English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
peer صاحب لقب اشرافی
peered صاحب لقب اشرافی
peering صاحب لقب اشرافی
Other Matches
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
patricians اشرافی
patrician اشرافی
silk stocking اشرافی
aristocratical اشرافی
aristocratic اشرافی
noblewoman اشرافی
noblewomen اشرافی
milady زن اشرافی
plutocrats اشرافی
plutocrat اشرافی
aristocracy حکومت اشرافی
aristocracies حکومت اشرافی
patrician شریف اشرافی
patricians شریف اشرافی
commoner شخص غیر اشرافی
peerage مقام اشرافی اعیانی
bon ton خوش نژاد اشرافی
peerages مقام اشرافی اعیانی
peered هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peeress زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses زوجه سناتور بانوی اشرافی
peering هم درجه کردن بدرجه اشرافی
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
life peer لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
milord مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
life peers لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
mohock تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
mastered صاحب
master صاحب
ownerless بی صاحب
owner صاحب
owners صاحب
padrone صاحب
lords صاحب
lord صاحب
masters صاحب
grantee صاحب امتیاز
in power صاحب مقام
waif مال بی صاحب
official صاحب منصب
in the saddle صاحب اختیار
signatory صاحب امضا
land lady زن صاحب ملک
signatories صاحب امضا
landholder صاحب ملک
planter صاحب مزرعه
planters صاحب مزرعه
free ball توپ بی صاحب
feudatory صاحب تیول
feudary صاحب تیول
concessioner صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
concessionaire صاحب امتیاز
building owner صاحب کار
licence owner صاحب امتیاز
assayer صاحب عیار
manufacturers صاحب کارخانه
manufacturer صاحب کارخانه
lessor صاحب ملک
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
office-holders صاحب مقام
office-holder صاحب مقام
homeowners صاحب خانه
homeowner صاحب خانه
of consequence صاحب شان
nursery man صاحب قلمستان
notary public صاحب محضر
no man's land سرزمین بی صاحب
monopolist صاحب انحصار
master of the time صاحب الزمان
manufaturer صاحب کارخانه
man of place صاحب مقام
man of place صاحب منصب
officiary صاحب منصب
owner of a property صاحب ملک
permit holder صاحب جواز
unowned بی صاحب بیمالک
titlist صاحب سندمالکیت
stock holder صاحب سهم
slaveholder صاحب برده
shop keeper صاحب دکان
shipowner صاحب کشتی
sharecropper صاحب نسق
seignior صاحب تیول
restauranteur صاحب رستوران
liege صاحب تیول
master ارباب صاحب
inviolable صاحب حرمت
sovereigns صاحب سیادت
shareholder صاحب سهم
clear-sighted صاحب نظر
straying جانور بی صاحب
printers صاحب چاپخانه
printer صاحب چاپخانه
titled صاحب لقب
benefactors صاحب خیر
benefactor صاحب خیر
licensee صاحب جواز
resolute صاحب عزم
stray جانور بی صاحب
mastered ارباب صاحب
masters ارباب صاحب
strays جانور بی صاحب
landlady زن صاحب ملک
landladies زن صاحب ملک
beneficent صاحب کرم
landowners صاحب ملک
landowner صاحب ملک
stockholders صاحب سهم
stockholder صاحب سهم
employers صاحب کار
housemother زن صاحب خانه
officer صاحب منصب
industrialist صاحب صنعت
housemothers زن صاحب خانه
restaurateur صاحب رستوران
officers صاحب منصب
innkeeper صاحب مسافرخانه
laird صاحب زمین
industrialists صاحب صنعت
innkeepers صاحب مسافرخانه
employer صاحب کار
shareholders صاحب سهم
sovereign صاحب سیادت
lairds صاحب زمین
restaurateurs صاحب رستوران
licensees صاحب جواز
office-holder صاحب منصب دولت
office-holders صاحب منصب دولت
licensee صاحب جواز یا امتیاز
title-holder صاحب سند مالکیت
martyologist صاحب تذکره شهدا
croupier کمک صاحب بانک
mansion house خانه صاحب تیول
croupiers کمک صاحب بانک
proprietors صاحب حق طبق کتاب
to have something صاحب چیزی بودن
polygraph صاحب تالیفات بسیار
to come into a property مالی را صاحب شدن
res nullius مال بلا صاحب
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
pooh bah صاحب چندین مقام
placeman صاحب منصب اداری
to have something at one's disposal صاحب چیزی بودن
licensees صاحب جواز یا امتیاز
owner's risk ریسک صاحب کالا
polygraphs صاحب تالیفات بسیار
proprietor صاحب حق طبق کتاب
title-holders صاحب سند مالکیت
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
estray جانوراواره وبی صاحب
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
staffs افسران صاحب منصبان
staffed افسران صاحب منصبان
endowed صاحب مال و مکنت
signatories صاحب امضاء امضایی
staff افسران صاحب منصبان
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
owned صاحب چیزی بودن
owning صاحب چیزی بودن
owns صاحب چیزی بودن
at owner's risks به هزینه صاحب مال
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
own صاحب چیزی بودن
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
prosecuting attorney صاحب منصب پارکه
signatory صاحب امضاء امضایی
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
infeoff صاحب ملک کردن
in the saddle یراق صاحب مقام
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
i own that house من صاحب ان خانه هستم
holding company شرکت صاحب سهم
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
lord paramount صاحب تیول عمده
publican بیگانه صاحب میخانه
publicans بیگانه صاحب میخانه
atentee صاحب اختراع ثبت شده
stockholders صاحب موجودی ذخیره نگهدار
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
stockholder صاحب موجودی ذخیره نگهدار
abandonee صاحب اشیاء ترک شده
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
baton عصا یا چوپ صاحب منصبان
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
barkeep باده فروش صاحب میکده
patentee صاحب اختراع ثبت شده
equites سواره نظام صاحب امتیاز
batons عصا یا چوپ صاحب منصبان
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
nursery man درخت کار صاحب تلمبار
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
he is the owner of this house او صاحب این خانه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com