English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
cognizance شناسایی اگاهی
Other Matches
de jure recognition شناسایی کامل و دایمی و بدون قیدوشرط یک دولت که در مقابل ان شناسایی عملی وجود دارد
defacto recognition شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
call up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
bomb reconnaissance شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
air photographic شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
acquaintances اگاهی
information اگاهی
mindfulness اگاهی
idea اگاهی
noticed اگاهی
inkling اگاهی
notice اگاهی
perception اگاهی
perceptions اگاهی
monition اگاهی
cogency اگاهی
intimation اگاهی
intimations اگاهی
knowledge اگاهی
awareness اگاهی
intelligence اگاهی
informational اگاهی
notices اگاهی
ideas اگاهی
advertisements اگاهی
appreciation [awareness] حس اگاهی
awareness حس اگاهی
conscience [archaic for: consciousness] حس اگاهی
conscious mind حس اگاهی
i.e. اگاهی
conizance اگاهی
noticing اگاهی
consciousness حس اگاهی
consciousness اگاهی
notifies اگاهی دادن
notified اگاهی دادن
meta knowledge اگاهی غیرنمادین
knowlege representation نمایش اگاهی
notify اگاهی دادن
notifying اگاهی دادن
letter of a اگاهی نامه
to give the alarm اگاهی دادن
to give to understand اگاهی دادن
to give intelligence اگاهی دادن
to come to know اگاهی یافتن
the infinitive mood مصدر اگاهی
augury پیش اگاهی
awakened اگاهی یافته
apprising اگاهی دادن
apprises اگاهی دادن
apprise اگاهی دادن
precognition پیش اگاهی
advertiser اگاهی دهنده
to give notice اگاهی دادن
advertisers اگاهی دهنده
monitor اگاهی دهنده
learns اگاهی یافتن
informant اگاهی دهنده
informants اگاهی دهنده
criminal i. department اداره اگاهی
knowledge engineer مهندسی اگاهی
conversancy اگاهی کامل
conversance اگاهی کامل
knowledge domain قلمرو اگاهی
prescience اگاهی از پیش
the d. poliee اداره اگاهی
criminal investigation department اداره اگاهی
monitored اگاهی دهنده
monitors اگاهی دهنده
information theory نظریه اگاهی
group consciousness اگاهی گروهی
foredknowlege اگاهی از پیش
foreknowledge اگاهی از پیش
forebedement اگاهی از پیش
informatory اگاهی بخش
knowledge base پایگاه اگاهی
coconsciousness اگاهی ثانوی
class consciousness اگاهی طبقهای
informing اگاهی دادن
informs اگاهی دادن
inform اگاهی دادن
auguries پیش اگاهی
transinformation اگاهی متقابل
learn اگاهی یافتن
coconscious اگاهی ثانوی
foretells ازپیش اگاهی دادن
immediacy اگاهی حضور ذهن
foretell ازپیش اگاهی دادن
for your information برای اگاهی شما
subliminally خارج ازمرحله اگاهی
sensibleness عملی بودن اگاهی
Scotland اداره اگاهی در لندن
foretelling ازپیش اگاهی دادن
alarm : هشدار اگاهی از خطر
alarmed : هشدار اگاهی از خطر
alarmingly : هشدار اگاهی از خطر
alarms : هشدار اگاهی از خطر
subliminal خارج ازمرحله اگاهی
science علم طبیعی اگاهی
we are informed by him that محترما` اگاهی میدهد که
foreknow از غیب اگاهی داشتن
dope اگاهی داروی مخدر
alarum : هشدار اگاهی از خطر
dopes اگاهی داروی مخدر
you are advised that به شما اگاهی میدهد
foretold از پیش اگاهی داد
sciences علم طبیعی اگاهی
self awareness اگاهی از خود خویشتن شناسی
enlightement روشنی فکر اگاهی حقیقی
to keep the track of something پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
to obtaini. on anything درباره چیزی اگاهی یافتن
monitory وابسته به اخطار یا اگاهی یاانگیزه
briefest کوتاه کردن اگاهی دادن
briefed کوتاه کردن اگاهی دادن
brief کوتاه کردن اگاهی دادن
briefer کوتاه کردن اگاهی دادن
recognizability شناسایی
counter reconnaisance ضد شناسایی
recognition شناسایی
exploration شناسایی
knowledge شناسایی
identification شناسایی
reconnaissance شناسایی
know allmen by these presents بموجب این سندعموم را اگاهی میدهد
forecasts از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
it came to my knowledge من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
forecasted از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
intelligently از روی هوش ازروی اگاهی و بصیرت
forecast از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
knowledge of persons شناسایی اشخاص
legalization شناسایی رسمی
boat hails شناسایی قایق
visual identification شناسایی بصری
character table جدول شناسایی
indentification of soils شناسایی خاکها
identifying شناسایی کردن
identification card کارت شناسایی
identification markings علایم شناسایی
incognizant بدون شناسایی
identities اصلیت شناسایی
identity اصلیت شناسایی
badge کارت شناسایی
identified شناسایی کردن
investigation of foundation conditions شناسایی زمین پی
kenspeckle قابل شناسایی
ID card کارت شناسایی
identifies شناسایی کردن
identification document کارت شناسایی
identify شناسایی کردن
defacto recognition شناسایی عملی
de jure recognition شناسایی قانونی
identification test ازمون شناسایی
searches شناسایی کردن
identifiable قابل شناسایی
reconnaissance in force شناسایی با رزم
reconnaissance flight پروازاکتشافی یا شناسایی
problem identification شناسایی مسئله
reconnoitring شناسایی کردن
reconnoitres شناسایی کردن
reconnaissance party گروه شناسایی
reconnaissance party قسمت شناسایی
reconnaissance patrol گشتی شناسایی
searched شناسایی کردن
search شناسایی کردن
route reconnaissance شناسایی جاده
route reconnaissance شناسایی مسیر
reconnoitered شناسایی کردن
specific search شناسایی مخصوص
searchingly شناسایی کردن
reconnoiter شناسایی کردن
reconnoitred شناسایی کردن
map reconnaissance شناسایی نقشهای
marking panel پرده شناسایی
ammunition identification code کد شناسایی مهمات
armed reconnaissance شناسایی مسلحانه
reconnaissance شناسایی کردن
amphibious reconnaissance شناسایی اب خاکی
reconnoiters شناسایی کردن
reconnoitering شناسایی کردن
aerial reconnaissance شناسایی هوایی
reconnoitre شناسایی کردن
personal identification number شماره شناسایی شخصی
map reconnaissance شناسایی از روی نقشه
map reference فهرست شناسایی نقشه
pattern recognition الگوشناسی شناسایی الگو
panel code علامت رمزپرده شناسایی
molecular indentification number عدد شناسایی مولکولی
road reconnaissance عملیات شناسایی جاده ها
piadology شناسایی حالات کودکان
film badge برگ شناسایی فیلم
pinned شماره شناسایی شخصی
pin عدد شناسایی فردی
pinning عدد شناسایی فردی
font id conflict اختلال شناسایی فونت
pinning شماره شناسایی شخصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com