Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English
Persian
jar
شیشه دهن گشاد
jarred
شیشه دهن گشاد
jars
شیشه دهن گشاد
Other Matches
straddles
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
To walk with ones feet wide apart.
گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes.
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
glassman
تاجر شیشه شیشه ساز
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
straddled
گشاد با زی
loosest
گشاد
broader
گشاد
looser
گشاد
widest
گشاد
straddle
گشاد با زی
loose
گشاد
loose-fitting
گشاد
loose fitting
گشاد
broadest
گشاد
straddles
گشاد با زی
wide
گشاد
broad
گشاد
reamer
گشاد کن
wider
گشاد
straddles
گشاد نشستن
bell mouthed
دهن گشاد
stretchy
گشاد شونده
stretchiest
گشاد شونده
dilate
گشاد کردن
dilating
گشاد کردن
slopping
شلوار گشاد
slopped
شلوار گشاد
slop
شلوار گشاد
straddle
گشاد نشستن
straddled
گشاد نشستن
spacious
جامع گشاد
stretchier
گشاد شونده
dilates
گشاد کردن
reaming
گشاد کردن
slip-ons
لباس گشاد
dilatant
گشاد شونده
ream
گشاد کردن
bigmouthed
دهن گشاد
slip on
لباس گشاد
pajamas
شلوار گشاد
wide mouthed
دهن گشاد
wide eyed
دارای چشم گشاد
mason jar
کوزه دهن گشاد
sack
پیراهن گشاد و کوتاه
slack
کساد کردن گشاد
slackest
کساد کردن گشاد
capacious
گنجایش دار گشاد
slacks
کساد کردن گشاد
oxbags
شلوار خیلی گشاد
varix variously
سیاهرگ گشاد شده
Wellington
چکمه دهان گشاد
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
robe
لباس بلند و گشاد
robes
لباس بلند و گشاد
sacks
پیراهن گشاد و کوتاه
mother hubbard
لباس گشاد زنانه
to let out
افشاکردن گشاد کردن
wide-eyed
دارای چشم گشاد
blouse
پیراهن یاجامه گشاد
jars
کوزه دهن گشاد
blouses
پیراهن یاجامه گشاد
carboy
تنگ دهن گشاد
oxford bags
شلوار خیلی گشاد
jar
کوزه دهن گشاد
astraddle
دارای پای گشاد
clump block
قرقره دهان گشاد
dalmatic
خرقه استین گشاد
dolman sleeve
استین گشاد و اویخته
sacked
پیراهن گشاد و کوتاه
jarred
کوزه دهن گشاد
scrawling
خط خطی کردن گشاد نشستن
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
risks
گشاد بازی بخطر انداختن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
To widen a road .
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
risking
گشاد بازی بخطر انداختن
risked
گشاد بازی بخطر انداختن
scrawled
خط خطی کردن گشاد نشستن
risk
گشاد بازی بخطر انداختن
scrawls
خط خطی کردن گشاد نشستن
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
To spend recklessly ( prodigally ) .
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
carronade
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
scrawl
خط خطی کردن گشاد نشستن
krater
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
raglan
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
These shoes are too big for me .
این کفشها برایم گشاد است
rochet
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
pajamas
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
The shoes are a size too big for my feet.
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
She likes loose - fitting dresses .
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
bloomer
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
slopped
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
glass
شیشه
glazier
شیشه بر
glazier
شیشه گر
water glass
اب شیشه
glassblower
شیشه گر
panes
شیشه
glass blower
شیشه گر
glass cutter
شیشه بر
pane
شیشه
bottles
شیشه
bottle
شیشه
plate
شیشه
plates
شیشه
mirror glass
شیشه اینه
rough cast glass
شیشه خام
frosted glass
شیشه مات
glass cloth
شیشه پاک کن
glass blowing
شیشه گری
obsidian
شیشه معدنی
opaline
شیشه مات
glass dust
خرده شیشه
glass fibers
الیاف شیشه
obscured glass
شیشه مات
focusing screen
شیشه مات
case-bottle
شیشه چارپر
sandiver
ریم شیشه
sandiver
خلط شیشه
fiberglass
پشم شیشه
safety glass
شیشه اطمینان
safety glass
شیشه نشکن
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
obscured glass
شیشه تار
safety glass
شیشه ایمنی
muscovy glass
شیشه معدنی
foamglass
شیشه اسفنجی
foamglass
شیشه کفی
glass frit
شیشه متخلخل
glass rebate
دوراهه شیشه
glassworker
شیشه ساز
lead work
شیشه اندازی
lead glass
شیشه سربی
ornamental glass
شیشه تزئینی
frosted glass
شیشه کدر
hyaline
شیشه مانند
glaziery
شیشه بری
granulated glass
شیشه اج دار
hard glass
شیشه سخت
quartzite brick
سنگ شیشه
glasswork
شیشه سازی
glasswool
پشم شیشه
glass ware
فروف شیشه
glass wool
پشم شیشه
opalline
شیشه مات
opaque glass
شیشه کدر
glassmaker
شیشه ساز
glassman
شیشه فروشی
liquid glass
شیشه مایع
lime glass
شیشه اهکی
fibreglass
شیشه لیفی
watch glass
شیشه ساعت
glazes
شیشه انداختن
glaze
شیشه انداختن
glaze
لعاب شیشه
tempered glass
شیشه ابداده
stock bottle
شیشه ذخیره
glass
شیشه گرفتن
glass
شیشه الات
water glass
شیشه محلول
water glass
شیشه مایع
windowpane
شیشه پنجره
watch glss
شیشه ساعت
vitriform
شیشه مانند
vitrification
تبدیل به شیشه
fibreglass
پشم شیشه
glassware
شیشه الات
glassware
فروف شیشه
vial
شیشه نمونه
brushes
شیشه شور
glasshouse
شیشه گرخانه
glasshouses
شیشه گرخانه
plate glass
شیشه لوحی
brush
شیشه شور
glazing
شیشه بری
glazing
شیشه کاری
vitrification
شیشه سازی
glassy
شیشه مانند
optic
شیشه عینک
Pyrex
شیشه پیرکس
stined glass
شیشه رنگی
sheetglass
شیشه ورق
security glass
شیشه نشکن
crown glass
شیشه گردیاچرخی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com