Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
Other Matches
buffer stock
موجودی ذخیره
stocked
موجودی ذخیره
stock
موجودی ذخیره
reserve stock
موجودی ذخیره
stocked
موجودی کالا ذخیره
inventory
ذخیره موجودی اماد
safety stock
موجودی ذخیره انبار
stock
موجودی کالا ذخیره
supplying
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplied
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply
تکمیل کردن موجودی ذخیره
overstock
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
stockades
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockade
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
perpetual inventory
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
earmarked stock
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stock evaluation
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
stock
موجودی موجودی کالا
stocked
موجودی موجودی کالا
associative storage
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
periodic stock check
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
CD
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
support r
نگهدار
prop
نگهدار
supporter
نگهدار
protectors
نگهدار
protector
نگهدار
supporters
نگهدار
sustentative
نگهدار
tenter
نگهدار
backer
نگهدار
backers
نگهدار
lineman
خط نگهدار
linemen
خط نگهدار
linesmen
خط نگهدار
linesman
خط نگهدار
propping
نگهدار
propped
نگهدار
keepers
نگهدار
keeper
نگهدار
lineswoman
خط نگهدار زن
buttresses
حائل نگهدار
clocker
وقت نگهدار
sinkers
وزنه نگهدار
timer
وقت نگهدار
scorers
حساب نگهدار
sitter in
بچه نگهدار
babysitter
بچه نگهدار
chain check stopper
سیم نگهدار
timers
وقت نگهدار
stanchion
حائل نگهدار
face-saving
آبرو نگهدار
blank holder
ورق نگهدار
baselinesman
خط نگهدار خط عرضی
scorer
حساب نگهدار
rope stopper
طناب نگهدار
baby-sitters
بچه نگهدار
knitting sheath
میل نگهدار
time keeper
وقت نگهدار
patrons
نگهدار پشتیبان
sinker
وزنه نگهدار
patron
نگهدار پشتیبان
concierges
نگهدار یاحافظ
line call
اعلام خط نگهدار
linesman flag
پرچم خط نگهدار
buttress
حائل نگهدار
notcher
حساب نگهدار
buttressing
حائل نگهدار
baby-sitter
بچه نگهدار
baby sitter
بچه نگهدار
depositary
نگهدار ضامن
markers
حساب نگهدار
marker
حساب نگهدار
drill stock
مته نگهدار
flame holder
شعله نگهدار
timekeeper
وقت نگهدار
concierge
نگهدار یاحافظ
paper weight
کاغذ نگهدار
timekeeper
گاه نگهدار
timekeepers
وقت نگهدار
timekeepers
گاه نگهدار
buttressed
حائل نگهدار
volume
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volumes
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label
برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
mass storage
وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
storage
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
toolhead
ابزار نگهدار اتومبیل
farewells
خدا نگهدار خداحافظ
scorekeeper
حساب نگهدار امتیازها
looker
خوش قیافه نگهدار
combination toolholder
ابزار نگهدار چندگانه
carpenters' stopper
سیم نگهدار گیرهای
farewell
خدا نگهدار خداحافظ
bird cage
ماسک مخصوص خط نگهدار
triggers
چرخ نگهدار ماشه
believer
[in something]
پشتیبان
[نگهدار]
[ازچیزی]
trigger
چرخ نگهدار ماشه
triggered
چرخ نگهدار ماشه
timer
وقت نگهدار هر راننده
timers
وقت نگهدار هر راننده
mail box
فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
permanent
فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
mailboxes
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailbox
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
volatile memory
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
reservoir
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoirs
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
induction holding furnace
کوره گرم نگهدار القائی
blank holder
ورق یا صفحه نگهدار کشویی
bedplate
صفحه قاب یا نگهدار چیزی
tone arm
الت سوزن نگهدار گرامافون
softest
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
reads
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
read
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
softer
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
bubble memory
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
penalty time keeper
حساب نگهدار پنالتیهاو مدت اخراج بازیگران
macbinary
سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
balance in hand
موجودی
stocked
موجودی
storing
موجودی
store
موجودی
stock
موجودی
holding
موجودی
minimum stock level
موجودی
assets
موجودی
repertoire
موجودی
supplies
موجودی
danger warning level
حداقل موجودی
stock account
حساب موجودی
stock accounting
حسابداری موجودی
stock adjustment
تعدیل موجودی
fund
موجودی دارائی
stock adjustment
تطبیق موجودی
stock audit
حسابرسی موجودی
consumable stock
موجودی مصرفی
supplying
موجودی جایگیرموقتی
quick assets
موجودی نقدشو
inventories
موجودی کالا
complete inventory
موجودی کامل
inventory
موجودی کالا
safety stock
موجودی تضمینی
stocked
موجودی انبار
inventory
فهرست موجودی
buffer stock
موجودی احتیاطی
continuous inventory
موجودی مستمر
active stock
موجودی فعال
business inventories
موجودی تجاری
capital stock
موجودی سرمایه
stocked
به موجودی افزودن
inventory
لیست موجودی
excess stock
موجودی مازاد
exhaust bin level
فاقد موجودی
supplied
موجودی جایگیرموقتی
stock taking
رسیدگی به موجودی
stock valuation
ارزیابی موجودی
idle stock
موجودی بی مصرف
instruction repertoire
موجودی دستورالعمل
inventory control
کنترل موجودی
inventory discrepancy
اختلاف موجودی
warehouse stock
موجودی انبار
inventory management
مدیریت موجودی
surplus stock
موجودی اضافی
surplus stock
موجودی مازاد
valuation of stock
ارزیابی موجودی
out of stock;ex stock
از موجودی یاذخیره
stock
به موجودی افزودن
stock record
سابقه موجودی
stock
موجودی انبار
supplied
موجودی لزوم
stock control
کنترل موجودی
financial assets
موجودی مالی
supply
موجودی جایگیرموقتی
supply
موجودی لزوم
supplying
موجودی لزوم
cycle stock
موجودی فعال
exhaust bin level
اتمام موجودی
funded
موجودی سرمایه
funded
موجودی دارائی
fund
موجودی سرمایه
stock check
کنترل موجودی
RLL encoding
روش سریع وکارای ذخیره داده روی دیسک که تغییرات در اجرای بیتهای داده ذخیره می شوند
fifo
روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
downloadable
نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
databank
1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
prodos
سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
cyclical stock check
کنترل موجودی دورهای
maximum stock
حداکثر موجودی انبار
liabilities
تعهد موجودی بانکی
inventory reconciliation
تطبیق اسناد موجودی
raw material stock
موجودی مواد اولیه
portfolios
موجودی اوراق بهادار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com