English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (41 milliseconds)
English Persian
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
Search result with all words
to pander any one's lust وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
Other Matches
salaciousness شهوت رانی
voluptuousness شهوت رانی
salacity شهوت رانی
salaciously از روی شهوت رانی
libidinously از روی شهوت رانی
sapphic vice شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
dump شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
voluptuous شهوت پرست شهوت انگیز
he has a rage for money برای گرد کردن پول شهوت
She is passionately fond of tennis . شهوت تنیس باز ی کردن دارد
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
to give a lecture سخن رانی کردن
boats قایق رانی کردن
boat قایق رانی کردن
to go on the stump سخن رانی کردن
platforms سخن رانی کردن
platform سخن رانی کردن
circumnavigate دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
to row a race در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
hobbled وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbling وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
desire شهوت
conoupiscence شهوت
carnality شهوت
lust شهوت
passion شهوت
eros شهوت
ruts شهوت
rut شهوت
desiring شهوت
appetites شهوت
appetite شهوت
concupiscence شهوت
desires شهوت
sexiness شهوت انگیزی
alloerotism شهوت دگرگرا
graphomania شهوت نوشتن
tasty <adj.> شهوت انگیز
lecherous شهوت پرست
flesh جسم شهوت
salacious شهوت پرست
satyriasis شهوت پرستی
genital eroticism شهوت تناسلی
anaphrodisia کاهش شهوت
anaphrodisiac کاهنده شهوت
organ eroticism شهوت اندامی
obscene شهوت انگیز
lascivious شهوت انگیز
erotism شهوت گرایی
orality شهوت دهانی
urethral erotism شهوت میزراهی
urolagnia شهوت ادراری
voluptuate شهوت انگیزکردن
oral eroticism شهوت دهانی
lewdness شهوت پرستی
lustfully از روی شهوت
anal eroticism شهوت مقعدی
red-hot <adj.> شهوت انگیز
sensuality شهوت پرستی
alloeroticism شهوت دگرگرا
anal erotism شهوت مقعدی
liking شهوت ومیل
eroticism شهوت گرایی
juicy <adj.> شهوت انگیز
anality شهوت مقعدی
lustiest قوی شهوت انگیز
libido شهوت جنسی هوس
libidos شهوت جنسی هوس
luscious دلپذیر شهوت انگیز
lusty قوی شهوت انگیز
to provoke passion شهوت انگیز بودن
rut مست شهوت شدن
libidinal وابسته به شهوت جنسی
Lust for power and riches. شهوت قدرت وثروت
libidinous وابسته به شهوت جنسی
burn دراتش شهوت سوختن
oestrum شهوت ومستی جانوران
voluptuously از روی شهوت پرستی
lasciviously از روی شهوت پرستی
pornography نوشته شهوت انگیز
passionately بطور شهوت امیز
burns دراتش شهوت سوختن
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
voluptuously بطور شهوت انگیز
lustier قوی شهوت انگیز
ruts مست شهوت شدن
voyeurism اطفاء شهوت با نگاه
impassion برسر شهوت اوردن
lust حرص واز شهوت داشتن
voyeur اطفا کننده شهوت بانگاه
voyeurs اطفا کننده شهوت بانگاه
to g. with passion دراتش شهوت یاعشق سوختن
lesbians وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbian وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
satyriasis نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
venery شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
lewd ناشی از هرزگی شهوت پرست
lesbianism دفع شهوت زنی با زن دیگر
She is blinded by passion . شهوت او را کور کرده است
bawdry شهوت پرستی [غیر مصطلح]
femoral رانی
rani رانی
ranee رانی
crural رانی
pornographic وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sexiest دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexy دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexier دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
ejection بیرون رانی
wheelchairs ویلچر رانی
motoring اتومبیل رانی
extrusion روزن رانی
wheelchair ویلچر رانی
yachting قایق رانی
canoes قایق رانی
voluptuously باشهوت رانی
d. of a speech سخن رانی
oratorship سخن رانی
oarsmanship کرجی رانی
repression واپس رانی
inguinal کشاله رانی
canoe قایق رانی
peeper اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
peeping Tom اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
pawn roller پیاده رانی شطرنج
funeral oration سخن رانی برسرجنازه
shipping company شرکت کشتی رانی
extrudate محصول روزن رانی
nautically از لحاظ کشتی رانی
sailing orders دستور کشتی رانی
innavigable غیرقابل کشتی رانی
regatta مسابقه کرجی رانی
regattas مسابقه کرجی رانی
cabotage کشتی رانی ساحلی
ox goad نیزه گاو رانی
aerostation کشتی رانی هوایی
shippable قابل کشتی رانی
magnetic potential نیروی مغناطیس رانی
lectureships سمت سخن رانی
seaworthy قابل کشتی رانی
lectureship سمت سخن رانی
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
sprinting مسابقه اتومبیل رانی
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
pultrusion process فرایند کشش رانی
auto drome پیست اتومبیل رانی
pawn push پیاده رانی شطرنج
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
harness race مسابقه ارابه رانی
ease all درکرجی رانی ایست
harness racing ارابه رانی تک اسبه
drive way مسیر اتومبیل رانی
harness horse اسب مخصوص ارابه رانی
matinees مسابقه ارابه رانی در روز
drag racing مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
moto بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
oceanshipping روشهای کشتی رانی دراقیانوس
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
red flag پرچم قرمز اتومبیل رانی
matinTes مسابقه ارابه رانی در روز
coasting کشتی رانی در طول ساحل
trialling مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
matinee مسابقه ارابه رانی در روز
active emf نیروی برق رانی موثر
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
effective electromotive force نیروی برق رانی موثر
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
contact electromotive force نیروی برق رانی مجاورتی
row a race مسابقه کرجی رانی دادن
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
under در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
under- در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
starter راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
portolano راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
kite track مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
starter motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
eloge سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
poeeping tom ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
circumnavigation کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
icekhana اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
off road racing مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
speedway مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
circumavigator کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tracked پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracks پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
lap money جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com