Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
adside from
صرفنظر از اینکه گذشته از این
Other Matches
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
theory of epigensis
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
no matter
<idiom>
صرفنظر
regardless
صرفنظر از
irrespective
صرفنظر از
irregardless
صرفنظر از
call off
صرفنظر کردن
surrendered
واگذاری صرفنظر
waives
صرفنظر کردن از
surrender
واگذاری صرفنظر
waiver
صرفنظر اغماض
surrenders
واگذاری صرفنظر
waive
صرفنظر کردن از
dispensable
صرفنظر کردنی
waiver
فسخ صرفنظر
waived
صرفنظر کردن از
back down
از ادعایی صرفنظر کردن
forgets
فراموشی صرفنظر کردن
waiver
بار قابل صرفنظر
withdrawal
صرفنظر کردن بازگیری
withdraws
صرفنظر کردن بازگیری
To give up (overlook)something.
از چیزی صرفنظر کردن
withdraw
صرفنظر کردن بازگیری
withdrawals
صرفنظر کردن بازگیری
cession of a right
از حقی صرفنظر کردن
forget
فراموشی صرفنظر کردن
waive one's claim
از ادعای خود صرفنظر کردن
settlement by abandonment
تسویه در نتیجه صرفنظر شدن از مطالبات
provided he goes at once
بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
nose gear
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
due out
از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
cession
صرفنظر کردن از چیزی وواگذار کردن ان واگذاری
coning angle
زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
yesternight
شب گذشته
and certainly not
<conj.>
گذشته از
What is past is past . what is gone is gone .
گذشته ها گذشته
to say nothing of
<conj.>
گذشته از
not to speak of
<conj.>
گذشته از
not to mention
<conj.>
گذشته از
preceded
گذشته
spun or span
گذشته
gone by
گذشته
past
گذشته
by gone
گذشته
aside from
گذشته از
due out
گذشته
foreby
گذشته
forepassed
گذشته
agone
گذشته
let
[leave]
alone
<conj.>
گذشته از
bygone
گذشته
beyoned the pale
از حد گذشته
last night
شب گذشته
aside
گذشته از
asides
گذشته از
last a
گذشته
bypast
گذشته
departed
گذشته
historical
گذشته
oldest
گذشته
older
گذشته
over with
گذشته
old
گذشته
foretime
گذشته
forepast
گذشته
redolence
خاطرات گذشته
self devoted
از خود گذشته
retrospective falsification
تحریف گذشته
last sunday
یکشنبه گذشته
the past tense
زمان گذشته
ultimo
در ماه گذشته
past years
سالهای گذشته
yesteryear
سال گذشته
past tense
زمان گذشته
belatedly
ازموقع گذشته
belated
ازموقع گذشته
lastmonth
ماه گذشته
sprang
گذشته gnirps
last year
سال گذشته
nostalgia
حسرت گذشته
next week
هفته گذشته
last week
هفته گذشته
out of date
از تاریخ گذشته
desperate
از جان گذشته
desperado
از جان گذشته
upheld
گذشته uphold
the year past
سال گذشته
pt
زمان گذشته
exposed
سر راه گذشته
swore
گذشته sweatr
rode
گذشته ride
ultimo
ماه گذشته
besides
<adv.>
گذشته از این
backs
عقبی گذشته
back
عقبی گذشته
in the p
درزمان گذشته
the preterite tense
زمان گذشته
the present and the past
گذشته و حال
outdid
گذشته outdo
bled
گذشته Bleed
self giving
از خود گذشته
stale cheque
چک تاریخ گذشته
sup.latest or last
تازه گذشته
over and above
گذشته ازاین
sware
گذشته swear
the present and the past
اکنون و گذشته
ex post
به اعتبار گذشته
the present and the past
حال و گذشته
also
گذشته از این
on top of that
<adv.>
گذشته از این
over and above
<adv.>
از این گذشته
what is more
<adv.>
از این گذشته
beyond that
<adv.>
از این گذشته
on top of that
<adv.>
از این گذشته
on to
<adv.>
از این گذشته
also
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
aside from that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of this
<adv.>
از این گذشته
moreover
<adv.>
از این گذشته
in addition
<adv.>
از این گذشته
on to
<adv.>
گذشته از این
additionally
<adv.>
از این گذشته
also
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
in a. to this
گذشته ازاین
besides
<adv.>
از این گذشته
forby
<adv.>
از این گذشته
further
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
besides
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
forby
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
furthermore
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on to
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
beyond that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
further
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
in addition
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
over-
گذشته اضافی
over
گذشته اضافی
moreover
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
on top of this
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
over and above
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
what is more
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
aside from that
<adv.>
از این گذشته
yesterday
زمان گذشته
retrospect
نگاه به گذشته
retrospect
شامل گذشته
by gone
قدیمی گذشته ها
by gone
چیزهای گذشته
further on
از این گذشته
furthermore
از این گذشته
past
گذشته از ماورای
additionally
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
regression
بازگشت به گذشته
bygone
چیزهای گذشته
whish
بسرعت گذشته
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
also
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
aside from that
<adv.>
گذشته از این
forby
<adv.>
گذشته از این
further
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
in addition
<adv.>
گذشته از این
moreover
<adv.>
گذشته از این
on top of this
<adv.>
گذشته از این
over and above
<adv.>
گذشته از این
what is more
<adv.>
گذشته از این
beyond that
<adv.>
گذشته از این
additionally
<adv.>
گذشته از این
expired
گذشته از موعد
late
تازه گذشته
retroactive
معطوف به گذشته
furthermore
<adv.>
از این گذشته
furthermore
<adv.>
گذشته از این
not to mention
گذشته از قطع نظر از
took
زمان گذشته فعل take
latest
تازه گذشته اینده
overdue
از موعد گذشته منقضی
came
گذشته فعل امدن
ex post facto
شامل اصول گذشته
gladiators
پهلوان از جان گذشته
gladiator
پهلوان از جان گذشته
secondary
حاکی از زمان گذشته
retroact
شامل گذشته شدن
longed
دیر گذشته ازوقت
longer
دیر گذشته ازوقت
the last two years
دوسال اخیر یا گذشته
ultimo
مربوط به ماه گذشته
longest
دیر گذشته ازوقت
The water has risen over his head .
<proverb>
آب از سرش گذشته است .
(a) while back
<idiom>
هفتها یا ماهای گذشته
To review the past in ones minds eye .
گذشته را از نظر گذراندن
During the past few days.
طی چند روز گذشته
Joking apart.
از شوخی گذشته ( جدی )
see in the past makes saw
فعل see در گذشته sawمیشود
long-
دیر گذشته ازوقت
longs
دیر گذشته ازوقت
overdue draft
برات سررسید گذشته
got
زمان گذشته فعل get
passe
کهنه مسلک گذشته
long
دیر گذشته ازوقت
In the course of the past centuries.
درطی قرنهای گذشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com