Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (8 milliseconds)
English
Persian
voluptuate
شهوت انگیزکردن
Other Matches
voluptuous
شهوت پرست شهوت انگیز
disported
حرکات نشاط انگیزکردن
disporting
حرکات نشاط انگیزکردن
disport
حرکات نشاط انگیزکردن
disports
حرکات نشاط انگیزکردن
desires
شهوت
rut
شهوت
ruts
شهوت
carnality
شهوت
passion
شهوت
conoupiscence
شهوت
desiring
شهوت
concupiscence
شهوت
eros
شهوت
desire
شهوت
lust
شهوت
appetite
شهوت
appetites
شهوت
anaphrodisia
کاهش شهوت
anal eroticism
شهوت مقعدی
orality
شهوت دهانی
lustfully
از روی شهوت
graphomania
شهوت نوشتن
anal erotism
شهوت مقعدی
erotism
شهوت گرایی
genital eroticism
شهوت تناسلی
anality
شهوت مقعدی
anaphrodisiac
کاهنده شهوت
oral eroticism
شهوت دهانی
juicy
<adj.>
شهوت انگیز
tasty
<adj.>
شهوت انگیز
red-hot
<adj.>
شهوت انگیز
urolagnia
شهوت ادراری
urethral erotism
شهوت میزراهی
sexiness
شهوت انگیزی
satyriasis
شهوت پرستی
salacity
شهوت رانی
salaciousness
شهوت رانی
organ eroticism
شهوت اندامی
alloerotism
شهوت دگرگرا
alloeroticism
شهوت دگرگرا
lascivious
شهوت انگیز
sensuality
شهوت پرستی
obscene
شهوت انگیز
flesh
جسم شهوت
lewdness
شهوت پرستی
liking
شهوت ومیل
salacious
شهوت پرست
voluptuousness
شهوت رانی
eroticism
شهوت گرایی
lecherous
شهوت پرست
voluptuously
از روی شهوت پرستی
lustier
قوی شهوت انگیز
lustiest
قوی شهوت انگیز
to provoke passion
شهوت انگیز بودن
to gratify ones passions
شهوت رانی کردن
lusty
قوی شهوت انگیز
voluptuously
بطور شهوت انگیز
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
Lust for power and riches.
شهوت قدرت وثروت
luscious
دلپذیر شهوت انگیز
ruts
مست شهوت شدن
rut
مست شهوت شدن
libidos
شهوت جنسی هوس
libido
شهوت جنسی هوس
passionately
بطور شهوت امیز
burn
دراتش شهوت سوختن
libidinal
وابسته به شهوت جنسی
lasciviously
از روی شهوت پرستی
oestrum
شهوت ومستی جانوران
pornography
نوشته شهوت انگیز
impassion
برسر شهوت اوردن
libidinous
وابسته به شهوت جنسی
salaciously
از روی شهوت رانی
voyeurism
اطفاء شهوت با نگاه
burns
دراتش شهوت سوختن
libidinously
از روی شهوت رانی
voyeur
اطفا کننده شهوت بانگاه
She is blinded by passion .
شهوت او را کور کرده است
lust
حرص واز شهوت داشتن
bawdry
شهوت پرستی
[غیر مصطلح]
lesbianism
دفع شهوت زنی با زن دیگر
lewd
ناشی از هرزگی شهوت پرست
venery
شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
voyeurs
اطفا کننده شهوت بانگاه
lesbians
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
satyriasis
نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
to g. with passion
دراتش شهوت یاعشق سوختن
lesbian
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
sexy
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sapphic vice
شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
She is passionately fond of tennis .
شهوت تنیس باز ی کردن دارد
sexier
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
he has a rage for money
برای گرد کردن پول شهوت
pornographic
وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sexiest
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
to pander any one's lust
وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
peeping Tom
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
peeper
اطفا کننده شهوت بانگاه
[اصطلاح روزمره]
poeeping tom
ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com