English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
English Persian
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
Other Matches
stridulate تولید صدای گوشخراش کردن
screeched صدای گوشخراش
screeches صدای گوشخراش
screeching صدای گوشخراش
screech صدای گوشخراش
stridulation صدای گوشخراش
screecher دارای صدای گوشخراش
pealed صدای گوشخراش دادن
stridulous دارای صدای گوشخراش
peals صدای گوشخراش دادن
pealing صدای گوشخراش دادن
screaky دارای صدای گوشخراش
peal صدای گوشخراش دادن
stridulatory دارای صدای گوشخراش
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
buzzing ایجاد صدای بلند
buzz ایجاد صدای بلند
bleep ایجاد صدای اخطار
buzzed ایجاد صدای بلند
swisher ایجاد کننده صدای فش فش
bleeps ایجاد صدای اخطار
buzzes ایجاد صدای بلند
bleeping ایجاد صدای اخطار
bleeped ایجاد صدای اخطار
quiet عدم ایجاد سر و صدای زیاد
quietest عدم ایجاد سر و صدای زیاد
buzzer وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
buzzers وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
voices توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
aliasing افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
ear-splitting گوشخراش
stridulatory گوشخراش
stridulous گوشخراش
earsplitting گوشخراش
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
develop ایجاد کردن
screeching ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
creates ایجاد کردن
create ایجاد کردن
creating ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
engendered ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
engender ایجاد کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
canalize ایجاد ابراه کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
put out منتشرساختن ایجاد کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
tempest توفان ایجاد کردن
tempests توفان ایجاد کردن
breach ایجاد شکاف کردن
tide جزرومد ایجاد کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
punched سوراخ ایجاد کردن
punch سوراخ ایجاد کردن
breached ایجاد شکاف کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
reflating تورم ایجاد کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
constructing ایجاد کردن ساخت
reflates تورم ایجاد کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
constructs ایجاد کردن ساخت
reflate تورم ایجاد کردن
construct ایجاد کردن ساخت
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
clunk این صدا را ایجاد کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
clunks این صدا را ایجاد کردن
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
obsess ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
plink صدای دق دق کردن
swoosh صدای خش خش کردن
swished صدای فش فش کردن
swishes صدای فش فش کردن
swishing صدای فش فش کردن
crepitate صدای خش خش کردن
swish صدای فش فش کردن
to blate مع مع کردن [صدای بز]
skirl صدای زیر صدای نی انبان
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
pinged صدای غژایجاد کردن
pinging صدای غژایجاد کردن
bellow صدای گاو کردن
pings صدای غژایجاد کردن
bellowing صدای غرش کردن
bellowing صدای گاو کردن
sizzling صدای هیس کردن
sizzled صدای هیس کردن
bleats صدای بزغاله کردن
bellow صدای غرش کردن
sizzle صدای هیس کردن
bellowed صدای غرش کردن
bleat صدای بزغاله کردن
ping صدای غژایجاد کردن
whoosh صدای صفیرایجاد کردن
gee صدای هی و هین کردن
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
bleated صدای بزغاله کردن
bleating صدای بزغاله کردن
whooshing صدای صفیرایجاد کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com