English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
enneagon شکل نه ضلعی نه پهلویی
Search result with all words
sidewards پهلویی ضلعی
Other Matches
lateral پهلویی
triangularity سه پهلویی
side ward پهلویی
immediate پهلویی
siding پهلویی
next door [to] <adv.> پهلویی
sidings پهلویی
laterad پهلویی
sideward یک ور پهلویی
racking stress تنش پهلویی
pneumonic سینه پهلویی
our next neighhbour همسایه پهلویی ما
next پهلویی جنبی
our neighbour door همسایه پهلویی ما
side view نمای پهلویی
next door خانه پهلویی
side wall دیوار پهلویی
sidewall دیوار پهلویی
cheeks پایه پهلویی
cheek پایه پهلویی
make leeway حرکت پهلویی کردن
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
outhouse منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
outhouses منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
flanking fire اتش پهلویی اتشهای مربوط به حفظ جناحها
nonagon 9 ضلعی
side ward ضلعی
trilaterality سه ضلعی
costa ضلعی
decagon ده ضلعی
enneagon نه ضلعی
trilateral سه ضلعی
sideward ضلعی
hexagon شش ضلعی
hevagonal شش ضلعی
unilaterally یک ضلعی
hexagons شش ضلعی
unilateral یک ضلعی
hexagonal شش ضلعی
pentagonal پنج ضلعی
tetrahedral چهار ضلعی
octagonal هشت ضلعی
polygons چند ضلعی
quadrilaterals چهار ضلعی
tetragon چهار ضلعی
quadrilateral چهار ضلعی
octangular هشت ضلعی
octahedral هشت ضلعی
hepatagonal هفت ضلعی
polygon چند ضلعی
pentagons پنج ضلعی
foursquare چهار ضلعی
pentagon پنج ضلعی
polygon نمودار چند ضلعی
decagon شکل ده ضلعی و ده زاویهای
quadrangle چهار ضلعی چهارگوشه
quadrangles چهار ضلعی چهارگوشه
polygons چند ضلعی کثیرالاضلاع
diagonal قطر چهار ضلعی
pentagram شکل پنج ضلعی
polygon چند ضلعی کثیرالاضلاع
polygons نمودار چند ضلعی
apsis [برآمدگی چند ضلعی یا گرد]
apse [برآمدگی چند ضلعی یا گرد]
frequency polygon نمودار چند ضلعی بسامد
regular solid کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
rhombus چهار ضلعی متساوی الاضلاع [ریاضی]
angular capital [نوعی سرستون چهار ضلعی یونی]
polygonal voltage of a polyphase system ولتاژ چند ضلعی مدار چندفاز
equilateral quadrilateral چهار ضلعی متساوی الاضلاع [ریاضی]
dejagging نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
heptagon هفت پهلویی هفت ماهه
heptagons هفت پهلویی هفت ماهه
trapezium چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
Tekke motife نگاره تکه [این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.]
tetrahedron جسم چهار سطحی چهار ضلعی
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
pentagons پنج گوشه پنج ضلعی
heptagon هفت گوشه هفت ضلعی
pentagon پنج گوشه پنج ضلعی
hendecagon یازده پهلو یازده ضلعی
septangle هفت گوشه هفت ضلعی
heptagons هفت گوشه هفت ضلعی
Temerchin motife نگاره تمرچین [این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
salor سالور [از قدیمی ترین ایل های ترکمن که به قرن چهارم هجری شمسی باز می گردند. عده ای هم در افغانستان زندگی می کنند. نگاره خاص فرش های آنها گل های هشت ضلعی است.]
lappets [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
pendant سر ترنج [کلاله] [سر ترنج را به طرح های دوران صفویه نسبت می دهند و معمولا نقشی از ترنج مرکزی را نشان می دهد و به صورت های مختلف هندسی، بیضی شکل، دایره ای و چند ضلعی بافته می شود.]
octagons هشت ضلعی هشت بر
octagon هشت ضلعی هشت بر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com