English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
treble صدای زیر در اوردن سه برابر
trebled صدای زیر در اوردن سه برابر
trebles صدای زیر در اوردن سه برابر
trebling صدای زیر در اوردن سه برابر
Other Matches
gobble صدای بوقلمون در اوردن
gobbles صدای بوقلمون در اوردن
gobbled صدای بوقلمون در اوردن
gobbling صدای بوقلمون در اوردن
alliterate اوردن کلمات با صدای مترادف مثل :sun the was whensoft season summer in
howitzer توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
governmentalize تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
triplicate سه برابر سه برابر کردن
without recourse عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
skirl صدای زیر صدای نی انبان
grasped بچنگ اوردن گیر اوردن
grasps بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp بچنگ اوردن گیر اوردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Susurrus صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
tu whit tu whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu-whit tu-whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
thump صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumps صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumped صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
decuple ده برابر
doubled دو برابر
paripassu برابر
double دو برابر
level with each other برابر
as much a دو برابر
sixfold شش برابر
tenfold ده برابر
sextuple شش برابر
euqal برابر
one hundred times as many صد برابر
eq برابر با
one fold یک برابر
he is twice the man he was دو برابر
doubled up دو برابر
threefold سه برابر
three fold سه برابر
two fold دو برابر
ninefold نه برابر
equipollent برابر
bracketed برابر
homological برابر
symmetric برابر
tantamount برابر
equalled برابر
versus در برابر
square برابر
squared برابر
squares برابر
squaring برابر
breast برابر
breasts برابر
opposite برابر
opposites برابر
equaled برابر
equaling برابر
equals برابر
equal برابر
equalling برابر
vs در برابر
tripled سه برابر
triple سه برابر
even <adj.> برابر
identical برابر
for در برابر
triples سه برابر
tripling سه برابر
abreast برابر
quintuple پنج برابر
life long برابر با یک عمر
leveller برابر کننده
quadraple چهار برابر
leveler برابر کننده
equivalents برابر مشابه
millionfold یک میلون برابر
level out برابر کردن
reduplicate دو برابر کردن
equaling برابر مساوی
parallelize برابر کردن
humbled to the dust باخاک برابر
equal برابر مساوی
deuce برابر درامتیاز 04
senary شش برابر ششگانه
equaled برابر مساوی
money worth برابر پول
equivalent برابر مشابه
peering برابر بودن با
counterbalances نیروی برابر
counterbalance نیروی برابر
prallelize برابر کردن
octuple هشت برابر
doubled دو برابر بزرگتر
plain صاف برابر
peer to each other برابر با یکدیگر
parallelling برابر خط موازی
plainer صاف برابر
plains صاف برابر
multiple چند برابر
par برابر کردن
nip and tuck تقریبا برابر
equalization برابر کردن
plainest صاف برابر
peer برابر بودن با
peered برابر بودن با
counterbalanced نیروی برابر
equalled برابر مساوی
identical کاملا" برابر
double اندازه دو برابر
doubled : دو برابر دوتا
doubled دو برابر کردن
counterweight وزنه برابر
counterweights وزنه برابر
doubled اندازه دو برابر
doubled up : دو برابر دوتا
doubled up دو برابر کردن
doubled up دو برابر بزرگتر
double دو برابر بزرگتر
double دو برابر کردن
level سطح برابر
levels سطح برابر
parallelled برابر خط موازی
paralleling برابر خط موازی
paralleled برابر خط موازی
parallels برابر خط موازی
double : دو برابر دوتا
levelled سطح برابر
parallel برابر خط موازی
leveled سطح برابر
doubled up اندازه دو برابر
manifold چند برابر
trebling سه برابر کردن
doubler دو برابر کننده
eight fold هشت برابر
equals برابر مساوی
equality gate برابر سازی
equalze برابر کننده
eualize برابر کردن
equalling برابر مساوی
fivefold پنج برابر
equalizer برابر کننده
equalizers برابر کننده
anti thesis برابر نهاد
fair play شرایط برابر
antitheses برابر نهاده
antithesis برابر نهاده
equilateral دو پهلو برابر
lifelong برابر یک عمر
treble سه برابر کردن
trebled سه برابر کردن
against payment در برابر پول
trebles سه برابر کردن
ge بزرگتر از یا برابر با
septuple هفت برابر
triply بطور سه برابر
mustn't برابر است با not must
under the same conditions شرایطی برابر
sevenfold هفت برابر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com