Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
pete cock
شیر کوچک که ازان هوا یابخار بیرون می اید
Other Matches
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
mofette
دهانهای که ازان دمه بد بو بیرون اید
redan
استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
exhaust
خروج گاز یابخار
exhausts
خروج گاز یابخار
exhalation
دود یابخار متصاعد
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
away
پس ازان
thence
پس ازان
afterwards
پس ازان
therefter
پس ازان
therefter
ازان پس
thereof=of that
ازان
eftsoon
اندکی پس ازان
long a
مدتهاپس ازان
thereafter
بعد ازان
this is inferior to that
این ازان
subsequent to that event
پس ازان رویداد
therein
ازان حیث
it is all greek to me
ازان سودرنمیاورم
it is pervious to light
روشنایی ازان می گذرد
next
نزدیک ترین پس ازان
he is not of that stamp
ازان جنس نیست
this is better than that
این ازان بهتراست
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
he is not of that type
ازان قبیل اشخاص نیست
wellŠwhat of it?
چه نتیجهای ازان بدست می اید
dice box
پیالهای که طاس را ازان میریزند
i am impatient for it
ازان بابت بیطاقت هستم
to gut a book
مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
dye wood
چوبی که ازان رنگ میگیرند
i gave up the idea
ازان خیال صرف نظر کردم
fitch
موی راسویاقلم مویی که ازان بسازند
feed door
دری که ازان سوخت درکوره میریزند
it came to my knowledge
من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
it is not d.
نمیتوان ازان صرف نظر کرد
secernent
اندامی که چیزی ازان تراوش کند
fly amanita
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
fly agaric
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
one's pet aversion
چیزی که شخص مخصوصا ازان بیزار است
fly bane
یکجورسماروغ یاقارچ که داروی مگس کش ازان میسازند
it savours of revenge
بوی انتقام یاکینه جویی ازان می اید
castles
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
fustic
یکجورچوب زردکه رنگ پستهای ازان میگیرند
castle
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
to slit hide into thongs
پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
ten yard
خط شکسته در طرفین خط نیمه به فاصله 01 یارد ازان
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
chock
قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
giants stride
تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
to say grace
دعای سپاسگزاری کردن پیش ازخوراک یاپس ازان
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
gopher wood
چوبی که کشتی نوح ازان ساخته شدوحدس میزنندسرویاکاج باشد
special vertict
رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
soever
واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
helmcloud
ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
ballast
وزنه یاباری که جهت تعادل کشتی یاهواپیما ازان استفاده میشود
dead line
خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
rain box
صندوق یا اسباب بازی دیگری که درتماشاخانه صدای باران ازان درمی اورند
muslin
یکجور پارچه پشت نما که ازان جامههای زنانه و پرده درست میکنند
grey matter
بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
mulches
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulch
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
pliantly polonica
یکجور ناخوشی که ازان موی سر کرک شده بهم گره میخوردناخوشی لهستانی است
edge detection
اشکارسازی لبه ها الگوریتمی که با استفاده ازان یک کامپیوتر یا ادم مصنوعی میتواند بفهمد که چه اشیایی را می بیند
calibrated orifice
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
floating fender
زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
cycle stealing
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
logograph
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
logogram
چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
reentrant subroutine
زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود
it is not t.
برای این نیست که من این یکی را ازان بیشتردوست دارم
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
id
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
out-of-
بیرون از
outdoor
بیرون
out
بیرون از
out of
بیرون از
from out of town
از بیرون
[از]
abroad
بیرون
outside
بیرون
from the outside
از بیرون
extra terrestrial
بیرون از
external
بیرون
outed
بیرون از
away
بیرون
away
بیرون از
outsides
بیرون
without
بیرون
outside
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
externals
بیرون
out
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
outwith
[Scotish E]
<adv.>
بیرون
[از]
out-
بیرون از
efferent
بیرون بر
from outside
از بیرون
[از]
out
<adv.>
به بیرون
out door
بیرون
without
بیرون از
forth of
بیرون از
out
<adv.>
بیرون
outward bound
بیرون رو
off the track
بیرون
outside appearance
بیرون
forth
بیرون از
bakkat
به بیرون
lolls
بیرون افتادن
lolls
زبان بیرون
eccentric
بیرون ازمرکز
lolling
بیرون افتادن
running off
از خط بیرون افتادن
shoot out
بیرون امدن
lolling
زبان بیرون
ship your oars
پارو بیرون
shift out
انتقال به بیرون
saleintiant
بیرون زده
saleintiant
بیرون امده
saleint
بیرون زده
loll
زبان بیرون
loll
بیرون افتادن
lolled
زبان بیرون
shoot-outs
بیرون امدن
lolled
بیرون افتادن
saleint
بیرون امده
beyond d.
بیرون از حدوصف
eccentrics
بیرون ازمرکز
evokes
بیرون کشیدن
evoking
بیرون کشیدن
expel
بیرون انداختن
expel
بیرون راندن
expelled
بیرون انداختن
expelled
بیرون راندن
expelling
بیرون انداختن
expelling
بیرون راندن
expels
بیرون راندن
expulse
بیرون انداختن
evoke
بیرون کشیدن
exhaling
بیرون دادن
exhales
بیرون دادن
bear out
بیرون دادن
excurrent
بیرون ریزنده
exhalant
بیرون دهنده
exhalent
بیرون دهنده
push off
بیرون رفتن
protrudent
بیرون افتاده
propulsive
بیرون ریزنده
prolapsus
بیرون افتادگی
clear out
بیرون اوردن
expels
بیرون انداختن
clear-out
بیرون اوردن
to clear out
بیرون اوردن
exhale
بیرون دادن
exhaled
بیرون دادن
expulse
بیرون دادن
shoot-out
بیرون امدن
to pack off
بیرون کردن
to hunt out
بیرون کردن
effuse
بیرون ریختن از
to go off
بیرون رفتن
to give the sack
بیرون کردن
to give out
بیرون دادن
to give forth
بیرون دادن
to get over
بیرون امدن
to fish up
بیرون کشیدن
to fall out
بیرون افتادن
to drum out
بیرون کردن
to hunt away
بیرون کردن
to drive out
بیرون کردن
to set forth
بیرون اوردن
to pass off
بیرون رفتن
to pay a way
بیرون دادن
deferent
بیرون برنده
unweave
بیرون اوردن
unthread
نخ بیرون اوردن از
to throw out
بیرون انداختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com