English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
English Persian
pressure reducing valve شیر فشار شکن
pressure regulator شیر فشار شکن
Search result with all words
click صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
click تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
press فشار
press چاپ فشار
press ماشین فشار
press دستگاه فشار
press فشار روی دفاع
press فشار دادن
press فشار دادن با انگشتان
presses فشار
presses چاپ فشار
presses ماشین فشار
presses دستگاه فشار
presses فشار روی دفاع
presses فشار دادن
presses فشار دادن با انگشتان
strain فشار
strains فشار
lobbied گروه فشار
lobbies گروه فشار
lobby گروه فشار
diffusion کم کردن از قدرت تخلیه فشار
pop بی مقدمه فشار اوردن
popped بی مقدمه فشار اوردن
pops بی مقدمه فشار اوردن
atmosphere فشار جو
atmosphere واحد فشار هوا
atmospheres فشار جو
atmospheres واحد فشار هوا
attack فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
poke فشار با نوک انگشت حرکت
poked فشار با نوک انگشت حرکت
pokes فشار با نوک انگشت حرکت
poking فشار با نوک انگشت حرکت
ram راندن با فشار
ram افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed راندن با فشار
rammed افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams راندن با فشار
rams افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
compressor ماشین فشار
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors ماشین فشار
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
zip فشار
zipped فشار
zipping فشار
zips فشار
violence فشار
constraint فشار
drafting راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
blow ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blows ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
stress فشار
stress فشار روانی
stress فشار اوردن بر
stresses فشار
stresses فشار روانی
stresses فشار اوردن بر
stressing فشار
stressing فشار روانی
stressing فشار اوردن بر
static فشار ثابت هوا
stroke فشار با پا
stroked فشار با پا
strokes فشار با پا
stroking فشار با پا
nip فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nipped فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nips فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
voltage فشار الکتریکی
voltages فشار الکتریکی
blowing خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
decompression کاسته شدن فشار اب در صعودغواص
impact فشار
impacts فشار
bar واحد فشار
bars واحد فشار
compression فشار
tension فشار
tension بحران تحت فشار قرار دادن
tensions فشار
tensions بحران تحت فشار قرار دادن
propulsion فشار بسوی جلو
propulsion فشار به سمت جلو
push نشاندن فشار دادن
push فشار
push فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push فشار دادن
pushed نشاندن فشار دادن
pushed فشار
pushed فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushed فشار دادن
pushes نشاندن فشار دادن
Other Matches
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
water pressure فشار اب
exertions فشار
low pressure فشار کم
isobar هم فشار
pressure فشار
distraint فشار
isobars تک فشار
bunt فشار با سر
thrust فشار
isobars هم فشار
isobar تک فشار
exertion فشار
brunt فشار
growing pains فشار
thrusting فشار
thrusts فشار
pressure vessel فشار
pushes فشار
pressuring فشار
pressure sense حس فشار
pressing فشار
pressured فشار
pressures فشار
total pressure فشار کل
weight فشار
ice push فشار یخ
back iron بن فشار
back pressure پی فشار
pressure curve خم فشار
atmospheric pressure فشار جو
isopiestic هم فشار
sense of pressure حس فشار
hydraulic pressure فشار اب
barometric pressure فشار جو
isobare هم فشار
fantod فشار
pressor فشار زا
line of thrust خط فشار
pressure head ارتفاع فشار
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
pressure gradient گرادیان فشار
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
air pressure فشار هوا
cold water test pressure ازمایش فشار اب
molding pressure فشار قالب
osmotic pressure فشار اسمزی
pressure hull بدنه ضد فشار
carebaria احساس فشار در سر
central head فشار مرکزی
air pressure gage فشار سنج
drop gage فشار سنج
ambient pressure فشار محیط
centre of pressure مرکز فشار
measuring voltage فشار سنجش
center of pressure مرکز فشار
pressure of speech فشار تکلم
ciderpress سیب فشار
ciderpress میوه فشار
manometer فشار سنج
molding pressure فشار پرس
atmospheric pressure فشار اتمسفری
pressure curve منحنی فشار
barometric pressure فشار هوا
piezometry فشار سنجی
piston pressure فشار پیستون
barometric pressure فشار بارومتری
platen اهن فشار
bearing pressure فشار بردگاهی
platten اهن فشار
pore pressure فشار درونی
pressure adjustment تنظیم فشار
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
baroreceptor گیرنده فشار
partial pressure فشار جزیی
partial pressure فشار جزئی
atmospheric pressure فشار هوا
axial compression فشار محوری
overpressure فشار بیش از حد
axial pressure فشار اسهای
axial pressure فشار مرکزی
overvoltage فشار زیاد
axial thrust فشار محوری
pressure gaverner ناطم فشار
pressure face سمت فشار
overvoltage ازدیاد فشار
back pressure فشار متقابل
pressure drop افت فشار
brush pressure فشار زغال
back wash فشار عقب اب
bearing pressure فشار یاطاقان
eyestrain فشار باصره
isobar surface سطح هم فشار
internal pressure فشار درونی
intermediate pressure فشار متوسط
intermediate high voltage line خط فشار متوسط
intake pressure فشار ورودی
insulation voltage فشار ازمایش
initial pressure فشار ابتدایی
head loss افت فشار
group pressure فشار گروهی
longitudinal compression فشار طولی
flux density تراکم فشار
lateral pressure فشار جانبی
forced draft هوای با فشار
kinetic pressure فشار سینتیک
gage pressure فشار گیج
gage pressure فشار مانومتری
gossypium داروی فشار
high potential فشار قوی
inflationary pressure فشار تورمی
induction voltage فشار القائی
impaction فشار سخت
impact pressure فشار اصابت
hydrostatic pressure فشار ایستابی
hydrostatic pressure فشار عمق
hydrostatic pressure فشار عمق اب
hydrostatic pressure فشار ایستائی
hydrostatic مربوط به فشار اب
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
high tension فشار قوی
increase of pressure افزایش فشار
incompressible فشار ناپذیر
inclined compression فشار مایل
high pressure area منطقه پر فشار
high pressure line خط فشار قوی
high tension line خط فشار قوی
high voltage line خط فشار قوی
impluse voltage فشار ضربهای
high tension magneto مگنت پر فشار
external pressure فشار برونی
manifold pressure فشار گازگاه
deflationary pressure فشار انقباضی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
low voltage فشار ضعیف
diastolic pressure فشار دیاستولی
low tension magneto مگنت کم فشار
low tension فشار ضعیف
diffraction loading منتجه فشار
direct pressure فشار مستقیم
critical pressure فشار بحرانی
compressive stress فشار تراکمی
confined water سفره اب با فشار
constant pressure فشار ثابت
low voltage line خط فشار ضعیف
contact pressure فشار تماسی
contact pressure فشار تماس
cost push فشار قیمت
cost push فشار هزینه
high pressure فشار زیاد
discharge pressure فشار تخلیه
drag loading فشار کششی
effective pressure فشار موثر
electric tension فشار الکتریکی
end thrust فشار محوری
equilibrium pressure فشار تعادلی
low air pressure فشار هوای کم
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
loss of pressure افت فشار
excess pressure فشار اضافی
low potential فشار ضعیف
edge pressure فشار لبه
drag mark محل فشار
low pressure منطقه کم فشار
low pressure فشار خفیف
dynamic pressure فشار دینامیکی
dynamic pressure فشار پویا
low potential system دستگاه کم فشار
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
external pressure فشار خارجی
blood pressure فشار خون
indicator فشار سنج
under the stimulus of hunger از فشار گرسنگی
uplift pressure فشار بالابرنده
vapor pressure فشار بخار
oppression فشار افسردگی
torsional strain فشار پیچشی
thrust of the arch فشار طاق
pushing فشار دادن
to bear pressure upon فشار اوردن بر
overlaid فشار اوردن
to press up با فشار بالابردن
to squeeze to death با فشار کشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com