Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
bye
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
byes
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
Other Matches
tries
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
try
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
gain ground
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
ducked
اخراج توپزن بی امتیاز
counted
تعداد امتیاز توپزن
counting
تعداد امتیاز توپزن
counts
تعداد امتیاز توپزن
ducks
اخراج توپزن بی امتیاز
duckings
اخراج توپزن بی امتیاز
duck
اخراج توپزن بی امتیاز
count
تعداد امتیاز توپزن
half century
05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
steal
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steals
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
deciding
نزدیک به دروازه حریف
leg bye
امتیاز با دویدن در نتیجه خوردن توپ به بدن توپزن ومنحرف شدن ان
peel
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
peels
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
burn
امتیاز گرفتن از حریف
burns
امتیاز گرفتن از حریف
headman
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
headmen
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest
ممانعت از امتیاز گیری حریف
walkover
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
wipe out
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
goal light
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
bunter
توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
scoreless
بدون امتیاز
stroke hole
بخشی از بازی گلف که درانجا امتیاز اضافی به حریف ضعیف داده میشود
penalties
پرتاب خطای بدون امتیاز
penalty
پرتاب خطای بدون امتیاز
maiden over
بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
stonewalling
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewall
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewalled
توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
loose ball foul
خطا روی حریف بدون توپ
impeding
خطا روی حریف بدون توپ
play control foul
خطا روی حریف بدون توپ
touchdown
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdowns
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
lawn bowling point
یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
hazard
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarded
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
hazarding
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazards
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
vertical scale
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
croquet
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
elevation tracking
دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
underhook
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout
پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
crossbars
خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbar
خط عرضی صلیب میله عرضی
kick save
نجات دروازه با پای دروازه بان
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
head and arm
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
looped
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
goal judge
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
side sweep and over under
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
element
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
elements
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
lacks
نداشتن
lackvt
نداشتن
lack
نداشتن
wanted
نداشتن
lacked
نداشتن
want
نداشتن
passes
گذشتن
to blow over
گذشتن
passed
گذشتن
pass
گذشتن
traversing
گذشتن از
traverses
گذشتن از
to go by
گذشتن
forbear
گذشتن از
forbears
گذشتن از
to pass a way
گذشتن
bypassed
گذشتن
bypasses
گذشتن
bypassing
گذشتن
trafficking
گذشتن
overpasses
گذشتن از
overpass
گذشتن از
blow over
گذشتن
to run on
گذشتن
traverse
گذشتن از
get through
گذشتن از
traversed
گذشتن از
to pass on
گذشتن
bypass
گذشتن
elapsing
گذشتن
intercross
از هم گذشتن
go over
گذشتن
pass on
در گذشتن
traffic
گذشتن
interpenetrate
از هم گذشتن
crossest
گذشتن
trafficked
گذشتن
cross
گذشتن
elapses
گذشتن
traffics
گذشتن
elapse
گذشتن
crosser
گذشتن
crosses
گذشتن
go by
گذشتن
goalposts
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalpost
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
transect
بطور عرضی برش کردن برش عرضی کردن
disliking
دوست نداشتن
To know no bounds.
حد وحصر نداشتن
sit out
شرکت نداشتن در
powerlessly
با نداشتن نیرو
to sit out
شرکت نداشتن در
to be at a loss for an answer
پاسخی نداشتن
errorless
نداشتن خطا
to be in the wrong
حق نداشتن زورگفتن
clean record
نداشتن پیشینه بد
dislikes
دوست نداشتن
disliked
دوست نداشتن
dislike
دوست نداشتن
disinterest
علاقه نداشتن
missed
نداشتن فاقدبودن
miss
نداشتن فاقدبودن
stone-broke
<idiom>
آه دربساط نداشتن
misses
نداشتن فاقدبودن
freedom from evil record
نداشتن پیشینه بد
sweep
بسرعت گذشتن از
overslaugh
نادیده گذشتن
fleet
بسرعت گذشتن
fleets
بسرعت گذشتن
traject
از مسیربخصوصی گذشتن
overdue
گذشتن موعد
to pass off
برگذارشدن گذشتن
overrides
سواره گذشتن از
overridden
سواره گذشتن از
overgo
رسیدن به گذشتن
to go over
گذشتن گذرکردن
filrate
از صافی گذشتن
overrode
سواره گذشتن از
override
سواره گذشتن از
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
climbed
صعود
climbs
صعود
ascent
صعود
ascension
صعود
bulging
صعود
bulges
صعود
ascents
صعود
ascendance
صعود
bulge
صعود
bulged
صعود
escalade
صعود
climb
صعود
climbing
صعود
pull up
صعود
not have two pennies to rub together
<idiom>
دیناری در بساط نداشتن
inertness
نداشتن زورجنبش یا ایستادگی
diffidently
با نداشتن اعتماد بخود
to not feel hungry
[to not like having anything]
اصلا اشتها نداشتن
To be between the devil and the deep blue sea.
راه پس وپیش نداشتن
out of favor with someone
<idiom>
حسن نیت نداشتن
out of step
<idiom>
هم آهنگ وتوازن نداشتن
make no bones about something
<idiom>
هیچ رازی نداشتن
inapprehension
نداشتن بیم یا نگرانی
not a leg to stand on
<idiom>
مدرک کافی نداشتن
intestacy
نداشتن وصیت نامه
not have a penny to one's name
<idiom>
آهی در بساط نداشتن
want
نیازمند بودن به نداشتن
distrusts
سوء فن اعتماد نداشتن
to paddle one's own canoe
کار بکسی نداشتن
to foel
حال درستی نداشتن
inefficiently
با نداشتن قابلیت بیفایده
wanted
نیازمند بودن به نداشتن
to make no doubt
مطمئن بودن شک نداشتن
distrusting
سوء فن اعتماد نداشتن
distrust
سوء فن اعتماد نداشتن
disconnection
قطع نداشتن رابطه
to get the key of the street
جای شب ماندن نداشتن
thriftessness
نداشتن عقل معاش
distrusted
سوء فن اعتماد نداشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com