Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
Other Matches
stridulate
تولید صدای گوشخراش کردن
stridulation
صدای گوشخراش
screech
صدای گوشخراش
screeching
صدای گوشخراش
screeched
صدای گوشخراش
screeches
صدای گوشخراش
stridulous
دارای صدای گوشخراش
stridulatory
دارای صدای گوشخراش
pealed
صدای گوشخراش دادن
screaky
دارای صدای گوشخراش
pealing
صدای گوشخراش دادن
peal
صدای گوشخراش دادن
screecher
دارای صدای گوشخراش
peals
صدای گوشخراش دادن
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
buzzes
ایجاد صدای بلند
bleeps
ایجاد صدای اخطار
bleeped
ایجاد صدای اخطار
buzzing
ایجاد صدای بلند
bleep
ایجاد صدای اخطار
bleeping
ایجاد صدای اخطار
swisher
ایجاد کننده صدای فش فش
buzzed
ایجاد صدای بلند
buzz
ایجاد صدای بلند
quietest
عدم ایجاد سر و صدای زیاد
quiet
عدم ایجاد سر و صدای زیاد
buzzer
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
buzzers
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
voices
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
stridulous
گوشخراش
earsplitting
گوشخراش
stridulatory
گوشخراش
ear-splitting
گوشخراش
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluded
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
engendering
ایجاد کردن
engenders
ایجاد کردن
screech
ایجاد کردن
screeches
ایجاد کردن
creating
ایجاد کردن
engendered
ایجاد کردن
screeched
ایجاد کردن
engender
ایجاد کردن
develop
ایجاد کردن
create
ایجاد کردن
screeching
ایجاد کردن
develops
ایجاد کردن
creates
ایجاد کردن
constructed
ایجاد کردن ساخت
discomfits
ایجاد اشکال کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
obstruct
ایجاد مانع کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
canalize
ایجاد ابراه کردن
constructing
ایجاد کردن ساخت
construct
ایجاد کردن ساخت
tide
جزرومد ایجاد کردن
punch
سوراخ ایجاد کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
obstructed
ایجاد مانع کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
discomfit
ایجاد اشکال کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
constructs
ایجاد کردن ساخت
obstructing
ایجاد مانع کردن
set off
<idiom>
بالانس ایجاد کردن
breaches
ایجاد شکاف کردن
mushrooms
بسرعت ایجاد کردن
mushrooming
بسرعت ایجاد کردن
mushroomed
بسرعت ایجاد کردن
mushroom
بسرعت ایجاد کردن
obstructs
ایجاد مانع کردن
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
put out
منتشرساختن ایجاد کردن
breached
ایجاد شکاف کردن
tempest
توفان ایجاد کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
tempests
توفان ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent.
ایجاد سابقه کردن
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
deluged
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
clunk
این صدا را ایجاد کردن
work out
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
knock about
سرو صدا ایجاد کردن
wham
باتصادم ایجاد صدا کردن
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
clunks
این صدا را ایجاد کردن
delays
خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying
خیری ایجاد کردن در چیزی
begetting
بوجود اوردن ایجاد کردن
delay
خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
procreant
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
begets
بوجود اوردن ایجاد کردن
beget
بوجود اوردن ایجاد کردن
obsess
ایجاد عقده روحی کردن
obsessed
ایجاد عقده روحی کردن
obsesses
ایجاد عقده روحی کردن
obsessing
ایجاد عقده روحی کردن
crepitate
صدای خش خش کردن
swoosh
صدای خش خش کردن
to blate
مع مع کردن
[صدای بز]
swishes
صدای فش فش کردن
swish
صدای فش فش کردن
swished
صدای فش فش کردن
plink
صدای دق دق کردن
swishing
صدای فش فش کردن
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
strangulate
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
blow
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettle
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettles
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
whooshing
صدای صفیرایجاد کردن
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
whooshes
صدای صفیرایجاد کردن
bellow
صدای گاو کردن
bellow
صدای غرش کردن
keck
صدای قی کردن دراوردن
bellowed
صدای گاو کردن
bellowed
صدای غرش کردن
bellowing
صدای غرش کردن
whooshed
صدای صفیرایجاد کردن
whoosh
صدای صفیرایجاد کردن
chirr
صدای ملخ کردن
bellowing
صدای گاو کردن
sizzled
صدای هیس کردن
sizzles
صدای هیس کردن
bleat
صدای بزغاله کردن
gee
صدای هی و هین کردن
bleated
صدای بزغاله کردن
pinging
صدای غژایجاد کردن
bleating
صدای بزغاله کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com