Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English
Persian
stereochemistry
شمیی فضایی
Other Matches
space ship
کشتی فضایی سفینه فضایی
three-dimensional
فضایی
cubic
فضایی
spatial
فضایی
isometrics
فضایی
isometric
فضایی
spatila
فضایی
spacial
فضایی
spatial symbolism
نمادگری فضایی
space station
ایستگاه فضایی
spaceframe
قاب فضایی
spatial ability
توانایی فضایی
spatiomotor
فضایی- حرکتی
spatial threshold
استانه فضایی
spatial visualization
تجسم فضایی
space stations
پایگاه فضایی
spatial digitaizer
دیجیتایذر فضایی
spatiality
حالت فضایی
spaceport
پایگاه فضایی
space station
پایگاه فضایی
stereoisomerism
همپاری فضایی
stereoisomerism
ایزومری فضایی
space lattice
شبکه فضایی
space medicine
پزشکی فضایی
sky lab
ازمایشگاه فضایی
space shuttle
شاتل فضایی
space shuttle
سفینه فضایی
spacecraft
سفینه فضایی
space shuttles
شاتل فضایی
space perception
ادراک فضایی
space platform
پایگاه فضایی
space platform
ایستگاه فضایی
space relations
روابط فضایی
space ship
سفینه فضایی
space time
شاتل فضایی
space time
اتوبوس فضایی
space shuttles
سفینه فضایی
space isomerism
ایزومری فضایی
spatiotemporal
فضایی و زمانی
space defense
پدافند فضایی
solid geometry
هندسه فضایی
solid geometry
هندسه ی فضایی
solid angle
زاویه فضایی
soild angle
زاویه فضایی
clearing out
[of a place]
تخلیه
[فضایی]
configurations
ارایش فضایی
sky wave
موج فضایی
configuration
ارایش فضایی
ionospheric wave
موج فضایی
avionics
ارتباطات فضایی
cubic measure
اندازه فضایی
space error
خطای فضایی
space flight
پرواز فضایی
spatiotemporal
فضایی وحال
steremer
ایزومر فضایی
space stations
ایستگاه فضایی
spacemen
مسافر فضایی
spaceman
مسافر فضایی
stereoisomer
همپار فضایی
steric effect
اثر فضایی
steric hindrance
ممانعت فضایی
spacesuit
لباس فضایی
spacesuits
لباس فضایی
Star Wars
جنگ فضایی
space isomerism
همپاری فضایی
space geametry
هندسه فضایی
illusion of space
القاء خاصیت فضایی
spacial information
اطلاعات فضایی
[فاصله ای]
closo packed hexagonal space lattice
شبکه فضایی شش وجهی
modules
قسمتی از سفینه فضایی
spatial information
اطلاعات فضایی
[فاصله ای]
three dimensional direction finding
جهت یابی فضایی
stereo chemistry
مبحث شیمی فضایی
spatial data management
مدیریت داده فضایی
unit solid angle
زاویه واحد فضایی
module
قسمتی از سفینه فضایی
space vehicle
وسیله نقلیه فضایی
spatial orientation
موقعیت یابی فضایی
space orientation
موقعیت یابی فضایی
image
کپی دقیق از فضایی از حافظه
out of
<prep.>
بیرون از
[فضایی یا فاصله ای]
[امکانات]
body centered
بطور فضایی متمورکز شده
cartesian coordinates
سیستم مختصات سه بعدی فضایی
images
کپی دقیق از فضایی از حافظه
light-well
[فضایی زیر زمین در ساختمان ها]
cm
فضایی از حافظه که محل آن به سرعت
footprints
فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
International Space Station
[ISS]
ایستگاه فضایی بین المللی
footprint
فضایی که یک کامپیوتر در میز می گیرد
stereoirregular polymer
بسپار بدون نظم فضایی
spadat
سیستم ردیابی و اکتشاف سفینههای فضایی
hypergeometric
مربوط به هندسه فوق مقیاسات فضایی
square radian
استرادیان
[یکای زاویه فضایی ]
[ریاضی]
minnesota spacial relations test
ازمون روابط فضایی مینه سوتا
steradian
[sr]
استرادیان
[یکای زاویه فضایی ]
[ریاضی]
diffuse
درچز چیزی روی فضایی ازماده
blankest
فضایی در فرم که باید کامل شود
diffused
درچز چیزی روی فضایی ازماده
configurations
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
configuration
ترتیب فضایی کلی اجزاء اصلی
diffuses
درچز چیزی روی فضایی ازماده
blank
فضایی در فرم که باید کامل شود
diffusing
درچز چیزی روی فضایی ازماده
arithmetic
فضایی در حافظه که عملوند ها را ذخیره میکند
spacecraft
سفینه فضایی ship space : syn
flat
فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
flattest
فضایی در حافظه که هر محل آن آدرس یکتا دارند.
charactristic velocity
مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
indents
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indent
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
astrophotography
عکس برداری از ستارگان برای تحقیقات فضایی
buckets
فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bioastronautics
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
bucket
فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bounds
محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
float
فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
mark
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
marks
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
couriers
نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
courier
نوشتاری تک فضایی که مشابه نوشتار ماشین تحریر شرکتها است
floated
فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
registers
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registering
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
register
فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
baying
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
floats
فضایی در حافظه که اولین دستور برنامه ذخیره شده است
shuttle
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttled
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttles
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
bay
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
bays
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
bayed
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
window
فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window
فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
reserved character
فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
pugging
خاک اره یا چیز دیگری که فضایی رابا ان پرکنندتاصدادران نه پیچد
window
فضایی در صفحه نمایش که اپراتور در حال حاضر آنجا کار میکند
drive bay
فضایی درون پوشش کامپیوتر که درایو دیسک نصب شده است
full
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
density
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
responses
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
densities
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
buffer
فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است
workings
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
working
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
ambitus
[اختصاص دادن فضایی در اطراف قبر یا آرامگاه برای دسترسی به کلیسا]
response
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
perigee
نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه
orbital injection
دادن سرعت لازم برای چرخش دور یک مدار به سفینه فضایی
fullest
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب
fix
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
attitude motor
موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
fixes
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
crunching
متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
spasur
سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
workspace
فضایی در حافظه که برای استفاده آماده است یا در حال حاضر اپراتور در آن کار میکند
images
فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود
foreground
فضایی در سیستم عامل چند منظوره که کارهای با حق تقدم بالا و برنامه ها اجرا می شوند
reentry vehicle
مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
image
[فضایی در حافظه که برای ایجاد تصویر پیش از ارسال به صفحه نمایش به کار می رود.]
central
فضایی در حافظه که محل آن مستقیماگ و به سرعت توسط CPU قابل آدرس دهی است
frame
1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
virtual
فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
window
فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
edited
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
text
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
texts
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
edit
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
separated
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separate
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separates
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
memory mapped video
نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
cleans
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
clean
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
devices
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
cleaned
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
device
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
cleanest
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com