Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
vial
شیشه کوچک دارو
Other Matches
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
phial
شیشه یا بطری کوچک
phials
شیشه یا بطری کوچک
dose rate
نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
glassman
تاجر شیشه شیشه ساز
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pharmaceutic
دارو
cured
دارو
medicines
دارو
drugged
دارو
pill
حب دارو
medicaments
دارو
cure
دارو
cures
دارو
drug
دارو
drugging
دارو
puisne judge
دارو جز
remedies
دارو
remedy
دارو
medicament
دارو
pharmaceuticals
دارو
remedying
دارو
materia medica
دارو
medication
دارو
medications
دارو
medicinally
با دارو
remedied
دارو
natural philosophy
دارو
drugs
دارو
medicine
دارو
pills
حب دارو
pharmaceutical
دارو
medics
دارو
cure all
نوش دارو
chemic
دارو فروش
calomel
کرم دارو
dosages
یک خوراک دارو
male fern
کیل دارو
lungwort
سینه دارو
dosage
یک خوراک دارو
pouch kit
جای دارو
dose
مقدار دارو
dosing
مقدار دارو
muller
دارو ساز
dosed
مقدار دارو
withdrawal
ترک دارو
troche
قرص دارو
dose
یک خوراک دارو
philtre
مهر دارو
philter
مهر دارو
dosed
یک خوراک دارو
doses
مقدار دارو
substance withdrawal
ترک دارو
pouch kit
جعبه دارو
hyssop
اشنان دارو
withdrawals
ترک دارو
alkahest
نوش دارو
doses
یک خوراک دارو
dosing
یک خوراک دارو
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
dosage
مقدار استعمال دارو
withdrawal syndrome
نشانگان ترک دارو
miyhridate
زهر دارو پادزهر
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
dozing
دوز یک خوراک دارو
dozes
دوز یک خوراک دارو
dozed
دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms
نشانههای ترک دارو
doze
دوز یک خوراک دارو
hocus
نوشابه دارو زده
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
drugs of every description
[of all descriptions]
همه نوع دارو
seasoning
دارو زنی بچوب
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
drugs
دارو
[به طور کلی ]
medications
دارو
[به طور کلی ]
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
drug holiday
ترک موقت دارو
dosages
مقدار استعمال دارو
orthopathy
معالجه بدون دارو
drug abuse
سوء استفاده از دارو
dozed
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dopes
دارو دادن تخدیر کردن
doze
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozes
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosages
مقدار تجویز شده دارو
drugged
دارو خوراندن تخدیر کردن
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
spaced out
<idiom>
از خوردن دارو گیج شدن
dosage
مقدار تجویز شده دارو
drugs
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging
دارو خوراندن تخدیر کردن
dope
دارو دادن تخدیر کردن
drug
دارو خوراندن تخدیر کردن
dozing
مقدار کافی از یک دارو خوراک
iamatology
مبحث دارو شناسی پزشکی
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
love potion
مهر دارو شربت عشق امیز
This drug excites the nerves.
این دارو اعصاب را تحریک می کند
love potions
مهر دارو شربت عشق امیز
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
potion
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potions
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
love philtre
مهر دارو شربت سحر امیز
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pharmacodynamics
مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
reconstituent
دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
water glass
اب شیشه
panes
شیشه
glass blower
شیشه گر
glassblower
شیشه گر
pane
شیشه
glass
شیشه
plate
شیشه
plates
شیشه
glazier
شیشه بر
glazier
شیشه گر
glass cutter
شیشه بر
bottle
شیشه
bottles
شیشه
sheet glass
شیشه ورقی
glaziery
شیشه بری
silicate of soda
شیشه مایع
glassmaker
شیشه ساز
glassman
شیشه فروشی
glasswool
پشم شیشه
glassworker
شیشه ساز
sight glass
شیشه مرئی
vitrification
شیشه سازی
sheetglass
شیشه ورق
sheetglass
ورق شیشه
watch glass
شیشه ساعت
glassy
شیشه مانند
safety glass
شیشه ایمنی
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
safety glass
شیشه نشکن
safety glass
شیشه اطمینان
glassware
فروف شیشه
glassware
شیشه الات
fibreglass
پشم شیشه
fibreglass
شیشه لیفی
sandiver
خلط شیشه
sandiver
ریم شیشه
scent bottle
شیشه عطری
security glass
شیشه ایمنی
security glass
شیشه نشکن
hyaline
شیشه مانند
hard glass
شیشه سخت
vial
شیشه نمونه
optic
شیشه عینک
glass
شیشه گرفتن
glazing
شیشه کاری
glazing
شیشه بری
plate glass
شیشه لوحی
glass
شیشه الات
glasshouses
شیشه گرخانه
glasshouse
شیشه گرخانه
vitriform
شیشه مانند
granulated glass
شیشه اج دار
glasswork
شیشه سازی
quartzite brick
سنگ شیشه
vitrification
تبدیل به شیشه
rough cast glass
شیشه خام
sheet glass
شیشه جام
glass wool
پشم شیشه
spun glass
شیشه ریسیده
liquid glass
شیشه مایع
lime glass
شیشه اهکی
lead work
شیشه اندازی
obscured glass
شیشه تار
lead glass
شیشه سربی
obscured glass
شیشه مات
fiberglass
پشم شیشه
obsidian
شیشه معدنی
pane
قاب شیشه
pane
جام شیشه
muscovy glass
شیشه معدنی
windowpane
شیشه پنجره
glaze
لعاب شیشه
cast glass
شیشه ریخته گی
colored glass
شیشه رنگی
case bottle
شیشه چارپهلو
crown glass
شیشه گردیاچرخی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com