English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
English Persian
conductor rail شینه هادی
Other Matches
bus bar شینه جریان شینه جامع ریل تماس
insulating مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulate مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulates مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
superconductors خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductor خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductive خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی
rail شینه
z rail ریل یا شینه "زد"
highway شینه جامع
highways شینه جامع
graduated steel straight edge شینه سنجش
guide rail شینه راهنما
line bar شینه جریان
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
conductor rail ریل هادی شمش هادی
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
photoconductive هادی حساس نسبت به نور هادی نور
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
cabled هادی
directorial هادی
steerer هادی
conductor هادی
conductors هادی
leading line خط هادی
lead هادی
director هادی
directors هادی
electric conductor هادی
cable هادی
ductile هادی
leads هادی
guides هادی
guided هادی
guide هادی
electric conductor هادی برق
light quide هادی نور
electric conductor هادی الکتریسیته
lizards بند هادی
lizard بند هادی
director sight دوربین هادی
directrix هادی خط راهنما
directress هادی خط راهنما
noninductive غیر هادی
directing staff ستاد هادی
superconductor فوق هادی
superconductors فوق هادی
bus bar ریل هادی
guide bank دیوار هادی سد
guide vane تیغه هادی
heat conductor هادی حرارت
ideal conductor هادی ایده ال
dredging ladder هادی سطل
circuit line هادی جریان
internal conductor سیم هادی
light guide هادی نور
conductor current جریان هادی
conductor resistance مقاومت هادی
conductive silver نقره هادی
light pipe هادی نور
guide flag پرچم هادی
leads کابل هادی
semicinductor نیمه هادی
semi conductor نیمه هادی
lead کابل هادی
single conductor هادی تک رشتهای
single core هادی تک رشتهای
superconducter مافوق هادی
duct لوله هادی
twin conductor هادی دوبل
leads سبقت هادی
valve guide هادی سوپاپ
leads غلاف هادی
vascular tissue بافت هادی
lead غلاف هادی
lead سبقت هادی
water mains لوله هادی اب
conducting staff ستاد هادی
wireway سیم هادی
solid state نیمه هادی
water main لوله هادی اب
conductor هادی رسانا
conductors هادی رسانا
conductors سیم هادی
conductor سیم هادی
polestar هادی مورد توجه
p type semiconductor نیمه هادی نوع "پی "
wires هادی فلزی نازک
wire هادی فلزی نازک
semiconductor device دستگاه نیمه هادی
nonconductor جسم غیر هادی
superconducting computers کامپیوترهای مافوق هادی
nozzle guide vane تیغههای هادی یا راهنما
port شیار هادی دهانه
lead in مدار هادی اشتعال
insulated conductor هادی عایق شده
semiconductor storage حافظه نیمه هادی
n type semiconductor نیمه هادی نوع N
semiconductor memory حافظه نیمه هادی
current carring wire سیم هادی جریان
solid state cartridge کارتریج نیمه هادی
ohmage مقاومت هادی برق
gallium arsenide قطعه نیمه هادی
integrate semiconductor circuit مدار نیمه هادی مجتمع
wave guide هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
conductors وسیله هادی اجرا کننده
conductor وسیله هادی اجرا کننده
photoconductor هادی حساس نسبت به نور
solid-state مربوط به وسایل نیمه هادی
quadrattrix راهنمای تربیع منحنی هادی
metallic oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی
guides post نفر هادی مستقر شوید
nonsparking ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
low gap semiconductor نیمه هادی با فاصله انرژی کوچک
variable camber سطوح هادی گاز به داخل توربین
doubled up تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
doubled تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
double تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
current حرکت قط عات بار دار در یک هادی
conductors هادی جریان برق رشته سیم
complementary metal oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
conductor هادی جریان برق رشته سیم
currents حرکت قط عات بار دار در یک هادی
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
electric حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
randomly حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
conductors مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
cladding ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
wafers تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
wafer تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
leaders هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
random حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
leader هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
bathyconductograph وسیله اندازه گیری میزان هادی بودن اب
coupler وسیله مکانیکی برای اتصال دو یا چند هادی
conductor مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
transistors ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistor ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
photoresist فرایند بکار برده شده در تولیددستگاههای نیمه هادی
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumbo chip مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
diode دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
silicon عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
silicon محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
multilayer تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
fet Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
marks نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
mark نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
dtl Logic Transistor Diod منطق میکروالکترونیکی که براتصالات میان دیودهای نیمه هادی و ترانزیستور استواراست
field emission پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
integrated circuit مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
microchips مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchip مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
mask طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
masks طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
pnp transistor emiher آن از نوع نیمه هادی P هستند و base آنها نوع n است
braid shield روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
varistor مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
p channel mos تکنولوژی نیمه هادی اکسیدفلزی نسبتا" قدیمی برای دستگاههایی که با تکنولوژی LSI ساخته شده اند
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
metal oxide semiconductor روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
mos روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
boarded وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
board وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
circuit وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
ebam Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
npn transistor طرح ترانزیستور و قط بی با نیمه هادی نوع P برای پایه و نوع n برای collector و emither
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
lead aircraft هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
electroluminescent صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
printed circuit board ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
printed circuit ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
guide left فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com