Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
glass
شیشه ذره بین عدسی
Search result with all words
periscopic lens
شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
Other Matches
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
glassman
تاجر شیشه شیشه ساز
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
lens distortion
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
eyepiece
عدسی
eyepieces
عدسی
bifocal lens
عدسی
lentiform
عدسی
lentoid
عدسی
lens
عدسی
glass
عدسی
objective lens
عدسی شیئی
reticle
عدسی دوربین
objective glass
عدسی شیئی
achromate
عدسی اکروماتیک
achromatic lens
عدسی بی رنگ
object glass
عدسی شیئی
nummulite
شاهدانه عدسی
wide-angle
عدسی گسترش
lens
عدسی دوربین
optical lens
عدسی اپتیکی
eyepieces
عدسی چشمی
optical lens
عدسی نوری
eyepiece
عدسی چشمی
electrostatic lens
عدسی الکتروستاتیکی
ocular lens
عدسی چشمی
focus
کانون عدسی
biconcave lens
عدسی دوکاو
biconcave lens
عدسی مقعرالطرفین
lenticular
مرکب از عدسی
lenticular
عدسی وار
cylindrical lens
عدسی استوانهای
divergent lens
عدسی واگرا
divergent lens
عدسی متباعد
double convex lens
عدسی دو کوژ
lensatic
عدسی دار
electromagnetic lens
عدسی الکترومغناطیسی
electron lens
عدسی الکترونی
eye piece
عدسی سر دوربین
lens coating
روکش عدسی
knurled head
سر عدسی اج دار
convex lens
عدسی محدب
convex lens
عدسی کوژ
double concave lens
عدسی دوکاو
double concave lens
عدسی مقعرالطرفین
biconvex lens
عدسی دوکوژ
meniscus lens
عدسی هلالی
button head
سر عدسی در پیچ ها
mushroom head
سر عدسی در پیچ ها
cheese head
سر عدسی در پیچها
lenticulation
ایجاد عدسی
compound lens
عدسی مرکب
concave lens
عدسی کاو
concave lens
عدسی مقعر
convergent lens
عدسی همگرا
convergent lens
عدسی متقارب
floating reticle
عدسی مواج
focussing
کانون عدسی
spherical lens
عدسی کروی
focussed
کانون عدسی
contact lens
عدسی بساو
contact lenses
عدسی مماس
vergency
تقارب عدسی
contact lens
عدسی مماس
focusses
کانون عدسی
focuses
کانون عدسی
contact lenses
عدسی بساو
focused
کانون عدسی
objectives
عدسی شیئی
wide angle
عدسی گسترش
objective
عدسی شیئی
focal
مربوط به کانون عدسی
diverging meniscus lens
عدسی هلالی واگرا
lens
بشکل عدسی در اوردن
eyepieces
عدسی سردوربین یامیکروسکپ
lentiform nucleus
هسته عدسی شکل
lenticular nucleus
هسته عدسی شکل
electronic lens
عدسی یا لنز الکترونی
lens coating
پوشش روی عدسی
eyepiece
عدسی سردوربین یامیکروسکپ
double convex lens
عدسی محدب الطرفین
convergent meniscus lens
عدسی هلالی همگرا
zoom
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zooms
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
biconvex lens
عدسی محدب الطرفین
mensicus
عدسی کاو- کوژ
astigmatic
نامنظمی عدسی چشم
line of collimation
خط تنظیم عدسی دوربین
anastigmat
عدسی غیر استیگمات
zoomed
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
plano concave lens
عدسی تخت کاو
relative aperture
ضریب کانونی عدسی
refractor
عدسی نور شکن
fixed reticle
عدسی ثابت دوربین
plano convex lens
عدسی تخت کوژ
plano concave lens
عدسی مسطح- مقعر
plano convex lens
عدسی مسطح- محدب
parabolic lens
عدسی سهمی وار
linear perspective
پروژکتور دارای عدسی مخطط
twinkle box
عدسی هاو یک دیسک چرخان
burning glass
عدسی محدب یاایینه مقعر
focal plane
افق مار بر کانون عدسی
condenser
الت تقصیر عدسی محدب
lensatic
قطب نمای عدسی دار
tricked
درجه بندی عدسی دوربین
trick
درجه بندی عدسی دوربین
tricking
درجه بندی عدسی دوربین
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
zoom lens
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
spider
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
zoom lenses
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
spiders
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
object glass
عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
nose piece
قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
pantoscope
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
wing photograph
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
glass blower
شیشه گر
plate
شیشه
glazier
شیشه بر
glazier
شیشه گر
glassblower
شیشه گر
glass cutter
شیشه بر
water glass
اب شیشه
plates
شیشه
panes
شیشه
pane
شیشه
bottle
شیشه
bottles
شیشه
glass
شیشه
granulated glass
شیشه اج دار
hard glass
شیشه سخت
security glass
شیشه نشکن
hyaline
شیشه مانند
rough cast glass
شیشه خام
quartzite brick
سنگ شیشه
sheet glass
شیشه جام
sheet glass
شیشه ورقی
ornamental glass
شیشه تزئینی
lead glass
شیشه سربی
lead work
شیشه اندازی
sheetglass
ورق شیشه
glaziery
شیشه بری
glassmaker
شیشه ساز
glassman
شیشه فروشی
glasswool
پشم شیشه
security glass
شیشه ایمنی
glasswork
شیشه سازی
glassworker
شیشه ساز
scent bottle
شیشه عطری
sandiver
ریم شیشه
sandiver
خلط شیشه
safety glass
شیشه اطمینان
safety glass
شیشه نشکن
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
safety glass
شیشه ایمنی
opaque glass
شیشه کدر
sheetglass
شیشه ورق
muscovy glass
شیشه معدنی
stined glass
شیشه رنگی
stock bottle
شیشه ذخیره
tempered glass
شیشه ابداده
vial
شیشه نمونه
vitrification
شیشه سازی
vitrification
تبدیل به شیشه
lime glass
شیشه اهکی
vitriform
شیشه مانند
windowpane
شیشه پنجره
watch glass
شیشه ساعت
watch glss
شیشه ساعت
liquid glass
شیشه مایع
water glass
شیشه مایع
water glass
شیشه محلول
spun glass
شیشه ریسیده
soluble glass
شیشه مایع
case-bottle
شیشه چارپر
opalline
شیشه مات
sight glass
شیشه مرئی
opaline
شیشه مات
silicate of soda
شیشه مایع
obsidian
شیشه معدنی
obscured glass
شیشه مات
obscured glass
شیشه تار
sodium metasilicate
شیشه مایع
sodium silicate
شیشه مایع
mirror glass
شیشه اینه
glass wool
پشم شیشه
glassy
شیشه مانند
glassware
فروف شیشه
glassware
شیشه الات
fibreglass
پشم شیشه
fibreglass
شیشه لیفی
case bottle
شیشه چارپهلو
Pyrex
شیشه پیرکس
crown glass
شیشه گردیاچرخی
brushes
شیشه شور
fiberglass
پشم شیشه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com