English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
in quires صحافی نشده
in sheets صحافی نشده
Search result with all words
brochure کتاب کوچک صحافی نشده که گاهی جلدکاغذی دارد
brochures کتاب کوچک صحافی نشده که گاهی جلدکاغذی دارد
solute صحافی نشده بهم نپیوسته
Other Matches
offset حاشیه صحافی
bookbinding صحافی کتاب
bookbindery کارخانه صحافی
bindery موسسه صحافی
bindings انقیاد صحافی
offsetting حاشیه صحافی
binding انقیاد صحافی
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
bibliopegy هنر صحافی کتب
bindings صحافی کردن به هم بستن
rebind دوباره صحافی کردن
binding صحافی کردن به هم بستن
to bind a book صحافی کردن یک کتاب
bind چسباندن صحافی کردن ودوختن
binds چسباندن صحافی کردن ودوختن
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
skiver چرم نازک شده پوست گوسفند تیماج صحافی وغیره
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
bock یکنوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی بکار میرود تیماج
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
uncut بریده نشده
unalloyed الیاژ نشده
uncut قطع نشده
haggard رام نشده
unfulfilled اجرا نشده
unabridged کوتاه نشده
unworn کهنه نشده
unworn استعمال نشده
unchanged عوض نشده
uncommitted تقبل نشده
undisturbed مختل نشده
uncontrolled مهار نشده
unfulfilled انجام نشده
unabridged تلخیص نشده
unbidden دعوت نشده
unquestioned بررسی نشده
unquestioned بحث نشده
unreconstructed بازسازی نشده
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
non-registered [not registered] <adj.> ثبت نشده
savaging رام نشده
savaged رام نشده
unquestioned استنتاق نشده
uncontrolled کنترل نشده
unattached توفیق نشده
unpaid پرداخت نشده
wound less زخمی نشده
unconnected وصل نشده
unearned کسب نشده
uninvited دعوت نشده
savages رام نشده
unguarded حساب نشده
unpublished چاپ نشده
unpublished نشر نشده
unattached اعزام نشده
savage رام نشده
uncut از هم جدا نشده
tenantless اشغال نشده
undirected هدایت نشده
undisiplined تربیت نشده
intemerate بی ناموس نشده
innascible زایده نشده
inextinct نیست نشده
inedited چاپ نشده
inedited منتشر نشده
increate افریده نشده
unexploded منفجر نشده
imperforate منگنه نشده
undefined تعریف نشده
undeeded در سندقید نشده
the date was not specified نشده بود
unaccommodated فراهم نشده
unaccomplished انجام نشده
unbacked رام نشده
unbowed سر کوب نشده
roughdry اطو نشده
non switched line خط گزینه نشده
uncircumcised ختنه نشده
uncleared ترخیص نشده
uncoditioned قطعی نشده
uncoditioned شرط نشده
unleached سفید نشده
unlicked لیسیده نشده
unsought کاوش نشده
unsocialized اجتماعی نشده
unseen مکشوف نشده
unseen مشاهده نشده
sightless دیده نشده
unstudied مطالعه نشده
unthickened تغلیظ نشده
unsung سروده نشده
unsung ستایش نشده
unsung خوانده نشده
unwashed شسته نشده
unabated کاسته نشده
unsight دیده نشده
unasked سوال نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unspotted ننگین نشده
unnormalized هنجار نشده
unpolished پرداخت نشده
unpremediated تصور نشده
unsaturate اشباع نشده
unsaturated اشباع نشده
autochthonous جابجا نشده
unsaved پس انداز نشده
unset ثابت نشده
unshod نعل نشده
unclaimed مطالبه نشده
uncounted شمرده نشده
uninspected <adj.> امتحان نشده
unverified <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> امتحان نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
unverified <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> امتحان نشده
unevaluated <adj.> امتحان نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> تست نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
virgins استفاده نشده
virgin استفاده نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
unread خوانده نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
unverified <adj.> ممیزی نشده
unverified <adj.> بازرسی نشده
unverified <adj.> کنترل نشده
undetected کشف نشده
unverified <adj.> بررسی نشده
unissued <adj.> توزیع نشده
unissued <adj.> منتشر نشده
inviolate نقض نشده
inexact درست نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unverified <adj.> تست نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
untested <adj.> ممیزی نشده
unverified <adj.> تایید نشده
unverified <adj.> آزمایش نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unadulterated مخلوط نشده
unaudited <adj.> آزمایش نشده
unbroken رام نشده
unchecked <adj.> آزمایش نشده
unsettled تصفیه نشده
unevaluated <adj.> آزمایش نشده
unexamined <adj.> آزمایش نشده
uninspected <adj.> آزمایش نشده
untested <adj.> آزمایش نشده
unfinished تمام نشده
unaudited <adj.> کنترل نشده
opens واریز نشده
opened واریز نشده
open واریز نشده
unchecked <adj.> کنترل نشده
uncharted اکتشاف نشده
undeterred <adj.> منصرف نشده
outstandingly پرداخت نشده
outstandingly تصفیه نشده
outstandingly وصول نشده
outstandingly واریز نشده
outstanding پرداخت نشده
outstanding تصفیه نشده
outstanding وصول نشده
outstanding واریز نشده
unbleached <adj.> سفیدگری نشده
undyed <adj.> رنگرزی نشده
unmitigated کاسته نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com