English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
extreport trade صادرات مجدد کالاهای وارداتی
Other Matches
reexport صادرات مجددکالای وارداتی
imports کالاهای وارداتی
inwards goods کالاهای وارداتی
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
discriminating tariff شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
reexport صادرات مجدد
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
imported inflation تورم وارداتی
import quota سهمیه وارداتی
import quotas سهمیه وارداتی
import duties گمرک اجناس وارداتی
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
re endorsement پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
subsidy حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
outgoings صادرات
exported صادرات
out goings صادرات
export صادرات
exporting صادرات
export incentive انگیزه صادرات
export tax مالیات بر صادرات
export surplus مازاد صادرات
export quotus سهمیه صادرات
net exports خالص صادرات
import and export واردات و صادرات
volume of export حجم صادرات
export promotion افزایش صادرات
export promotion توسعه صادرات
export licence پروانه صادرات
export dependence وابستگی صادرات
export charge هزینه صادرات
total exports جمع کل صادرات
export duty هزینه صادرات
export tariff تعرفه صادرات
export duty تعرفه صادرات
capital exports صادرات سرمایه
export charge تعرفه صادرات
export duty حقوق صادرات
export documents اسناد صادرات
export tariff حقوق صادرات
export tariff هزینه صادرات
export charge حقوق صادرات
passive trade balance فزونی واردات بر صادرات
export import bank بانک صادرات واردات
laissez-faire ازادی صادرات وواردات
import duties حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
export incentive تشویق دولت در جهت صادرات
export multiplier ضریب بهم فزاینده صادرات
invisible exports فرستاده هایا صادرات نامحسوس
trade gap تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
trade deficit حالتیکه در ان صادرات یک کشور کمترازواردات ان باشد
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
proprietary goods کالاهای اختصاصی
public goods کالاهای عمومی
labor intensive goods کالاهای کاربر
goods intake کالاهای دریافتی
goods inwards کالاهای دریافتی
purpose made کالاهای خاص
hazardous goods کالاهای خطرناک
merit goods کالاهای مطلوب
investment goods کالاهای سرمایهای
mixed goods کالاهای مختلط
intermediate goods کالاهای واسطه
intermediate goods کالاهای واسطهای
goods in transit کالاهای عبوری
heavy goods کالاهای سنگین
merit goods کالاهای ایده ال
goods on consignment کالاهای امانی
goods receiving کالاهای دریافتی
social good کالاهای عمومی
complementary goods کالاهای مکمل
social good کالاهای اجتماعی
soft goods کالاهای بی دوام
substitute goods کالاهای جانشین
supporting goods کالاهای حمایتی
exports کالاهای صادراتی
visibles کالاهای مرئی
collective goods کالاهای جمعی
Consumer ( consrmers ) goods . کالاهای مصرفی
commercial items کالاهای تجارتی
luxury goods کالاهای تجملی
consumables کالاهای مصرفی
consumer goods کالاهای مصرفی
nondurable goods کالاهای بی دوام
producer goods کالاهای تولیدی
necessities کالاهای ضروری
expendable supplies کالاهای مصرفی
available goods کالاهای موجود
attractive goods کالاهای جذاب
durable goods کالاهای بادوام
luxury goods کالاهای تشریفاتی
fancy goods کالاهای تجملی
producer's goods کالاهای مولد
prohibited goods کالاهای ممنوعه
durables کالاهای بادوام
capital goods کالاهای سرمایهای
consumption goods کالاهای مصرفی
spot goods کالاهای موجود
producer goods کالاهای سرمایهای
differentiated products کالاهای متفاوت
differentiated products کالاهای ناهمگن
overdue goods کالاهای تحویل نشده
consumer durables کالاهای مصرفی پر دوام
nonessential goods کالاهای غیر اساسی
nondurable consumer goods کالاهای مصرفی بی دوام
intermediate stock کالاهای نیمه تمام
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
consumer durable goods کالاهای مصرفی بادوام
soft goods کالاهای مصرف شدنی
consumer nondurables کالاهای مصرفی بی دوام
stock markets بورس کالاهای مختلف
stock market بورس کالاهای مختلف
damaged shipments کالاهای اسیب دیده
finished goods کالاهای ساخته شده
finished goods کالاهای اماده فروش
free list صورت کالاهای بی گمرک
durable consumption goods کالاهای مصرفی بادوام
goods intake کالاهای درحال تحویل
goods inwards کالاهای درحال تحویل
goods receiving کالاهای درحال تحویل
competitive goods کالاهای مورد رقابت
semi luxury goods کالاهای نیمه تجملی
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
secondhand goods کالاهای دست دوم
spot goods کالاهای اماده تحویل
stock accounting حساب کالاهای موجود
service stock اماد و کالاهای جنگی
fabrication کالاهای ساخته شده
visibles کالاهای قابل رویت
perishable goods کالاهای فاسد شدنی
man made goods کالاهای ساخت بشر
prohibited goods کالاهای منع شده
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
surpluses مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
consumer price index شاخص قیمت کالاهای مصرفی
catalogue فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
silk manufactures of home کالاهای ابریشمی ساخت میهن
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
excise taxes مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
jetsam کالاهای به دریا ریخته شده
job lot کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
general cargo rates نرخهای حمل کالاهای متفرقه
job lots کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
finished goods stock موجودی کالاهای تمام شده
delivery note فهرست کالاهای در حال حمل
farm price supports حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
rationed goods کالاهای جیره بندی شده
catalogs فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogued فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogues فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
Nothing to declare همراه نداشتن کالاهای گمرکی
cataloged فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
surplus مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
cataloguing فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
articlcs of virtu کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
consumer credit اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
cataloging فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
demand factors جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
consumable اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
field stockade کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
stores کالاهای ذخیره شده در انبار انبارها فروشگاهها
durable goods کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
goods on approval تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
currency depreciation race تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
flag discrimination مخالفت یک کشور با حمل کالاهای خود توسط کشتیهای غیر
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
Best before: تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
just in time روشی درتدارک مواد که در ان کالاهای مورد نظر درست در زمان نیاز دریافت میشود
customs union مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
abc analysis طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
dead weight کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weights کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
reflorescence مجدد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com