن
oblong
دراز
lengthy
دراز
to piece out
دراز
longest
دراز
longer
دراز
long-
دراز
linear
دراز
longed
دراز
toom
دراز
longs
دراز
to be prolonged
دراز
to eke out
دراز
elongation
دراز شدگی
lengthening
دراز شدن
lengthening
دراز کردن
codlin
یکجورسیب دراز
codling
یکجورسیب دراز
couchant
دراز کشیده
drag on
<idiom>
دراز کردن
at full length
دراز کشیده
long-time
دراز مدت
lengthens
دراز شدن
long-drawn-out
دور و دراز
verbalization
دراز گویی
in the long run
در دراز مدت
lengthens
دراز کردن
long term
<adj.>
دراز مدت
proboscis
پوزه دراز
proboscises
پوزه دراز
blue moon
زمان دراز
long run
[American E]
<adj.>
دراز مدت
to stretch out
دراز کردن
long term
دراز مدت
long wind
دراز نفسی
longeval
دراز عمر
longhead
کله دراز
prolongate
دراز کردن
morella cherry
گیلاس دم دراز
tender fleshed cherry
گیلاس دم دراز
oblonated
دراز :درازنا
streek
دراز کردن
extend
دراز کردن
pintail
اردک دم دراز
prolixity
دراز نویسی
long shunt
شنت دراز
long run
دراز مدت
long bone
استخوانهای دراز
ileum
روده دراز
inductile
دراز نشو
lantern jawed
چانه دراز
lanternjaws
چانه دراز
long bill
نوک دراز
long billed
نوک دراز
long eared
گوش دراز
long necked
گردن دراز
long range
دراز مدت
protract
دراز کردن
narrowed
دراز وباریک
oblong
دراز پهنا
oblongs
دراز پهنا
long-term
دراز مدت
long life
عمر دراز
snipe
نوک دراز
sniped
نوک دراز
snipes
نوک دراز
sniping
نوک دراز
longer-term
دراز مدت
gangling
طولانی و دراز
stretches
دراز کردن
stretched
دراز کردن
narrower
دراز وباریک
narrowest
دراز وباریک
longevity
دراز عمری
weedy
دراز و باریک
lanky
دراز وباریک
narrow
دراز وباریک
far-fetched
دور و دراز
far fetched
دور و دراز
long-life
عمر دراز
elongate
دراز کردن
elongate
دراز شدن
stretch
دراز کردن
elongating
دراز شدن
lengthen
دراز کردن
string
چسبناک دراز
lengthen
دراز شدن
long-winded
دراز نفس
long winded
دراز نفس
elongates
دراز شدن
lengthened
دراز شدن
lengthened
دراز کردن
elongates
دراز کردن
wader
مرغ دراز پا
elongating
دراز کردن
spindle
دراز و باریک شدن
chatterboxes
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
mygale
موش پوزه دراز
spindles
دراز و باریک شدن
grallatorial
وابسته به دراز پایان
windbags
نطاق روده دراز
long term memory
حافطه دراز مدت
verbose
دراز نویس درازگو
longevous
دارای عمر دراز
abusive
ناسزاوار زبان دراز
mongooses
میمون پوزه دراز
longhorn
گوسفند شاخ دراز
longhorn
گاو شاخ دراز
longicorn
دارای شاخک دراز
mongoose
میمون پوزه دراز
chatterbox
ادم روده دراز
orangoutang
بوزینه دست دراز
prolate
دوک وار دراز
chaise longue
نوعی نیمکت دراز
long-term
دوره دراز مدت
interminably
بطور بسیار دراز
to make old bones
عمر دراز کردن
scolopax
جنس نوک دراز
scoldpaceous
مانند نوک دراز
tractile
لوله شو دراز شدنی
rangy
ولگرد پا دراز و لاغر
ringtail
تلیله نوک دراز
proboscis monley
بوزینه دراز بینی
porrect
دراز کردن جلوگذاردن
to live a long life
عمر دراز کردن
orangutan
بوزینه دست دراز
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
kick around
<idiom>
دراطراف دراز کشیدن
paidle
یکجوربیل دسته دراز
secular trend
روند دراز مدت
orang-outangs
یکجوربوزینه دراز دست
orang-outans
یکجوربوزینه دراز دست
repose
دراز کشیدن غنودن
chaises longues
نوعی نیمکت دراز
daddy-long-legs
بابا لنگ دراز
longer-term
دوره دراز مدت
tusk
دندان دراز وتیز
gibbons
میمون دراز دست
extended pole piece
قطبک دراز شده
orang outang
یکجوربوزینه دراز دست
full bottomed
دارای دنباله دراز
godwit
نوک دراز ابی
orang-outang
یکجوربوزینه دراز دست
hatchet face
صورت دراز وباریک
deferred liability
دیون دراز مدت
tirade
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tusks
دندان دراز وتیز
weeded
دراز و لاغر پوشاک
weeding
دراز و لاغر پوشاک
toboggan
سورتمه دراز و باریک
toboggans
سورتمه دراز و باریک
verbosity
دراز نویسی پرگویی
reach
دراز کردن دست
ileitis
اماس روده دراز
gibbon
میمون دراز دست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com