Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English
Persian
error choice technique
شیوه خطا گزینی
Other Matches
Gigantic Order
[شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی]
[معماری]
line switching
خط گزینی
monogamy
یک شو گزینی
monogyny
یک زن گزینی
canalization
ره گزینی
personnel selection
کارمند گزینی
accommodation
بوم گزینی
regioselectivity
جهت گزینی
object choice
شیئی گزینی
permselectivity
نفوذ گزینی
branching
شاخه گزینی
channelling
راه گزینی
item selection
پرسش گزینی
accommodations
بوم گزینی
domiciliation
مسکن گزینی
monandry
یک همسر گزینی
message switching
پیام گزینی
switching
راه گزینی
drive channelling
راه گزینی سائق
switch theory
نظریه راه گزینی
switching center
مرکز راه گزینی
polygyny
چند زوجه گزینی
switching network
شبکه راه گزینی
bank switching
راه گزینی محدوده
context switching
راه گزینی قرینه
circuit switching
راه گزینی مداری
word choice test
ازمون واژه گزینی
line switching
راه گزینی خطی
switching variable
متغیر راه گزینی
automatic mode switching
راه گزینی حالت خودکار
packet switching
راه گزینی بسته کوچک
automatic message switching
راه گزینی خودکار پیام
self selection
انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
style
شیوه
process
شیوه
devices
شیوه
device
شیوه
habitude
شیوه
do
شیوه
styling
شیوه
idiom
شیوه
idioms
شیوه
methode
شیوه
styled
شیوه
styles
شیوه
processes
شیوه
order
شیوه
methods
شیوه
method
شیوه
custom
شیوه
procedures
شیوه ها
approaches
شیوه
approached
شیوه
approach
شیوه
practice
شیوه
practices
شیوه ها
norm
شیوه
norms
شیوه
procedure
شیوه
mode
شیوه
techniques
شیوه
technique
شیوه
modes
شیوه
pattern
شیوه
patterns
شیوه
vibrational mode
شیوه ارتعاش
orientalizing style
شیوه خاورمابی
mode of production
شیوه تولید
mode of vibration
شیوه ارتعاش
research method
شیوه پژوهش
severe style
شیوه جدی
technic
صناعت شیوه
endorcement procedure
شیوه اجرا
method
ایین شیوه
elocution
شیوه سخنوری
civics
شیوه کشورداری
paced
شیوه تندی
penned
شیوه نگارش
mentality
شیوه اندیشه
paces
شیوه تندی
pace
شیوه تندی
pen
شیوه نگارش
modus vivendi
شیوه زیست
tactic
رزم شیوه
pens
شیوه نگارش
penning
شیوه نگارش
modus operandi
شیوه کار
methods
ایین شیوه
shaken
موافق شیوه
employment practice
شیوه استخدامی
oratory
شیوه سخنرانی
flopping
شیوه فاسبوری
mentalities
شیوه اندیشه
procedure
روش شیوه
flops
شیوه فاسبوری
flopped
شیوه فاسبوری
flop
شیوه فاسبوری
cloze technique
شیوه بندش
sound practices
شیوه های درست
preferred cognitive mode
شیوه شناختی مرجح
prestressing method
شیوه پیش تنیدگی
holtzman inkblot technique
شیوه لکههای هولتسمان
iconic mode
شیوه تصویرسازی حسی
flooding technique
شیوه غرقه سازی
assets liabilities technique
شیوه محاسن- معایب
concertina fold
شیوه تا کردن کاغذ
modulus operadi
شیوه با طرز کار
pace
شیوه گام برداشتن
critical incidents technique
شیوه رویدادهای شاخص
gait
شیوه راه رفتن
lever watch
شیوه بکار بردن
paces
شیوه گام برداشتن
prototaxic mode
شیوه ادراکی ابتدایی
paced
شیوه گام برداشتن
modality
روند
[پردازه]
[شیوه]
[روش]
Giant Order
شیوه غول ستونی
[معماری]
arch order
[شیوه ی ستون بندی طاق]
leverage
شیوه بکار بردن اهرم
flamboyant gothic
شیوه گوتیک شعله اسا
impasto
شیوه رنگ زنی غلیظ
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
parataxic mode
شیوه ادراکی خود- محوری
polygamy
چند همسری چند همسر گزینی
virgilian
به شیوه virgil شاعر نامی روم
orientalize
شیوه یا ایین خاوریان راپیروی کردن
idiosyncratic
وابسته به طرزفکر یا شیوه ویژه کسی
copiers
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
copier
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
tactic
جنگ فنی وابسته به رزم شیوه
Religion was portrayed in a negative way.
دین به شیوه ای منفی توصیف شده بود.
latinity
شیوه نوشتن یا سخن گفتن بزبان لاتینی
scholasticism
شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
majority rule
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
The means of payment will appear unchanged.
شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
point style
شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
mannerist
کسیکه بیک جور انشا یا شیوه خو گرفته است
object method of teaching
شیوه امزش بانشان دادن چیزهای موضوع درس یاتصویرانها
polyandry
چند شوهری چند شو گزینی
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
megapode
یکجور مرغ بزرگ پاکه شیوه اش ساختن پشههای خاک است
to take action to prevent
[stop]
such practices
اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
pop goes the weasel
یکجور رقص روستایی که شیوه ان اینست که رقصنده از زیر دست انهامی گذرد
Composite Order
[شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
box and one
دفاع به شیوه چهار جا گیر ویک یار گیر
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
oil on canvas
[painting technique]
رنگ روغنی نقاشی روی کرباس
[شیوه نقاشی]
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com