English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
calcarine fissure شیار مهمیزی
calcarine sulcus شیار مهمیزی
Other Matches
back frow اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
groove شیار کردن فرورفتگی خان شیار
grooves شیار کردن فرورفتگی خان شیار
track pitch گام شیار درجه شیار
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
slot شیار
chamfer شیار
rut خط شیار
ruts خط شیار
flute شیار
guideway شیار
fillister plough شیار
corrugation شیار
slots شیار
ruck خط شیار
rucks خط شیار
wake شیار
waked شیار
wakes شیار
track شیار
tracked شیار
tracks شیار
fissure شیار
fissures شیار
slotting شیار
notche شیار
grooves شیار
rake شیار
rakes شیار
raking شیار
groove شیار
score شیار
stria شیار
sulcus شیار
splineway شیار
scores شیار
scored شیار
acme thread شیار ذوزنقه ای
alternate track شیار متناوب
tpi شیار دراینچ
furrows شیار زدن
alternate track شیار جایگزین
alternate track شیار تغییرپذیر
armature pocket شیار ارمیچر
furrowing شیار زدن
valleys گودی شیار
threads شیار برجستگی
thread شیار برجستگی
wash out شیار ابرو
vallecula شیار خط گودی
sylvian fissure شیار سیلویوس
drip شیار ابچکان
canaliculus شیار کوچک
trackes per inch شیار در اینچ
track pitch فاصله شیار
track density تراکم شیار
valley گودی شیار
tooth pitch گام شیار
armature slot شیار ارمیچر
grooving plane رنده شیار
guide nut شیار راهنما
guide slot شیار راهنما
head per track disk دیسک با هد هر شیار
indenture شیار دارکردن
key seat شیار خار
slot insulation عایق شیار
keyway شیار دراوردن
longitudinal groove شیار طولی
oil groove شیار روغن
primary track شیار اصلی
fissure of sylvius شیار سیلویوس
rolando's sulcus شیار رولاندو
butterss thread شیار اره
striate شیار دار
crimping groove شیار استقرار
central fissure شیار مرکزی
central sulcus شیار مرکزی
lateral fissure شیار جانبی
crimping groove شیار استحکام
cut fuller شیار بریدن
feed track شیار پیشبری
fissure of rolando شیار رولاندو
rolando's fissure شیار رولاندو
primary track شیار اولیه
dripped شیار ابچکان
slot شیار شکاف
slots روزنه شیار
drips شیار ابچکان
slots شیار شکاف
channeled روگاه شیار
slotting شیار شکاف
channel شیار دراوردن
list شیار نرده
channel روگاه شیار
grooves شیار دادن
groove شیار دادن
slotting روزنه شیار
channeled شیار دراوردن
channeling شیار دراوردن
slot روزنه شیار
furrow شیار زدن
furrowed شیار زدن
ruts شیار دارکردن
channelled شیار دراوردن
channelled روگاه شیار
channels شیار دراوردن
flute شیار ساختن
channels روگاه شیار
channeling روگاه شیار
rut شیار دارکردن
chip pocket شیار دندانههای اره
clock track شیار زمان سنجی
port شیار هادی دهانه
mortise شیار دراوردن کام
sheave شیار قرقره تاکل
gutter ball گویی که به شیار میافتد
guideway شیار هدایت کننده
ridges شیار دار کردن
ridge شیار دار کردن
swallows شیار قرقره تاکل
chandelle [کابل در شیار ستون ها]
swallowing شیار قرقره تاکل
manager و نیز آدرس شیار را
fringing groove شیار تقویت کننده
timing track شیار تنظیم وقت
tpi تعداد شیار در هر اینچ
swallow شیار قرقره تاکل
managers و نیز آدرس شیار را
swallowed شیار قرقره تاکل
scrobiculate شیاردار دارای شیار کم عمق
circular slitting saw اره کمانهای مخصوص شیار
flute لبه دار کردن شیار
sector تقسیم دیسک به شیار رهایی
circular grooving saw کمان اره ویژه شیار
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
grooves خط انداختن شیار دار کردن
trench شیار لوله قرارگیری کابل
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
groove خط انداختن شیار دار کردن
flute [شیار عمودی روی ستون]
reeve عبور دادن طناب از شیار
sectors تقسیم دیسک به شیار رهایی
raggle سنگ را شیار دار کردن
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
trenches شیار لوله قرارگیری کابل
lister سجاف دوز ماشین خیش یا شیار
screwthread شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ
lands برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
furrowing زمین یامزرعه شخم زده شیار
furrow زمین یامزرعه شخم زده شیار
ripping شیار زدن زمین سله بسته
furrowed زمین یامزرعه شخم زده شیار
slotting شیار دراوردن رنده کردن چاک
furrows زمین یامزرعه شخم زده شیار
cannelure شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
slots شیار دراوردن رنده کردن چاک
cannelure شیار استقرار پوکه روی گلوله
slot شیار دراوردن رنده کردن چاک
tracks محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
tracked محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
forty track disk قالب فلاپی دیسک که حاوی چهل شیار داده است
laced valley [شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
eighty track disk دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
format تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
formats تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
parity شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
sectors سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sector سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
seeking زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seeks زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
seek زمانی که نوک خواندن / نوشتن شیار مناسب روی دیسک را پیدا میکند
allocation یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
Q Channel یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
fixes استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
allocations یک یا تعدادی بیشتر شیار روی دیسک سخت که برای ذخیره سازی فایل یا بخشی از آن به کار می رود
fix استفاده از نوک خواندن و نوشتن ثابت جداگانه روی هر شیار دیسک تا زمان دستیابی کوتاه شود
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
constants فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
cluster bomb یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
clusters یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
movable نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
oil dent شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
tracked شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
tracks شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
arm وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
hard sectoring می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
plows شخم کردن شیار کردن
list شیار کردن اماده کردن
plowing شخم کردن شیار کردن
plough شخم کردن شیار کردن
track ball گوی پیگردی گوی شیار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com