Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
manufacturer
صاحب کارخانه
manufacturers
صاحب کارخانه
manufaturer
صاحب کارخانه
Search result with all words
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
Other Matches
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
plant
کارخانه
factories
کارخانه
coopery
کارخانه
manufactory
کارخانه
factory
کارخانه
plants
کارخانه
house work
کارخانه
workhouses
کارخانه
shop
کارخانه
shopped
کارخانه
shops
کارخانه
workplace
کارخانه
workplaces
کارخانه
works
کارخانه
workhouse
کارخانه
worked
کارخانه
work
کارخانه
factory-spun
نخ کارخانه ای
lord
صاحب
padrone
صاحب
ownerless
بی صاحب
lords
صاحب
master
صاحب
owners
صاحب
mastered
صاحب
owner
صاحب
masters
صاحب
ice plant
کارخانه یخ ساز
electric plant
کارخانه برق
ex mill
تحویل در کارخانه
fulling mill
کارخانه قصاری
gas works
کارخانه گاز
plant
نبات کارخانه
ex factory
تحویل در کارخانه
generating station
کارخانه برق
spinning
کارخانه نخریسی
generating plant
کارخانه برق
factory chimney
دودکش کارخانه
out
<adv.>
بیرون از کارخانه
plants
نبات کارخانه
breweries
کارخانه ابجوسازی
brewery
کارخانه ابجوسازی
chimney stalk
دودکش کارخانه
power station
کارخانه برق
power stations
کارخانه برق
cement plant
کارخانه سیمان
cast steel plant
کارخانه فولادریزی
car factory
کارخانه خودروسازی
bookbindery
کارخانه صحافی
copper smelting plant
کارخانه ذوب مس
cut back
تعطیل کارخانه
cotton mill
کارخانه نخ ریسی
siren
سوت کارخانه
sirens
سوت کارخانه
spinning factory
کارخانه نخ ریسی
cotton factory
کارخانه نخ ریسی
gasworks
کارخانه گاز
power house
کارخانه برق
plant mixing
امیختن در کارخانه
plant mixing
اختلاط در کارخانه
studio
کارگاه کارخانه
studios
کارگاه کارخانه
industrialist
کارخانه دار
plant construction
ساختمان کارخانه
industrialists
کارخانه دار
He is running ( runs ) the factory .
او کارخانه را می گرداند
mill
کارخانه نورد
mills
کارخانه نورد
works superintendent
مدیر کارخانه
works inspector
بازرس کارخانه
installation
کارخانه نصب
installations
کارخانه نصب
smelting plant
کارخانه ذوب
smeltery
کارخانه گدازگری
sirenic
سوت کارخانه
pilot plant
کارخانه نمونه
lock out
تعطیل کارخانه
shed
کارخانه سرپوشیده
manufactoring plant
کارخانه تولیدی
sheds
کارخانه سرپوشیده
shedding
کارخانه سرپوشیده
packinghouse
کارخانه کنسروسازی
packingplant
کارخانه کنسروسازی
manufacturing
کارخانه دار
official
صاحب منصب
homeowners
صاحب خانه
shop keeper
صاحب دکان
homeowner
صاحب خانه
assayer
صاحب عیار
in power
صاحب مقام
land lady
زن صاحب ملک
landholder
صاحب ملک
notary public
صاحب محضر
unowned
بی صاحب بیمالک
office-holder
صاحب مقام
office-holders
صاحب مقام
signatory
صاحب امضا
waif
مال بی صاحب
planter
صاحب مزرعه
planters
صاحب مزرعه
signatories
صاحب امضا
in the saddle
صاحب اختیار
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
lessor
صاحب ملک
building owner
صاحب کار
free ball
توپ بی صاحب
restauranteur
صاحب رستوران
permit holder
صاحب جواز
titlist
صاحب سندمالکیت
master of the time
صاحب الزمان
feudatory
صاحب تیول
feudary
صاحب تیول
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
nursery man
صاحب قلمستان
of consequence
صاحب شان
officiary
صاحب منصب
seignior
صاحب تیول
stock holder
صاحب سهم
grantee
صاحب امتیاز
licence owner
صاحب امتیاز
liege
صاحب تیول
slaveholder
صاحب برده
man of place
صاحب منصب
shipowner
صاحب کشتی
sharecropper
صاحب نسق
man of place
صاحب مقام
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessioner
صاحب امتیاز
owner of a property
صاحب ملک
landlady
زن صاحب ملک
landladies
زن صاحب ملک
laird
صاحب زمین
landowners
صاحب ملک
lairds
صاحب زمین
landowner
صاحب ملک
titled
صاحب لقب
licensee
صاحب جواز
sovereigns
صاحب سیادت
stray
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
resolute
صاحب عزم
beneficent
صاحب کرم
industrialist
صاحب صنعت
strays
جانور بی صاحب
masters
ارباب صاحب
mastered
ارباب صاحب
master
ارباب صاحب
sovereign
صاحب سیادت
industrialists
صاحب صنعت
innkeeper
صاحب مسافرخانه
innkeepers
صاحب مسافرخانه
housemothers
زن صاحب خانه
employers
صاحب کار
housemother
زن صاحب خانه
employer
صاحب کار
stockholder
صاحب سهم
shareholders
صاحب سهم
shareholder
صاحب سهم
officer
صاحب منصب
restaurateurs
صاحب رستوران
officers
صاحب منصب
restaurateur
صاحب رستوران
stockholders
صاحب سهم
printer
صاحب چاپخانه
clear-sighted
صاحب نظر
benefactors
صاحب خیر
benefactor
صاحب خیر
inviolable
صاحب حرمت
printers
صاحب چاپخانه
licensees
صاحب جواز
salt works
کارخانه نمک سازی
lead works
کارخانه سرب گدازی
shipyards
کارخانه کشتی سازی
glassworks
کارخانه شیشه گری
saw mill
کارخانه اره کشی
gas works tar
قطران کارخانه گاز
gas works
کارخانه تولید گاز
ropewalk
کارخانه طناب سازی
pottery factory
کارخانه چینی سازی
printworks
کارخانه چیت بافی
metallurgical plant
کارخانه ذوب اهن
lock out
بسته شدن کارخانه
powder mill
کارخانه باروت سازی
nailery
کارخانه میخ سازی
iron foundry
کارخانه ذوب اهن
shipyard
کارخانه کشتی سازی
field
خارج اداره یا کارخانه
coking plant
کارخانه ذغال سازی
computer integrated manufactureing
کارخانه کاملا" اتوماتیک
wirework
کارخانه سیم سازی
dockyards
کارخانه کشتی سازی
concrete plant
کارخانه بتن سازی
concreting plant
کارخانه بتن سازی
contractor plant
کارخانه پیمان کار
dockyard
کارخانه کشتی سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com