English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
primary industries صنایع اولیه
Other Matches
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
heavy industry صنایع سنگین
chemical industries صنایع شیمیایی
woodcraft صنایع چوبی
handicrafts صنایع دستی
fine art صنایع مستظرفه
related industries صنایع مرتبط
figures of speech صنایع بدیعی
imagery صنایع بدیعی
heavy industries صنایع سنگین
figure of speech صنایع ادبی
food industries صنایع غذایی
indigenous industries صنایع محلی
utility صنایع همگانی
indigenous industries صنایع بومی
nationalized industries صنایع ملی
nationalized industries صنایع دولتی
consumer industries صنایع مصرفی
metal industries صنایع فلزی
handcraft صنایع یدی
steel industries صنایع فولادی
knowledge industries صنایع اطلاعاتی
key industries صنایع کلیدی
government owned industries صنایع دولتی
key industries صنایع اصلی
dilettantes دوستدارتفننی صنایع زیبا
industrially از نظر حرف و صنایع
aesthete طرفدار صنایع زیبا
government owned industries صنایع متعلق بدولت
dilettante دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettanti دوستدارتفننی صنایع زیبا
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
antitrust یااتحادیههای بزرگ صنایع
plastic arts صنایع پلاستیکی یا قالبی
increasing cost industry صنایع با هزینههای افزایشی
heavy goods محصول صنایع سنگین
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
minerva صنایع یدی خدای پزشکی
protectionist طرفدار حمایت از صنایع داخلی
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
to protect home industry صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
eia Association ElectronicIndustries سازمان صنایع الکترونیک
guild socialism اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
bounties تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
vorticism مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
protectionism دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
initialing اولیه
initialed اولیه
initial اولیه
first generation اولیه
initialling اولیه
initialled اولیه
primeval اولیه
earliest اولیه
primal اولیه
fundamental اولیه
preliminary اولیه
preliminaries اولیه
primitive اولیه
early اولیه
primary اولیه
initials اولیه
rudimentary اولیه
elementary اولیه
dispersion اولیه
raw اولیه
basic اولیه
basics اولیه
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
primes نخستین اولیه
first aids کمکهای اولیه
prereduction کاهش اولیه
feed stock مواد اولیه
layout طرح اولیه
elementary cell پیل اولیه
layouts طرح اولیه
i.c. حالت اولیه
historical costs هزینه اولیه
pre loading بارگیری اولیه
pre load بار اولیه
primed نخستین اولیه
prime نخستین اولیه
pre assembly نصب اولیه
first cause علت اولیه
originals نسخه اولیه
original نسخه اولیه
preliminiary work کار اولیه
primary body جسم اولیه
primary center مرکز اولیه
primary products محصولات اولیه
breaking down train راه اولیه
parent یکان اولیه
primary standard استاندارد اولیه
basic standard استاندارد اولیه
input speed سرعت اولیه
initial speed سرعت اولیه
basic speed سرعت اولیه
basic size اندازه اولیه
input coordinate مختصات اولیه
primary inputs نهادههای اولیه
basic data اطلاعات اولیه
primary cognizance شناختهای اولیه
drawing key طرح اولیه
primary electron الکترون اولیه
primary emission صدور اولیه
cogging train مسیر اولیه
integral تابع اولیه
velocities سرعت اولیه
velocity سرعت اولیه
primary inputs دادههای اولیه
basic requisition number درخواست اولیه
primery voltage ولتاژ اولیه
input information اطلاعات اولیه
input gap فاصله اولیه
input function تابع اولیه
input frequency فرکانس اولیه
input electrode الکترود اولیه
input drift رانش اولیه
input diode دیود اولیه
input data دادههای اولیه
input coupling تزویج اولیه
input circuit مدار اولیه
input noise پارازیت اولیه
input reactance راکتانس اولیه
input voltage ولتاژ اولیه
input unit واحد اولیه
input translator مترجم اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
input time زمان اولیه
input terminal ترمینال اولیه
input tape نوار اولیه
input stage طبقه اولیه
input signal سیگنال اولیه
input capacitor خازن اولیه
input capacitance فرفیت اولیه
input attenuation دمفونگ اولیه
initial level سطح اولیه
initial cost هزینه اولیه
initial condition شرط اولیه
initial condition شرایط اولیه
opening capital سرمایه اولیه
initial capital سرمایه اولیه
initial acceleration شتاب اولیه
initial mass جرم اولیه
initial point نقطه اولیه
input attenuation میرائی اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
initialize مقداردهی اولیه
initial velocity سرعت اولیه
initial value مقدار اولیه
initial strength استحکام اولیه
initial reserves ذخایر اولیه
incunabula مراحل اولیه
first notions تصورات اولیه
scheme طرح اولیه
stuffs ماده اولیه
stuffed ماده اولیه
stuff ماده اولیه
base rates ارزش اولیه
stock ماده اولیه
base rate ارزش اولیه
stocked ذخیره اولیه
prototype نمونه اولیه
basic agreement توافق اولیه
primery citcuit مدار اولیه
priority processing پردازش اولیه
primery coil پیچک اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . ما یه اولیه از من کار از تو
stocked ماده اولیه
stock ذخیره اولیه
primery current جریان اولیه
primery obligation تعهدات اولیه
primery terminal ترمینال اولیه
inputted سیگنال اولیه
inputted توان اولیه
input سیگنال اولیه
input توان اولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com