Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
geochemistry
شیمی خاک زمین شیمی
Search result with all words
biogeochemistry
زمین شیمی زیستی
geochemistry
زمین شیمی
Other Matches
biochemist
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemists
متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemical
مربوط به شیمی حیاتی یازیست شیمی
biological chemistry
شیمی حیات
[زیست شیمی]
biochemistry
شیمی حیات
[زیست شیمی]
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
chemistry
شیمی
astrochemistry
اختر شیمی
chemical abstracts
چکیدههای شیمی
components
جزء در شیمی
inorganic chemistry
شیمی الی
organic chemistry
شیمی الی
biological chemistry
زیست شیمی
industrial chemistry
شیمی صنعتی
chemical engineering
مهندسی شیمی
iatrochemistry
شیمی پزشکی
geometrical isomer
همپار شیمی
petrochemical
شیمی نفت
chemist
شیمی دان
food chemistry
شیمی غذا
electrochemistry
برق شیمی
curdling chemistry
شیمی لخته
coordination chemistry
شیمی کوئوردیناسیون
chemists
شیمی دان
nuclear chemistry
شیمی هستهای
pure chemistry
شیمی محض
thermochemistry
گرما شیمی
agrochemistry
شیمی زراعی
analytical chemistry
شیمی تجزیه
polymer chemistry
شیمی بسپار
physical chemistry
شیمی فیزیک
photographic chemistry
شیمی عکاسی
phamaceutical chemistry
شیمی دارویی
petrochemistry
شیمی نفت
concentration
غلظت
[شیمی]
applied chemistry
شیمی کاربردی
zoochemistry
شیمی حیوانی
biochemistry
زیست شیمی
chemotherapy
شیمی درمانی
neurochemistry
شیمی اعصاب
biochemistry
زیست- شیمی
thermochemistry
شیمی گرمایی
chemistry
علم شیمی
theoretical chemistry
شیمی نظری
component
جزء در شیمی
host guest chemistry
شیمی میزبان- میهمان
histochemistry
شیمی بافتی وسلولی
stereo chemistry
مبحث شیمی فضایی
physio chemical
وابسته به شیمی فیزیکی
organic
وابسته به شیمی الی
dome
گنبد دودکش
[شیمی]
amylum
نشاسته
[زیست شیمی]
macromolecular chemistry
شیمی درشت مولکول
elemental analysis
فراکافت عنصری
[شیمی]
biological chemistry
بیوشیمی
[زیست شیمی]
biochemistry
بیوشیمی
[زیست شیمی]
elemental analysis
آنالیز عنصری
[شیمی]
hood
گنبد دودکش
[شیمی]
dome
کلاهک دودکش
[شیمی]
acetify
اسیدی شدن
[شیمی]
bioinorganic chemistry
شیمی معدنی زیستی
hood
کلاهک دودکش
[شیمی]
to acidify something
چیزی را اسیدی کردن
[شیمی]
to acidify something
چیزی را اسیددار کردن
[شیمی]
quantum state
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
parts per million
[ppm]
بخش در میلیون
[فیزیک]
[شیمی]
leachate
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
leach
[liquid formed by leaching]
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
starch
[Amylum]
نشاسته
[زیست شیمی]
[غذا و آشپزخانه]
to stay floating
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
zymurgy
مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی
charge carrier
حامل بار
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
to remain suspended
معلق ماندن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
to suspend
معلق نگه داشتن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
actinochemistry
مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
coulomb
[C]
کولن
[یکای بار الکتریکی در اس آی]
[فیزیک]
[شیمی]
dimensionless quantity
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
radiochemistry
یک شاخه از شیمی که بااثرات شیمیایی رادیواکتیوسرو کار دارد
photochemistry
رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
inferior figures
حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
soil
زمین
geodetically
زمین
soiling
زمین
land
زمین
this earthly round
زمین
ground line
خط زمین
tellus
زمین
acres
زمین
soils
زمین
land n
زمین
floor
کف زمین
ground surface
کف زمین
terrain
زمین
norland
زمین
earthing
زمین
extra terrestrial
زمین
floored
کف زمین
rooter
زمین کن
floors
کف زمین
globe
زمین
lackland
بی زمین
grass roots
کف زمین
earths
زمین
domains
زمین
cinder tracks
زمین دو
domain
زمین
ground
کف زمین
real estate
زمین
ground
: زمین
grazes
زمین
floor
کف زمین
acre
زمین
ground
زمین
graze
زمین
cinder track
زمین دو
grazed
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
aerospace
جو زمین
fields
زمین
fielded
زمین
field
زمین
globes
زمین
earth
زمین
emblements
حاصل زمین
earth socket
پریز زمین
earth science
زمین شناسی
earth electrode
الکترد زمین
earth current
برق زمین
earthling
اهل زمین
earth crust
پوسته زمین
elevated ground
زمین بلند
earthing
اتصال زمین
earthing strap
تسمه زمین
earth's crust
پوسته زمین
earth's axis
محور زمین
earthmoving
حرکت زمین
earth's attraction
ربایش زمین
earth terminal
ترمینال زمین
earthward
بسوی زمین
earthward
بطرف زمین
earthwards
سوی زمین
earth excavating
حفاری زمین
earthwards
بطرف زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com