Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (5 milliseconds)
English
Persian
Next Saturday . This coming Saturday.
شنبه دیگه
Other Matches
Tuesday
سه شنبه
Tuesdays
سه شنبه
Sabbath
شنبه
Saturday
روز شنبه
Wednesday
چهار شنبه
Thursdays
پنج شنبه
Thursday
پنج شنبه
Wednesdays
چهار شنبه
Saturdays
روز شنبه
Thurs
مخفف پنج شنبه
Thur
مخفف پنج شنبه
Wednesday
هر چهار شنبه یکبار
Wednesdays
هر چهار شنبه یکبار
To fall into a trap.
جشن تولدم به شنبه می افتد
I am tied up ( engaged ) on Saturday .
شنبه گرفتارم ( وقت ندارم )
shrove tuesday
سه شنبه قبل ازچهارشنبه توبه
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
Enough is enough!
<idiom>
بس کن دیگه!
That's enough.
دیگه بس است.
Come on!
بیا دیگه!
C'mon!
بیا دیگه!
still worse
دیگه بدتر
To such an extent that…
تا حدی که دیگه ...
So much the better.
دیگه بهتر
What is it now?
دیگه چه شده ؟
It is obvious enough . Well of course .
خب معلومه دیگه
Go ahead!
انجام بدهید دیگه!
Just go!
بریم
[حرکت کن]
دیگه!
Do come!
خوب بیا دیگه!
He went for good.
رفت و دیگه نیامد
Whoever else that may object .
هر کس دیگه که اعتراض کند
I cant nor can anyone else .
نه من می توانم ونه کس دیگه
Thank goodness
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Thank God it's Friday!
[TGIF]
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
He wont be back for another six months.
رفته که تا 6 ماه دیگه بر گردد
That's (just) the way things are.
موقعیت حالا دیگه اینطوریه.
I must be going now.
الان دیگه باید بروم
Any fool knows that .
اینرا دیگه هرخری می داند
just
<adv.>
<idiom>
حالا دیگه
[اصطلاح روزمره]
You are a fine one to talk . You of all people have a nerve to talk .
تو یکی دیگه حرف نزن !
Come forward a little (little bit)more.
یک قدری دیگه بیا جلو
simply
<adv.>
<idiom>
حالا دیگه
[اصطلاح روزمره]
I knocked off another 1000 tomans.
1000 تومان دیگه از قیمت زدم
This is treason, pure and simple.
خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
You wont catch me going to his house .
غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
I shall be back this day month .
درست یک ماه دیگه برمی گردم
How come we dont see you more pften?
چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
Where is the mate ( companion ) of this glove ?
لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
Please give the other foot .
لنگه دیگه این کفش را بدهید.
what have you
[ gone and]
done now!
حالا دیگه چه فوزولی
[شیطنتی]
کردی!
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
Boys will be boys.
پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
That's just the way it is.
این حالا
[دیگه]
اینطوری است.
That is all we needed!That caps ( beats ) all !
واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) .
این حرفها دیگه کهنه شده است
These coins are very hard to come by .
این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
Enough already!
[American E]
دیگه اینقدر حرف نزن!
[اصطلاح روزمره]
It is money down the drain (gone to blazes).
این دیگه پول دور ریختن است
This jock that you told me is as old as Adams .
این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
He has vowed not to gamble again.
پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
The car is now in perfect running order .
اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
second-guess someone
<idiom>
حدس اینکه یکی دیگه چه کاری انجام میداد
what day of the week is it?
امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
Enough already!
[American E]
کافیه دیگه!
[خسته شدم از این همه حرف]
[اصطلاح روزمره]
She's agreed to fill in for me on Friday, but I'd be pushing my luck if I asked her to do it on Saturday, too.
او
[زن]
موافقت کرد روز جمعه جاینشین من باشد اما من شورش را در می آوردم اگر از او
[زن]
درخواست بکنم که شنبه هم جاینشین من بشود.
That's hardly going to make a difference now, is it !
<idiom>
این الان که دیگه فرقی نمی کنه
[تفاوتی نداره]
!
[اصطلاح روزمره]
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering.
حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
She procrastinated until it was too late .
آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com