English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
bode شگون داشتن
to bring good luck شگون داشتن
Other Matches
good omen شگون
bodement شگون
omen شگون
omens شگون
auspices شگون
auguring فالگیر شگون
augured فالگیر شگون
augur فالگیر شگون
augurs فالگیر شگون
to consider as agood a شگون دانستن
aeromancy شگون بینی باهوا
presage فال نما شگون
presages فال نما شگون
presaged فال نما شگون
presaging فال نما شگون
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
resides اقامت داشتن مسکن داشتن
abhors بیم داشتن از ترس داشتن از
meanest مقصود داشتن هدف داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart ازحفظ داشتن درسینه داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner مقصود داشتن هدف داشتن
mean مقصود داشتن هدف داشتن
abhorring بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorred بیم داشتن از ترس داشتن از
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided اقامت داشتن مسکن داشتن
reside اقامت داشتن مسکن داشتن
upkeep بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
to be feverish تب داشتن
to be in a f. تب داشتن
bears در بر داشتن
bear داشتن
bear در بر داشتن
bears داشتن
to possess داشتن
doubted شک داشتن
doubting شک داشتن
possess داشتن
doubts شک داشتن
want کم داشتن
possesses داشتن
have داشتن
wanted کم داشتن
possessing داشتن
having داشتن
doubt شک داشتن
to hold داشتن
lack کم داشتن
owns داشتن
to have f. تب داشتن
to have possession of داشتن
owning داشتن
owned داشتن
own داشتن
relieving داشتن
redolence بو داشتن
to hold a meeting داشتن
relieves داشتن
lackvt کم داشتن
intercommon داشتن
relieve داشتن
lacks کم داشتن
to go hot تب داشتن
monogyny داشتن یک زن
lacked کم داشتن
to have داشتن
to be pressed for time عجله داشتن
believe گمان داشتن
playact رفتارمتظاهر داشتن
reck بیم داشتن
liaising بستگی داشتن
scooted سرعت داشتن
scooting سرعت داشتن
liaises رابطه داشتن
liaising رابطه داشتن
scoots سرعت داشتن
contests اعتراض داشتن بر
believed گمان داشتن
vary فرق داشتن
varies فرق داشتن
deserves استحقاق داشتن
adjudge مقرر داشتن
contest اعتراض داشتن بر
contested اعتراض داشتن بر
shimmy لرزش داشتن
deserve استحقاق داشتن
to be afraid بیم داشتن
believes گمان داشتن
contesting اعتراض داشتن بر
scoot سرعت داشتن
preservatize نگاه داشتن
vibrate ارتعاش داشتن
tolerated طاقت داشتن
contradicted تناقض داشتن با
contradicts تناقض داشتن با
retroact واکنش داشتن
resile انعطاف داشتن
tolerates طاقت داشتن
tolerating طاقت داشتن
scruple تردید داشتن
implying دلالت داشتن
to be under deadline pressure عجله داشتن
schismatize شقاق داشتن
imply دلالت داشتن
implies دلالت داشتن
see after توجه داشتن به
contradict تناقض داشتن با
tolerate طاقت داشتن
abominate تنفر داشتن
shimmey لرزش داشتن
receive of سهم داشتن از
protend بسط داشتن
shimmy تاب داشتن
propend تمایل داشتن
vibrating ارتعاش داشتن
vibrates ارتعاش داشتن
vibrated ارتعاش داشتن
shimmey تاب داشتن
reck پروا داشتن
shilly shally دودلی داشتن
abominated تنفر داشتن
abominates تنفر داشتن
abominating تنفر داشتن
hear خبر داشتن
hears خبر داشتن
repugn تناقض داشتن
reck باک داشتن
scruple وسواس داشتن
keeps نگاه داشتن
keep نگاه داشتن
to hang up نگاه داشتن
to have a bee in ones bonnet کک درتنبان داشتن
to have an steem for محترم داشتن
to rold in steem محترم داشتن
to have in remembrance یاد داشتن
to have in remembrance بخاطر داشتن
refrains نگاه داشتن
refraining نگاه داشتن
refrained نگاه داشتن
expect چشم داشتن
to fondle to the heart گرامی داشتن
retaining نگاه داشتن
hunger اشتیاق داشتن
to get the wind up بیم داشتن
retained نگاه داشتن
to give support to نگاه داشتن
retain نگاه داشتن
expects چشم داشتن
expecting چشم داشتن
expected چشم داشتن
refrain نگاه داشتن
to have in stock موجود داشتن
to have in view در نظر داشتن
to keep a fast روزه داشتن
limps سکته داشتن
limping سکته داشتن
limped سکته داشتن
limp سکته داشتن
nettles رنجه داشتن
nettle رنجه داشتن
cravings اشتیاق داشتن
craves اشتیاق داشتن
craved اشتیاق داشتن
crave اشتیاق داشتن
to keep a carriage درشکه داشتن
to in sight into something بصیرت داشتن
to have patience شکیبایی داشتن
stick-ups برجستگی داشتن
stick-up برجستگی داشتن
stick up برجستگی داشتن
to have the pull of برتری داشتن بر
to hold in contempt سبک داشتن
abhor ترس داشتن از
to hold in respect محترم داشتن
to hold in reverence محترم داشتن
to regard with reverence محترم داشتن
to keep any one waiting نگاه داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com