Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English
Persian
earthquake fountains
شکافهای زلزله
Other Matches
alignment notches
شکافهای هم ترازی
rifts
شکافهای ایجاد شده در سنگ
rift
شکافهای ایجاد شده در سنگ
fullering
عمل اب بندی در شکافهای مخازن
vortex tube
وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
temblor
زلزله
earthquake proof
ضد زلزله
seism
زلزله
earthquakes
زلزله
earthquake
زلزله
peripheral slots
شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
the earthquake sufferers
زلزله زدگان
seismic belt
کمربند زلزله
seismic focus
کانون زلزله
seismic loads
سربارهای زلزله
seismographer
زلزله نگار
seismography
زلزله نگاری
the earthquake sufferers
زلزله دیدگان
seismometer
زلزله سنج
seismometry
زلزله سنجی
seismoscope
زلزله بین
seismologist
زلزله شناس
seismographs
زلزله نگار
seismographs
زلزله سنج
earthquake factor
ضریب زلزله
earthquake factor
فاکتور زلزله
seismograph
زلزله نگار
seismograph
زلزله سنج
seismology
زلزله شناسی
epicenter
مرکز زلزله
earthquake proof foundation
شالوده ضد زلزله
earthquake period
دوره تناوب زلزله
shock point
نقطه ایجاد زلزله
sea quake
زلزله زیر دریایی
seismic method
روش زلزله نگاری
microseismograph
زلزله سنج میکرومتری یاجزیی
earthquake proof foundation
غیر مقاوم درمقابل زلزله
microseism
زمین لرزه غیرمحسوس زلزله خفیف
seismogram
منحنیهای ترسیم شده بوسلیه زلزله نگار
atlantis
جزیرهای که سابقا گویند درمغرب جبل الطارق وجودداشته و در اثر زلزله بدریافرورفته است
Brontide
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com