English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
English Persian
rabbit شکار خرگوش کردن
rabbits شکار خرگوش کردن
Other Matches
hare خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
hares خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
rabbitry محل پرورش خرگوش اهلی پرورش خرگوش
predation شکار کردن
hunts شکار کردن
hunt شکار کردن
hunted شکار کردن
sniping پاشله شکار کردن
sniped پاشله شکار کردن
bag شکار کردن با تیر
snipe پاشله شکار کردن
bags شکار کردن با تیر
snipes پاشله شکار کردن
poach دزدکی شکار کردن
poached دزدکی شکار کردن
poaches دزدکی شکار کردن
give tongue عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
turtles لاک پشت شکار کردن
turtle لاک پشت شکار کردن
to p on any one's preserves در جای قورق شکار کردن
hunt اداره کردن تازیها در شکار
hunts اداره کردن تازیها در شکار
hunted اداره کردن تازیها در شکار
coursed تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
courses تعقیب کردن شکار از طرف سگ
course تعقیب کردن شکار از طرف سگ
hounds باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounded باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounding باتازی شکار کردن تعقیب کردن
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-ins وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh-in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
shoot زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoots زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
pika خرگوش بی دم
leporis خرگوش
hares خرگوش
lapin خرگوش
bun دم خرگوش
hare خرگوش
buns دم خرگوش
lepus خرگوش
rabbits خرگوش
rabbit خرگوش
chase دنبال کردن شکار کردن
hunting شکار کردن جستجو کردن
chases دنبال کردن شکار کردن
chasing دنبال کردن شکار کردن
chased دنبال کردن شکار کردن
chace دنبال کردن شکار کردن
coney خرگوش کوچک
rabbiter شکارچی خرگوش
rabbity خرگوش دار
lop ear خرگوش [به شوخی]
floppy ear خرگوش [به شوخی]
doe خرگوش ماده
cotton tail خرگوش امریکایی
acouchy خرگوش هندی
cony خرگوش کوچک
angoras موی خرگوش یا مرغوز
hyrax نوعی خرگوش کوهی
angora موی خرگوش یا مرغوز
forme لانه یا جای خرگوش
dower لانه خرگوش وغیره
agouti یکجورخرگوش امریکایی خرگوش هندی
leveret بچهء خرگوش یکساله معشوقه
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
warren جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
purse net دام کیسهای برای خرگوش گیری
The conjurer made the rabbit disappear . شعبده باز خرگوش را غیب کرد
warrens جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
hole نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holed نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holing نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holes نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
hare and hounds بازی ای که دوتن بنام خرگوش ازپیش دویده خردههای کاغذبرزمین م
gamey پر از شکار
prey شکار
ravin شکار
gameless بی شکار
hanks شکار
chace شکار
predatin شکار
chevy شکار
game شکار
hunted شکار
hunt شکار
hunting شکار
hunts شکار
chasing شکار
venery شکار
chases شکار
chased شکار
hank شکار
chase شکار
quarries شکار
quarry شکار
quarrying شکار
blood sports کشتن شکار
quarries لاشه شکار
quarrying لاشه شکار
quarries شکار موردنظر
game سرگرمی شکار
fowling شکار پرنده
to go a hunting شکار رفتن
quarry لاشه شکار
whaling شکار نهنگ
quarrying شکار موردنظر
gamy پراز شکار
blood sport کشتن شکار
game law قانون شکار
game keep پاسبان شکار
victim دستخوش شکار
area drive شکار دواندن
victims دستخوش شکار
king hunt شاه شکار
quarry شکار موردنظر
huntsman شکار باز
huntsmen شکار باز
poniter نوعی سگ شکار ی
shanking شکار کوسه
shooting شکار باتفنگ
falconry شکار با شاهین
ducking شکار مرغابی
shootings شکار باتفنگ
gunning شکار با تفنگ
fair game شکار مجاز
shotgunner شکار با تفنگ
hunters اسب شکار
hunter اسب شکار
hank طعمه شکار
hanks طعمه شکار
fair game شکار قانونی
hunting ground شکار گاه
hunting district شکار گاه
predatory habit خوی شکار
shoot هدف گرفتن شکار
bow hunting شکار با تیر و کمان
hog dress بریدن گلوی شکار
stool گروه فریبنده شکار
pointer سگ شکاری یابنده شکار
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
predator تغذیه کننده از شکار
deer stalking شکار اهو و گوزن
checks و شدن بوی شکار
cub hunting شکار بچه روباه
predators تغذیه کننده از شکار
big game شکار حیوانات بزرگ
pointers سگ شکاری یابنده شکار
checked و شدن بوی شکار
check و شدن بوی شکار
find یافتن بوی شکار
finds یافتن بوی شکار
ravens شکار طعمه شکاری
prowled درپی شکار گشتن
foxhunt شکار روباه باتازی
shining پیداکردن شکار در شب بانورافکن
chevy فریاد هنگام شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
prowl درپی شکار گشتن
prowls درپی شکار گشتن
prowling درپی شکار گشتن
game شکار گرفته شده
shoots هدف گرفتن شکار
predatory تغذیه کننده از شکار
raven شکار طعمه شکاری
outfitters فروشنده لوازم شکار
raptatory لازم برای شکار
raptatorial لازم برای شکار
outfitter فروشنده لوازم شکار
jaeger علاقمند به شکار مرد شکارچی
covers بوته زار پناهگاه شکار
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
master of سرپرست گروه شکار روباه
close season فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
decoy shooting شکار به کمک مرغ دام
retrievers سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retriever سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
cover بوته زار پناهگاه شکار
coverings بوته زار پناهگاه شکار
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
tufter کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
open season فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
safaris سفر برای شکار بزرگ
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
closed season فصل منع ماهیگیری یا شکار
safari سفر برای شکار بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com