Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
Other Matches
plagiarism
سرقت تالیفات یا اختراعات
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
juvenilia
تالیفات دوره جوانی شعرا ونویسندگان بزرگ
liter any executor
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
lord
صاحب
padrone
صاحب
ownerless
بی صاحب
masters
صاحب
master
صاحب
owners
صاحب
mastered
صاحب
lords
صاحب
owner
صاحب
landlady
زن صاحب ملک
housemothers
زن صاحب خانه
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
housemother
زن صاحب خانه
landladies
زن صاحب ملک
innkeepers
صاحب مسافرخانه
innkeeper
صاحب مسافرخانه
industrialists
صاحب صنعت
lairds
صاحب زمین
industrialist
صاحب صنعت
laird
صاحب زمین
licensees
صاحب جواز
officer
صاحب منصب
planters
صاحب مزرعه
planter
صاحب مزرعه
waif
مال بی صاحب
signatory
صاحب امضا
sovereign
صاحب سیادت
sovereigns
صاحب سیادت
restaurateurs
صاحب رستوران
master
ارباب صاحب
signatories
صاحب امضا
licensee
صاحب جواز
officers
صاحب منصب
restauranteur
صاحب رستوران
stockholder
صاحب سهم
stock holder
صاحب سهم
stockholders
صاحب سهم
printer
صاحب چاپخانه
printers
صاحب چاپخانه
titlist
صاحب سندمالکیت
homeowners
صاحب خانه
resolute
صاحب عزم
homeowner
صاحب خانه
inviolable
صاحب حرمت
beneficent
صاحب کرم
unowned
بی صاحب بیمالک
shareholders
صاحب سهم
shareholder
صاحب سهم
mastered
ارباب صاحب
landowners
صاحب ملک
office-holders
صاحب مقام
clear-sighted
صاحب نظر
landowner
صاحب ملک
seignior
صاحب تیول
office-holder
صاحب مقام
sharecropper
صاحب نسق
shipowner
صاحب کشتی
shop keeper
صاحب دکان
slaveholder
صاحب برده
restaurateur
صاحب رستوران
masters
ارباب صاحب
titled
صاحب لقب
liege
صاحب تیول
man of place
صاحب منصب
man of place
صاحب مقام
grantee
صاحب امتیاز
manufaturer
صاحب کارخانه
free ball
توپ بی صاحب
master of the time
صاحب الزمان
feudatory
صاحب تیول
feudary
صاحب تیول
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
notary public
صاحب محضر
in the saddle
صاحب اختیار
land lady
زن صاحب ملک
landholder
صاحب ملک
employer
صاحب کار
employers
صاحب کار
lessor
صاحب ملک
licence owner
صاحب امتیاز
benefactor
صاحب خیر
benefactors
صاحب خیر
nursery man
صاحب قلمستان
of consequence
صاحب شان
straying
جانور بی صاحب
concessionaire
صاحب امتیاز
official
صاحب منصب
strays
جانور بی صاحب
stray
جانور بی صاحب
permit holder
صاحب جواز
in power
صاحب مقام
assayer
صاحب عیار
concessionary
صاحب امتیاز
manufacturers
صاحب کارخانه
concessioner
صاحب امتیاز
manufacturer
صاحب کارخانه
owner of a property
صاحب ملک
officiary
صاحب منصب
building owner
صاحب کار
boniface
صاحب مهمانخانه ورستوران
holding company
شرکت صاحب سهم
at owner's risks
به هزینه صاحب مال
signatories
صاحب امضاء امضایی
signatory
صاحب امضاء امضایی
innholder
صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
prosecuting attorney
صاحب منصب پارکه
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
infeoff
صاحب ملک کردن
pooh bah
صاحب چندین مقام
in the saddle
یراق صاحب مقام
placeman
صاحب منصب اداری
publicans
بیگانه صاحب میخانه
challenge round
مبارزه با صاحب عنوان
housemothers
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
lord paramount
صاحب تیول عمده
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
endowed
صاحب مال و مکنت
mansion house
خانه صاحب تیول
martyologist
صاحب تذکره شهدا
yachtsmen
صاحب کشتی تفریحی
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
estray
جانوراواره وبی صاحب
res nullius
مال بلا صاحب
owns
صاحب چیزی بودن
owning
صاحب چیزی بودن
to come into a property
مالی را صاحب شدن
peer
صاحب لقب اشرافی
peered
صاحب لقب اشرافی
peering
صاحب لقب اشرافی
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
chartered companies
شرکتهای صاحب الامتیاز
owned
صاحب چیزی بودن
owner's risk
ریسک صاحب کالا
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
croupiers
کمک صاحب بانک
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
publican
بیگانه صاحب میخانه
title-holders
صاحب سند مالکیت
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
own
صاحب چیزی بودن
to have something
صاحب چیزی بودن
staff
افسران صاحب منصبان
staffed
افسران صاحب منصبان
title-holder
صاحب سند مالکیت
croupier
کمک صاحب بانک
proprietors
صاحب حق طبق کتاب
proprietor
صاحب حق طبق کتاب
wharfinger
صاحب لنگرگاه یابارانداز
to have something at one's disposal
صاحب چیزی بودن
office-holder
صاحب منصب دولت
office-holders
صاحب منصب دولت
staffs
افسران صاحب منصبان
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
proprietorship
صاحب ملک یامغازه بودن
gastrologist
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
nursery man
درخت کار صاحب تلمبار
portreeve
صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
patentee
صاحب اختراع ثبت شدن
patentee
صاحب اختراع ثبت شده
atentee
صاحب اختراع ثبت شده
waif
بچه بی صاحب ادم دربدر
barkeeper
باده فروش صاحب میکده
barton
حیاط رعیتی صاحب ملک
play the ball
با دریبل صاحب توپ شدن
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
baton
عصا یا چوپ صاحب منصبان
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
manor houses
خانه ارباب یا صاحب تیول
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
batons
عصا یا چوپ صاحب منصبان
he is the owner of this house
او صاحب این خانه است
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
barkeep
باده فروش صاحب میکده
manor house
خانه ارباب یا صاحب تیول
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
power struggle
مبارزه برای صاحب مقام شدن
turfman
صاحب اسب و علاقه مند به اسبدوانی
gourmand
صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
titleholder
صاحب سند مالکیت دارای عنوان
gourmands
صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
He is an authority on medical science .
درعلم پزشکی صاحب نظر است
wonder worker
ادم خارق العاده و صاحب کرامت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com