Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
pebble
شیشه عینک نوعی عقیق
pebbles
شیشه عینک نوعی عقیق
Other Matches
optic
شیشه عینک
sard
نوعی عقیق قرمز سیر
perlite
نوعی شیشه اتشفشانی سنگ مروارید
mousseline
نوعی چیت پشت نما شیشه خط دار
ground glass
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
agate
عقیق
agates
عقیق
chrysoprase
عقیق سبز
onyx
عقیق رنگارنگ
carnelian
عقیق جگری
agatize
عقیق نماکردن
achate
عقیق خرید
sardius
عقیق سرخ
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
glassman
تاجر شیشه شیشه ساز
sardonyx
یکجور عقیق یمانی
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
agateware
سفال یافروف عقیق نما
onyx
عقیق سلیمانی سنگ باباقوری
carnelian
رنگ عقیق جگری یا سرخ مسی
cornelian
عقیق جگری درخت زغال اخته
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
interpupillary
عینک
glasses
عینک
eyeglass
عینک
winker
عینک
specs
عینک
lorgnettes
عینک
spectacles
عینک
lorgnette
عینک
spectacle
عینک
glass eye
عینک
barnacles
عینک
glass
عینک
goggles
عینک
nosepiece
پل عینک
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
smoked glasses
عینک دودی
oculists
عینک ساز
oculist
عینک ساز
temple
دسته عینک
rims
قاب عینک
sunglasses
عینک افتابی
smoked
عینک دودی
earpiece
دسته عینک
snow goggles
عینک توفان
opticians
عینک ساز
goggles
عینک محافظ
gig lamps
عینک شاخدار
goggles
عینک افتابی
goggles
عینک صحرائی
earpieces
دستهی عینک
To wear glasses.
عینک زدن
dark glasses
عینک آفتابی
butt-strap
لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
bespectacled
عینک زده
lorgnettes
عینک پنسی
optician
عینک ساز
field glasses
عینک رزمی
snow goggles
عینک افتابگیر
spectacled
عینک دار
pince nez
عینک دماغی
goggles
عینک ایمنی
goggle
عینک پرواز
goggled
عینک پرواز
goggling
عینک پرواز
monocle
عینک یک چشمی
monocles
عینک یک چشمی
field glasses
عینک صحرایی
lorgnette
عینک پنسی
optometry
عینک فروشی
optometry
عینک سازی
safety glasses
عینک ایمنی
optometrist
عینک ساز
eye glass
عینک دستی
eyeglass
عینک فنری
gig lamps
نمایش عینک
eyeglass
عینک یک چشم
safety glass
عینک ایمنی
half-glasses
عینک یک چشمی
burning glass
عینک جوشکاری
peeper
ایینه عینک
rim
قاب عینک
sun glasses
عینک آفتابی
goggles
عینک حفاظ دار
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
rose-coloured spectacles
عینک خوش بینی
to wear glasses
عینک گذاشتن یازدن
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
wear
عینک یا کراوات زدن فرسودن
he wears glasses
عینک زده است یادارد
wears
عینک یا کراوات زدن فرسودن
lorgnette
عینک مخصوص روی بینی
optician
عینک فروش دوربین ساز
lorgnettes
عینک مخصوص روی بینی
opticians
عینک فروش دوربین ساز
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
optometric
وابسته به میزان دید و عینک سازی
vectograph
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
glass
شیشه
panes
شیشه
plates
شیشه
plate
شیشه
bottle
شیشه
bottles
شیشه
glazier
شیشه بر
glazier
شیشه گر
glass blower
شیشه گر
glassblower
شیشه گر
water glass
اب شیشه
pane
شیشه
glass cutter
شیشه بر
opaque glass
شیشه کدر
ornamental glass
شیشه تزئینی
brushes
شیشه شور
vial
شیشه نمونه
glassware
فروف شیشه
fibreglass
پشم شیشه
fibreglass
شیشه لیفی
vitriform
شیشه مانند
sodium silicate
شیشه مایع
watch glass
شیشه ساعت
watch glss
شیشه ساعت
vitrification
تبدیل به شیشه
glassware
شیشه الات
vitrification
شیشه سازی
opaline
شیشه مات
obsidian
شیشه معدنی
sheet glass
شیشه جام
glaze
لعاب شیشه
sandiver
ریم شیشه
sandiver
خلط شیشه
glassy
شیشه مانند
sight glass
شیشه مرئی
silicate of soda
شیشه مایع
mirror glass
شیشه اینه
sodium metasilicate
شیشه مایع
scent bottle
شیشه عطری
security glass
شیشه ایمنی
sheet glass
شیشه ورقی
sheetglass
ورق شیشه
sheetglass
شیشه ورق
glazes
شیشه انداختن
glazes
لعاب شیشه
muscovy glass
شیشه معدنی
glaze
شیشه انداختن
soluble glass
شیشه مایع
safety glass
شیشه اطمینان
safety glass
شیشه نشکن
security glass
شیشه نشکن
stined glass
شیشه رنگی
glasshouses
شیشه گرخانه
glasshouse
شیشه گرخانه
obscured glass
شیشه مات
stock bottle
شیشه ذخیره
tempered glass
شیشه ابداده
quartzite brick
سنگ شیشه
plate glass
شیشه لوحی
obscured glass
شیشه تار
opalline
شیشه مات
glass
شیشه گرفتن
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
glass
شیشه الات
safety glass
شیشه ایمنی
glazing
شیشه کاری
rough cast glass
شیشه خام
glazing
شیشه بری
spun glass
شیشه ریسیده
brush
شیشه شور
glass dust
خرده شیشه
anti dazzle screen
شیشه نورگیر
granulated glass
شیشه اج دار
pane
قاب شیشه
pane
جام شیشه
frosted glass
شیشه کدر
focusing screen
شیشه مات
panes
قاب شیشه
panes
جام شیشه
foamglass
شیشه کفی
foamglass
شیشه اسفنجی
frosted glass
شیشه مات
hard glass
شیشه سخت
bottle brush
شیشه پاک کن
glasswool
پشم شیشه
glassworker
شیشه ساز
glaziery
شیشه بری
glass cloth
شیشه پاک کن
glasswork
شیشه سازی
case-bottle
شیشه چارپر
glass blowing
شیشه گری
glass fibers
الیاف شیشه
anti dazzle screen
شیشه ضد نور
glass frit
شیشه متخلخل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com