English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
Other Matches
swoosh صدای چلپ چلوپ
swash صدای چلپ چلوپ
splashy دارای صدای چلپ چلوپ
slapped صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slaps صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slapping صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slap صدای چلب چلوپ سیلی زدن
squelched صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelches صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelch صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelching صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
bleeps ایجاد صدای اخطار
bleep ایجاد صدای اخطار
bleeping ایجاد صدای اخطار
bleeped ایجاد صدای اخطار
buzzing ایجاد صدای بلند
buzzes ایجاد صدای بلند
buzzed ایجاد صدای بلند
swisher ایجاد کننده صدای فش فش
buzz ایجاد صدای بلند
quietest عدم ایجاد سر و صدای زیاد
quiet عدم ایجاد سر و صدای زیاد
buzzer وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
buzzers وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
splattered چلپ چلوپ کردن
splattering چلپ چلوپ کردن
splatters چلپ چلوپ کردن
swash چلپ چلوپ کردن
splatter چلپ چلوپ کردن
splashing چلپ چلوپ کردن ریختن
splashes چلپ چلوپ کردن ریختن
splash چلپ چلوپ کردن ریختن
voices توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
aliasing افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
splashing چلپ چلوپ
splashes چلپ چلوپ
splash چلپ چلوپ
flip flop باصدای چلپ چلوپ
squelcher چلپ چلوپ کننده
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
engender ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
create ایجاد کردن
creates ایجاد کردن
creating ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
engendered ایجاد کردن
develop ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
screeching ایجاد کردن
reflating تورم ایجاد کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
tempest توفان ایجاد کردن
constructs ایجاد کردن ساخت
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
breached ایجاد شکاف کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
tempests توفان ایجاد کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
reflate تورم ایجاد کردن
reflates تورم ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
breach ایجاد شکاف کردن
tide جزرومد ایجاد کردن
construct ایجاد کردن ساخت
punch سوراخ ایجاد کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
constructing ایجاد کردن ساخت
punched سوراخ ایجاد کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
put out منتشرساختن ایجاد کردن
canalize ایجاد ابراه کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
clunks این صدا را ایجاد کردن
clunk این صدا را ایجاد کردن
to blate مع مع کردن [صدای بز]
swoosh صدای خش خش کردن
crepitate صدای خش خش کردن
plink صدای دق دق کردن
swish صدای فش فش کردن
swished صدای فش فش کردن
swishes صدای فش فش کردن
swishing صدای فش فش کردن
skirl صدای زیر صدای نی انبان
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
whooshing صدای صفیرایجاد کردن
chirr صدای ملخ کردن
sizzled صدای هیس کردن
bellow صدای غرش کردن
whooshes صدای صفیرایجاد کردن
sizzle صدای هیس کردن
keck صدای قی کردن دراوردن
whoosh صدای صفیرایجاد کردن
sizzles صدای هیس کردن
sizzling صدای هیس کردن
bleating صدای بزغاله کردن
bellowing صدای گاو کردن
bleated صدای بزغاله کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com