English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English Persian
increase صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
Other Matches
multiplier principle اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
accrues افزایش یافتن
accrue افزایش یافتن
accruing افزایش یافتن
to increase [to, by] افزایش یافتن [به مقدار]
bulking افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
accretion افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
elevation tracking دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
wagners law براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
retardation [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
intensified افزایش دادن تشدید کردن
intensify افزایش دادن تشدید کردن
intensifying افزایش دادن تشدید کردن
intensifies افزایش دادن تشدید کردن
frees پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freeing پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freed پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
free پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
rig the market با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
ager نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
accru افزایش
gain افزایش
gained افزایش
increments افزایش
accession افزایش
increscent افزایش
aggrantizement افزایش
summation افزایش
addition افزایش
additions افزایش
addenda افزایش
gains افزایش
intensification افزایش
affixture افزایش
additament افزایش
accretion افزایش
adjunction افزایش
raises افزایش
raise افزایش
addendum افزایش
increase افزایش
expansion افزایش
amplification افزایش
increased افزایش
accessed افزایش
reduce/enlarge افزایش
accesses افزایش
accessing افزایش
enhancement افزایش
augmentation افزایش
auxesis افزایش
increment افزایش
multiplication افزایش
rises افزایش
access افزایش
rise افزایش
scale up افزایش
increases افزایش
bring up صعود با حمایت از بالا
camber افزایش زیاد
ingravescence افزایش تشدید
increase of pressure افزایش فشار
fire raising افزایش اتش
subjunction افزایش در پایان
spurting افزایش ناگهانی
cambers افزایش زیاد
ascends افزایش دادن
ascended افزایش دادن
ascend افزایش دادن
mark up افزایش قیمت
progation افزایش انتقال
elongation افزایش طول
accelerative مایه افزایش
augment افزایش دادن
augmented افزایش دادن
add time زمان افزایش
augmenting افزایش دادن
spurt افزایش ناگهانی
augments افزایش دادن
addibility قابلیت افزایش
aggrandizement افزایش بزرگی
appreciations افزایش بها
increasable افزایش پذیر
annual increase افزایش سالانه
growths افزایش ترقی
growth افزایش ترقی
spurted افزایش ناگهانی
increase in load افزایش بار
voltage increase افزایش ولتاژ
voltage rise افزایش ولتاژ
increase in potential افزایش پتانسیل
tax increase افزایش مالیات
acceleration تعجیل افزایش
augmentable قابل افزایش
thusŠ+= نشان افزایش
hypertension افزایش فشارخون
appreciation افزایش بها
export promotion افزایش صادرات
frequency multiplication افزایش فرکانس
salary increase افزایش حقوق
free radical addition افزایش رادیکالی
fire-raising افزایش اتش
multiplication افزایش تکثیر
spurts افزایش ناگهانی
increase of potential افزایش پتانسیل
increase of contrast افزایش کنتراست
increase of current افزایش جریان
increase of efficiency افزایش راندمان
rise in temperature افزایش دما
overcompound افزایش ترکیب
increase of output افزایش توان
thickening افزایش ضخامت
increase of power افزایش قدرت
superaddition باز افزایش
scale up افزایش مقیاس
superadd باز افزایش
pick up speed <idiom> افزایش سرعت
put on weight <idiom> افزایش وزن
increase in price افزایش بهاء
increase in sensitivity افزایش حساسیت
temperature rise افزایش دما
monetary expansion افزایش پول
increase in value افزایش ارزش
scale up افزایش به نسبت ثابت
appreciation افزایش ارزش دارائی
birth rate ضریب افزایش جمعیت
birth rate نرخ افزایش ولادت
rate of productivity increase نرخ افزایش بازدهی
accretions افزایش یا نمو کوره
rate of wage increase نرخ افزایش دستمزد
appreciations افزایش ارزش دارائی
scale کمتریا افزایش نسبت
aging افزایش طول عمر
birth rates ضریب افزایش جمعیت
strain افزایش طول نسبی
bring something on <idiom> دلیل افزایش سریع
raise to a higher power افزایش دادن نما
birth rates نرخ افزایش ولادت
capital gains افزایش ارزش سرمایه زش
boosts افزایش دادن چیزی
boosting افزایش دادن چیزی
strains افزایش طول نسبی
boosted افزایش دادن چیزی
elongation افزایش درازا کشامد
vrc بررسی افزایش عمودی
artificial aging افزایش استحکام الومینیوم
increment افزایش در حقوق توسعه
ether catalyzed addition افزایش با کاتالیزگری اتر
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
escalator clause شرط افزایش بها
increments افزایش در حقوق توسعه
capital apprecation افزایش ارزش سرمایه
antimarkovinkoff addition افزایش غیر مارکونیکوفی
capital deepening افزایش عمقی سرمایه
hyperglycemia افزایش قند در خون
capital widening افزایش سطحی سرمایه
fibrosis افزایش بافت لیفی
boost افزایش دادن چیزی
increase endorsement تصدیق یا تائید افزایش
jumps جهش افزایش ناگهانی
jumped جهش افزایش ناگهانی
jump جهش افزایش ناگهانی
to be on the increase روبه افزایش گذاشتن
increase in conductivity افزایش قابلیت هدایت
alkalosis افزایش قلیای بدن
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
social increment افزایش ناشی از کار جمعی
to fire up something با تحریک چیزی را افزایش دادن
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
becking mill غلطک برای افزایش طول
appreciations افزایش ارزش دارایی و موجودی
hypercapnia افزایش کربن اکسید در خون
amplified افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
appreciation افزایش ارزش دارایی و موجودی
amplifies افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifying افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplify افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
To keep prices down. جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
internal temperature rise افزایش درجه حرارت داخلی
to rise in somebody's esteem افزایش اعتبار در برابر کسی
multiplier وسیله افزایش ماشین حساب
primary hypertension افزایش اولیه فشار خون
multiplicative کمک کننده به افزایش یا ضرب
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
CSLIP نرخ ارسال داه افزایش می یابد
multiplier افزایش دهنده چند برابر کننده
leukocytosis افزایش تعداد گلبولهای سفید خون
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
Prices are rising ( falling ) . قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
math و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
automation افزایش تولید در اثر ماشینی شدن
frost heave افزایش حجم خاک حاصل ازیخبندان
maths و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com