English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
whaling شکار نهنگ
Other Matches
whale man صیاد نهنگ نهنگ گیر
alligator نهنگ
cetus نهنگ
alligators نهنگ
ceti نهنگ
whales نهنگ
bull whale نهنگ نر
whale نهنگ
gavial نهنگ هندی
whalers نهنگ گیر
sperm whales نهنگ عنبر
train oil روغن نهنگ
baleen استخوان نهنگ
whaler نهنگ گیر
flukes انتهای دم نهنگ
sperm whale نهنگ عنبر
fluke انتهای دم نهنگ
bull whale نهنگ ماده
whale calf بچه نهنگ
whaler قایق صید نهنگ
manatee نهنگ کوچک دریایی
blobber چربی یاپیه نهنگ
whale blow نهنگ ها اب را به بیرون می دمند
whales نهنگ صید کردن
sea cow نهنگ اسب ابی
whale نهنگ صید کردن
whale line طناب نهنگ گیری
whalers قایق صید نهنگ
narwhal نهنگ دریایی قطب شمال
narwhale نهنگ دریایی قطب شمال
flitch تکه مکعب پیه نهنگ
narwal نهنگ دریایی قطب شمال
whalebone استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
finback بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
Brit جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brits جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
tallow پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکارمیرود
whaleboat قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
leviathan جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathans جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
chasing شکار
ravin شکار
venery شکار
chevy شکار
hunts شکار
hunted شکار
quarries شکار
predatin شکار
quarry شکار
chases شکار
chased شکار
chase شکار
chace شکار
hunting شکار
hanks شکار
hank شکار
gameless بی شکار
gamey پر از شکار
quarrying شکار
hunt شکار
prey شکار
game شکار
shootings شکار باتفنگ
predation شکار کردن
predatory habit خوی شکار
hanks طعمه شکار
hank طعمه شکار
shanking شکار کوسه
quarrying شکار موردنظر
shotgunner شکار با تفنگ
quarrying لاشه شکار
quarry شکار موردنظر
to go a hunting شکار رفتن
quarries شکار موردنظر
poniter نوعی سگ شکار ی
king hunt شاه شکار
gamy پراز شکار
gunning شکار با تفنگ
huntsman شکار باز
huntsmen شکار باز
victim دستخوش شکار
victims دستخوش شکار
ducking شکار مرغابی
area drive شکار دواندن
shooting شکار باتفنگ
fowling شکار پرنده
game keep پاسبان شکار
game law قانون شکار
quarries لاشه شکار
quarry لاشه شکار
hunt شکار کردن
blood sports کشتن شکار
blood sport کشتن شکار
hunting ground شکار گاه
hunting district شکار گاه
hunts شکار کردن
hunted شکار کردن
fair game شکار قانونی
hunter اسب شکار
game سرگرمی شکار
hunters اسب شکار
falconry شکار با شاهین
fair game شکار مجاز
predator تغذیه کننده از شکار
poaches دزدکی شکار کردن
predators تغذیه کننده از شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
shoots هدف گرفتن شکار
big game شکار حیوانات بزرگ
bags شکار کردن با تیر
shoot هدف گرفتن شکار
bow hunting شکار با تیر و کمان
poached دزدکی شکار کردن
prowled درپی شکار گشتن
prowling درپی شکار گشتن
prowls درپی شکار گشتن
hog dress بریدن گلوی شکار
raptatorial لازم برای شکار
bag شکار کردن با تیر
raptatory لازم برای شکار
foxhunt شکار روباه باتازی
prowl درپی شکار گشتن
cub hunting شکار بچه روباه
chevy فریاد هنگام شکار
poach دزدکی شکار کردن
find یافتن بوی شکار
deer stalking شکار اهو و گوزن
rabbits شکار خرگوش کردن
outfitter فروشنده لوازم شکار
check و شدن بوی شکار
raven شکار طعمه شکاری
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
checked و شدن بوی شکار
outfitters فروشنده لوازم شکار
sniped پاشله شکار کردن
snipes پاشله شکار کردن
checks و شدن بوی شکار
sniping پاشله شکار کردن
ravens شکار طعمه شکاری
finds یافتن بوی شکار
shining پیداکردن شکار در شب بانورافکن
stool گروه فریبنده شکار
pointers سگ شکاری یابنده شکار
game شکار گرفته شده
pointer سگ شکاری یابنده شکار
snipe پاشله شکار کردن
predatory تغذیه کننده از شکار
rabbit شکار خرگوش کردن
jaeger علاقمند به شکار مرد شکارچی
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
safaris سفر برای شکار بزرگ
hunt اداره کردن تازیها در شکار
cover بوته زار پناهگاه شکار
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
safari سفر برای شکار بزرگ
master of سرپرست گروه شکار روباه
to p on any one's preserves در جای قورق شکار کردن
courses تعقیب کردن شکار از طرف سگ
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
coursed تعقیب کردن شکار از طرف سگ
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
turtles لاک پشت شکار کردن
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
tufter کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
open season فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
turtle لاک پشت شکار کردن
course تعقیب کردن شکار از طرف سگ
decoy shooting شکار به کمک مرغ دام
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
closed season فصل منع ماهیگیری یا شکار
hunts اداره کردن تازیها در شکار
hunted اداره کردن تازیها در شکار
covers بوته زار پناهگاه شکار
coverings بوته زار پناهگاه شکار
retrievers سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retriever سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
close season فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
to give the tone هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
poaches شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
wildfowl مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
weigh in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
challenge [of a dog] پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
hunting bow کمان بلند و سنگین برای شکار
cases محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
weigh-in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
case محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
poach شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
covert بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
weigh-ins وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
sports تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com